ترجمه و توضیح سوره معارج ۴۴ – ۱۹

إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا ﴿١٩﴾ إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا﴿٢٠﴾ وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعًا ﴿٢١﴾

به راستی انسان بسیار حریص خلق شده است (١٩) چون آسیبی به او برسد بی تاب است (٢٠) و چون خیری به او برسد بخل ورز است (٢١)

” هلوع” کسی است که در هنگام برخورد با ناملایمات بسیار بی تابی می کند، و چون به خیری می رسد از انفاق به دیگران خود دارای می کند. اما حرص به خودی خود بد نیست، چطور می تواند صفت مذموم باشد، با این که تنها وسیله ای است که انسان را دعوت می کند به این که خود را به سعادت و کمال وجودش برساند، حرص وقتی بد می شود که انسان آن را بد کند و درست مدیریّت نکند. صفت حرص، که جزع و منع لازمه آن است، به عنوان نعمت و فضیلت خلق شده بود، و این خود انسان است که آن را از فضیلت بودن خارج می کند و به صورت رذیله اش درمی آورد، و مذمتی هم که شده از حرص بشری شده است، نه حرصی که خدا در بشر قرار داده. پس با در نظر گرفتن این که خیر واقعی عبارت است از مسابقه به سوی پروردگار، و شرّ واقعی عبارت است از نافرمانی خدای تعالی، بنابراین؛ حرص در انسان های تربیت یافته عامل پیشبرد به سوی کمالات می شود، زیرا همواره خیر واقعی خود را، طلب می کند و از شرّ واقعی پرهیز می نماید و به این ترتیب در همه حال، در پی کسب مغفرت و رضایت خدا می باشد و از نافرمانی او و گناهکاری اجتناب می نماید، اما نسبت به خیر دنیوی حرصی ندارد و درمقابل شرّش صبر می کند و از حدود الهی تجاوز نمی کند.

إِلَّا الْمُصَلِّینَ ﴿٢٢﴾ الَّذِینَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ ﴿٢٣﴾

غیر از نمازگزاران (٢٢) همان کسانی که بر نمازشان پایدارند (٢٣)

فقط مؤمنین هستند که حرص خود را در جهت کمال و فضیلت الهی حفظ کرده و آن را پیرو عقل و حق قرار داده‌اند. اما حرص سایر افراد مایه هلاکتشان خواهد بود، چون مؤمنین افرادی هستند که بهترین اعمال یعنی نماز را برپا می دارند، زیرا نماز بازدارنده از هر فحشا و منکری است و البته در خواندن نمازشان مداومت دارند، نه اینکه دایما در حال نمازند، بلکه به این معنا که نماز آنها خواه کم باشد و خواه زیاد، برآن مداومت دارند چون اثر هر عملی با مداومت درآن، ظاهر می‌شود.

وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ ﴿٢۴﴾ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ﴿٢۵﴾

و کسانی که در اموالشان حقی معین است (٢۴) برای سائل و محروم (٢۵)

مؤمنین آنهایی هستند که علاوه بر پیوند با خدا (با اقامه نماز)، ارتباطی محکم با خلق دارند و در اموالشان حقی معلوم برای سائل و محروم است. منظور از سائل فردی است که حاجت خود را می گوید اما محروم، شرم و حیا می کند که تقاضا کند. مؤمنین با این کار از یک سو با فقر و محرومیت مبارزه می کنند‌ و از سوی دیگر مانع ازآن می شوند که حرص و دنیا پرستی به جای حرص معقول آنها بنشیند.

وَالَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ ﴿٢۶﴾

و کسانی که روز جزا را باور دارند (٢۶)

اعمال صالحه ای که مؤمنین انجام می دهند، مانند نماز و انفاق و غیره به این جهت است که عمل و تمام وجودشان همیشه به روز جزا گواهی می دهد و معتقدند هرعملی که انجام می دهند به زودی در مورد آن بازخواست شده برطبق آن جزا داده  می شوند به همین دلیل  دایما  مراقبند که  در انجام هر عملی خدا را فراموش نکنند و مطابق فرمان او عمل کنند.

وَالَّذِینَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ ﴿٢٧﴾ إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَیْرُ مَأْمُونٍ ﴿٢٨﴾

و آنان که‎ از پروردگارشان بیمناکند(٢٧)چراکه ازعذاب پروردگارشان ایمنی نیست (٢٨)

مؤمنین گرچه به روز جزا ایمان دارند و در انجام اعمال صالح مداومت می‌کنند، اما باز از عذاب پروردگارشان بیمناکند، زیرا هیچ گاه خود را از عذاب پروردگارشان درامان نمی بینند و همواره در حالت خوف هستند. امام علی (ع) به فرزند گرامیش نصیحت کردند که، آن چنان از خدا خائف باش که اگر تمام حسنات مردم روی زمین را بیاوری احتمال بده ازتو نپذیرند، و آن چنان به او امیدوار باش که اگر تمام گناهان اهل زمین را داشته باشی احتمال بده تو را بیامرزد. تنها دراین صورت است که مسیر کمال همواره باز می ماند و الّا غرور از اعمال صالح و یا یأس از گناهان انسان را زمین گیر می کند.

وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ ﴿٢٩﴾ إِلَّا عَلَىٰ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ ﴿٣٠﴾

و کسانی که شرمگاه خود را حفظ کنند (٢٩) مگر بر همسرانشان یا کنیزانشان که در این صورت مورد نکوهش نیستند (٣٠)

مؤمنین غریزه جنسی خود را از هر طغیانی کنترل و ازهر بی عفتی حفظ می‌کنند، اما چون منطق اسلام این است که هیچ نیرویی نباید از طبیعت اولیه انسان حذف شود، بلافاصله قید می کند که این غریزه را در مسیر صحیح آن یعنی ازدواج به جریان می اندازند و به این ترتیب آیه، روش راهبان و مرتاضان را باطل می سازد و می فرماید: که آنها فقط با همسران و کنیزانشان آمیزش جنسی دارند و در بهره‌گیری از اینها سرزنش نخواهند شد.

فَمَنِ ابْتَغَىٰ وَرَاءَ ذَٰلِکَ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْعَادُونَ ﴿٣١﴾

پس هرکس فراتر از این را جوید، آنها همان تجاوزکارانند (٣١)

چون اسلام طرفدار پاسخ دادن به غرایز است منتهی پاسخ متعادل، لذا تجاوز ازاین حد را که سبب فساد جنسی و فحشا می گردد را رد می کند.

وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ﴿٣٢﴾

و کسانی که امانتها و پیمان خود را مراعات می‌کنند (٣٢)

ویژگی دیگر مؤمنین این است که وقتی جان و عِرض و مالی، در نزدشان به امانت می گذارند در حفظ و نگهداری آن کوشا هستند و بلکه درآنچه که خدا از وظایف اعتقادی و عملی به عهده شان گذارده، یعنی حق الله و حق الناس، نیز خیانت نمی­کنند. و مراد از عهد، قراردادهای زبانی و عملی است که انسان با غیر می­بندد، که مؤمنین در رعایت آن بسیار تلاش می‌کنند و بدون مجوز آن را نقض نمی­کنند و از جمله به ایمان به خدا، که عهدی است بین بنده و خدا پایبند هستند.

وَالَّذِینَ هُم بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ ﴿٣٣﴾

و آنان که بر شهادت های خود ایستاده اند (٣٣)

یکی از مهم ترین پایه های برپایی عدالت در جامعه بشری، ادای شهادت و ترک کتمان است و  مؤمنین  این چنین هستند. یعنی وقتی آنها را  برای  شهادت دادن دعوت می‌کنند، بدون هیچ کم و زیادی آنچه را دیده و شنیده اند می گویند و از دردسر یا دشمنی این و آن نمی هراسند.

وَالَّذِینَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ ﴿٣۴﴾ أُولَـٰئِکَ فِی جَنَّاتٍ مُّکْرَمُونَ ﴿٣۵﴾

و کسانی که بر نمازشان مواظبت دارند (٣۴) آنها در باغ هایی از بهشت گرامی داشته می شوند (٣۵)

جالب است که در پایان ویژگی های مؤمنین دوباره به نماز برمی گردد، تا بفهماند که مهم ترین ویژگی آنها توجه به نماز است و چرا چنین نباشد درحالی که نماز اثربخش ترین عامل تزکیه و پاکسازی خود و جامعه است. باید توجه کرد مداومت برنماز، مربوط به خود نماز است اما مواظبت، به کیفیت و روح نماز برمی گردد. مؤمنین که دارای این اوصاف هستند در باغ های بهشتی جا دارند و از هر نظر تکریم و گرامی داشته می شوند.

