ترجمه و توضیح سوره انفطار

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش از آن مؤمنین است.

إِذَا السَّمَاءُ انفَطَرَتْ ﴿١﴾ وَإِذَا الْکَوَاکِبُ انتَثَرَتْ ﴿٢﴾

هنگامی‎که آسمان بشکافد (١) و هنگامی که ستارگان پراکنده شوند و فرو ریزند(٢)

این آیات به قسمتی از حوادث وحشت انگیزی که در آستانه ی رستاخیز سراسر جهان را فرا می گیرد، اشاره می نماید. نظام جهان بالا درهم می ریزد و ستارگان از مدار خود بیرون می روند. در حقیقت در این آیه ستارگان را به گردن بندی از مروارید تشبیه کرده که دانه های ریز و درشتش را با نظمی معین چیده و به نخ کشیده باشند، ناگهان رشته اش پاره شود و دانه ها درهم و برهم و متفرق شوند.

وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ ﴿٣﴾ وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ﴿۴﴾

وآن زمان که دریاها به هم پیوسته شود (٣) و آن زمان که قبرها زیر و رو شود (۴)

در آستانه قیامت و بر اثر زلزله ای شدید یا متلاشی شدن کوه ها و ریختن در دریاها یا آب شدن یخ های سطح زمین به واسطه ی تحولات در خورشید و ستارگان، آب سراسر خشکی ها را فرا می گیرد و دریاها به صورت یک اقیانوس گسترده فراگیر درمی آیند. در آن زمان قبرها منقلب شده و باطنشان که همان انسان های مرده اند ظاهر می گردند تا به جزای اعمالشان برسند.

عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ ﴿۵﴾

هرکس می¬داند آنچه را از پیش فرستاده و آنچه را برای پس نهاده است (۵)

یعنی آن روز حجاب ها کنار می رود و پرده های غرور و غفلت دریده می شود و حقایق جهان آشکار می گردد. در آنجاست که انسان تمامی اعمال خود را می بیند، خواه اعمالی که خودش کرده و خواه سنّتهایی که باب کرده و بعد از مردنش، هر کس به آنها عمل کند ثواب و عقابش به او نیز می رسد و حتّی اشیا و بناهای مفیدی که برای مردم به یادگار می گذارد و همچنین فرزند صالح که می تواند پاداشی را بعد از مرگ انسان برایش بفرستد.

یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ ﴿۶﴾

ای انسان چه‌ چیز تو را نسبت به پروردگار کریمت مغرور ساخت؟ (۶)

آیا سزاوار است نسبت به کسی که به اقتضای ربوبیّتش، پیوسته انسان را مورد حمایت خود قرار داده و تربیت و تکامل او را به عهده می گیرد و به مقتضای کرمش او را از تمام مواهب مادی و معنوی برخوردار می سازد، بی آن که پاداش و عوضی را بطلبد و حتّی خطاهای او را نادیده می گیرد، جسور بود و از او غافل ماند؟ انسان در واقع در برابر این سؤال که چه چیز تو را به “رب الکریم” مغرور ساخت؟ عذر و بهانه ای ندارد.

الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ ﴿٧﴾

پروردگاری که تو را آفریده و پرداخته و تناسب داده (٧)

یکی از موارد کرم و تدبیر او این است که تو را با همه‎ی اجزای وجودت، اجزایی که باید باشد، خلق کرد و سپس هر عضو را در جای مناسبش قرار داد و بعد بین آنها توازن و تعادل برقرار کرده و آنها را هماهنگ ساخت. به طوری که می بینیم هیچ عضوی از اعضای او از معادلش قوی تر و سنگین تر نیست. در نتیجه اگر یکی از اعضایش نتوانست کار او را انجام دهد، عضوی دیگر برایش قرار داده تا آن کار را انجام دهد. مثلاً: برای خوردن لقمه که کار دهان است چون دهان خودش نمی تواند لقمه را پاره و خرد کند، این کار را با دندان های مختلف انجام می دهد و چون نیازمند است لقمه را به زیر دندان ها بدهد و از این سو به آن سو ببرد، خدای تعالی این کار را به عهده زبان گذاشته و… روی همین حساب معادله را در اعمال سایر اعضا و قوا برقرار ساخت.

فِی أَیِّ صُورَهٍ مَّا شَاءَ رَکَّبَکَ ﴿٨﴾

در هر صورتی که خواست تو را ترکیب نمود (٨)

یعنی خدا نوع انسان را در مقایسه با انواع حیوانات، صورتی موزون و زیبا داد و از حیث روانی نیز ترکیبی به او داد که آماده‎ی پذیرش هرگونه علم و آگاهی و تربیت می باشد. به علاوه ظاهر انسان ها را متفاوت ساخت تا نظام اجتماعی بشر مختل نگردد و همین طور استعداد و سلیقه های افراد را مختلف کرد تا از ترکیب آنها جامعه ای سالم پدید آید که نیاز همگان رفع گردد.