فَمَالِ الَّذِینَ کَفَرُوا قِبَلَکَ مُهْطِعِینَ ﴿٣۶﴾ عَنِ الْیَمِینِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِینَ ﴿٣٧﴾ أَیَطْمَعُ کُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن یُدْخَلَ جَنَّهَ نَعِیمٍ ﴿٣٨﴾

این کافران را چه می‌شود که با سرعت نزد تو می آیند؟(٣۶) گروه گروه از راست و چپ (٣٧)آیا هریک از آنها طمع دارد داخل بهشت پرنعمت الهی بشود؟ (٣٨)

آیه مورد بحث مربوط به طایفه ای از مسلمانان است که ایمان آورده و داخل مؤمنین بودند، و بیشتر از مؤمنین واقعی چپ و راست رسول خدا (ص) را احاطه می کردند ولی در باطن به بعضی از احکام که بر رسول خدا (ص) نازل شده کفر ورزیدند و اعتنایی به آن نکردند. خدای سبحان دراین آیات، توبیخ شان کرده که از احاطه کردن رسول خدا(ص) و همواره با آن جناب بودن، سودی نخواهند برد و نباید طمع بهشت کنند، چون از آنهایی که داخل بهشت می شوند نیستند و نه، می توانند قضا و قدر خدا را لغو کنند، و نه، خدا را به ستوه آورند.

کَلَّاۖ إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّمَّا یَعْلَمُونَ ﴿٣٩﴾ فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ ﴿۴٠﴾ عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ خَیْرًا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ ﴿۴١﴾

هرگز چنین نیست، بی تردید ما آنها را از آنچه می دانند آفریدیم، پس به پروردگار خاوران و باختران سوگند که قطعا ما توانائیم (۴٠) بر این که به جای آنها بهتر از ایشان را بیاوریم و ما مغلوب نمی شویم (۴١)

سوگند به پروردگاری که با نظم دقیقی خورشیدِ با عظمت را هر روزی در مشرق و مغرب جدیدی قرار می دهد، توضیح این که، خورشید هرروز از نقطه ی تازه ای طلوع و در نقطه ی تازه ای غروب می کند، بنابراین؛ به تعداد روزهای سال مشرق و مغرب داریم. درواقع این سوگند، بیانگر این مطلب است که کسی که تدبیر همه ی حوادث عالم منتهی به اوست، هیچ حادثه ای او را به ستوه نمی آورد، پس هرگز چنین نیست که آنها می پندارند، برای این که اینها خودشان می دانند که از آبی پست و بی ارزش خلق شده اند و خدا قادر است که اینان را از بین برده، اشخاص بهتر از آنان را به جایشان قرار دهد، اشخاصی که اعتنای به امر دین دارند و لیاقت دارند که داخل بهشت شوند، و این طایفه نمی توانند خدا را از خلقت اشخاص بهتر و داخل بهشت کردن آنها مانع شوند، البته اگر آنان را داخل بهشت کند به خاطر کمال ایشان است، نه این که محکوم و مجبور به این کار شده باشد، پس این تقدیر الهی که بهشت مخصوص صالحان از اهل ایمان است، هرگز نقض نمی شود.

فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَیَلْعَبُوا حَتَّىٰ یُلَاقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ ﴿۴٢﴾

پس بگذارشان در باطل فرو روند و بازی کنند تا روزشان را که وعده داده می شوند دیدار کنند (۴٢)

ای رسول آنها را رهاکن و خود را با موعظه و اندرز آنها به سختی نیانداز، زیرا این طایفه اهل منطق و تذکر نیستند و تنها اهل اباطیل و اراجیف هستند که جز در عالم خیال هیچ سود و حقیقتی برای آنها ندارد، پس بگذار مانند کودکان سرگرم بازی باشند تا روز موعود خویش را ملاقات کنند و همه حقایق را با چشم خود ببینند.

یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ سِرَاعًا کَأَنَّهُمْ إِلَىٰ نُصُبٍ یُوفِضُونَ ﴿۴٣﴾ خَاشِعَهً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّهٌۚ ذَٰلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کَانُوا یُوعَدُونَ ﴿۴۴﴾

روزى که از گورها شتابان برآیند، گویی که چون تیری به سوی نشانه ها می دوند (۴٣)درحالی که دیدگانشان هراسان فرو افتاده،  ذلّت آنها را فرا گیرد. این همان روزی است که به آن وعده داده می شوند (۴۴)

روز قیامت از قبرها درمی آیند، درحالی که سرگردان می دوند، گویا به سوی علامتی می دوند تا راه را پیدا کنند، اما از شدت وحشت و شرمساری جرئت ندارند سربرآورند و چشمهایشان به زیر افتاده و غبار مذلت و غم و پشیمانی برسرو صورتشان نشسته اما چه سود؟