کَلَّا بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ ﴿٩﴾

چنین نیست که شما می پندارید، بلکه شما روز جزا را انکار می کنید (٩)

یعنی منشأ غرور انسان، کرم و لطف و خطا پوشی خدا نیست؛ بلکه ریشه ی اصلی در بی ایمانی به روز رستاخیز است. زیرا در حالات افراد مغرور و غافل دقت کنیم، می بینیم مسأله‎ی ‌اصلی این است که در اعماق روح بسیاری از آنها شک و تردید یا انکار قیامت نهفته است و امور دیگر همگی بهانه است.

وَإِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ ﴿١٠﴾ کِرَامًا کَاتِبِینَ ﴿١١﴾

وبه یقین نگهبانانی برشما گمارده شده اند (١٠) که نویسندگانی والا مقام هستند(١١)

یعنی اعمال انسان از طریق نوشته شدن توسط فرشتگان محفوظ می ماند. فرشتگان کاتب و حافظ اعمال انسان، صاحب کرامتند و به حسب خلقت، مصون از گناه اند. قابل توجه این که آیات فوق در توصیف این فرشتگان می گوید: آنها بزرگوار و نزد پروردگار والامقامند، تا انسان ها بیشتر مراقب اعمال خویش باشند. زیرا هر قدر ناظر بر اعمال انسان شخصیت والاتری داشته باشد، انسان بیشتر از او ملاحظه می کند و از انجام گناه شرمنده تر می‌شود. تعبیر به”کاتبین” در حقیقت تأکیدی است براین معنی که آنها به حافظه قناعت نمی کنند، بلکه به درستی می نویسند و ثبت می کنند و به این ترتیب، هرگز چیزی از آنها فوت نمی شود و صغیر و کبیر را ثبت می‌کنند.

یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ ﴿١٢﴾

آنها می¬دانند شما چه انجام می دهید (١٢)

این آیه دلالتی بر این معناست که نویسندگان، دانای به نیّات نیز هستند، چون می فرماید: آنچه انسان ها می کنند می دانند، معلوم است که بدون علم به نیّات نمی توانند به خصوصیات افعال و عناوین آنها و این که خیر است یا شر، حسنه است یا سیئه علم پیدا کنند. پس در تشخیص اعمال نیک و بد انسان دچار خطا نمی شوند‌ و اعمال را همان طور که هست نوشته و حفظ می‌کنند.

إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ ﴿١٣﴾ وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ ﴿١۴﴾

به یقین نیکوکاران در نعمت فراوانی هستند (١٣) و بدکاران در دوزخند (١۴)

در واقع آیات نتیجه ی حفظ اعمال و حسابرسی آنها را در قیامت بیان می کند. منظوراز” فجّار” کافر هتّاک است، نه مسلمان گنهکار. زیرا مسلمان گنهکار جاودانه در آتش نمی ماند، در حالی که آیات بعدی اشاره به خلود در آتش دارد.

یَصْلَوْنَهَا یَوْمَ الدِّینِ ﴿١۵﴾ وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِینَ ﴿١۶﴾

روزجزا وارد آن می شوند‌ و می سوزند (١۵)و هیچ گاه ازآن دور نباشند(۱۶)

“یصلون” از ماده صلیبه معنی دخول در آتش و سوختن و برشته شدن و تحمل درد و رنج است. بنابراین، در آیه ١۶ تأکید می‌شود براین که فجّار همان کفّارند، چرا که خلود و جاودانگی در دوزخ جز در مورد آنها وجود ندارد. پس منظور از “هیچ گاه از آن غایب نیستند” این است که فجّار هیچ وقت از دوزخ بیرون نمی آیند و برای همیشه در آن هستند.

وَمَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الدِّینِ ﴿١٧﴾ ثُمَّ مَا أَدْرَاکَ مَا یَوْمُ الدِّینِ ﴿١٨﴾

تو چه می دانی روز جزا چیست؟ (١٧) باز تو چه می دانی روز جزا چیست؟ (١٨)

در واقع آیه روز جزا را بزرگ و هول انگیز معرفی می کند، به طوری که هیچ کس به حقیقت آن نمی تواند پی ببرد و جایی که رسول (ص) با آن آگاهی وسیعش نسبت به مبدأ و معاد، از حوادث آن روز و اضطراب و عظمتش به خوبی اطلاع ندارد تکلیف بقیه روشن است.

یَوْمَ لَا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَیْئًا وَالْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِّلَّـهِ ﴿١٩﴾

روزی است که هیچ کس برای کسی اختیار چیزی را ندارد ، وحکم در آن روز از آن خداست (١٩)

یعنی در آن روز هیچ انسانی نمی تواند برای دیگران کاری بکند و شری را دفع یا خیری را جلب کند و البته این موضوع با آیات شفاعت منافاتی ندارد؛ زیرا شفاعت به اذن خداست و در نتیجه آن روز مالک مطلق خداست و غیر او، کمترین سهمی از مالکیت ندارد و تنها اوست که دستور می دهد. این که تنها امرکننده در قیامت خداست به این معنا نیست که در دنیا این طور نبوده، بلکه مراد آن است که این حقیقت در قیامت ظاهر می‌شود و حاکمان و ظالمان زمینی برچیده می شوند و تنها حاکمیت مطلقه‎ی خدا آشکار می گردد.