ترجمه و توضیح سوره ملک ۱۵ – ۱

 بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند ی‎که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش ‎از آن مؤمنین است.

تَبَارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿١

پر برکت است کسی که حکومت جهان هستی به دست اوست، و او برهر چیزی تواناست (١)

یعنی هرموجودی اگر به اندازه ­ی ظرفیتش صاحب قدرت است، هم خودش و هم قدرتش در قبضه قدرت الهی است به طوری که خدا به هر نحوی که بخواهد می­ تواند درآن تصرف کند. و این که قدرت خدا محدود به هیچ حد و نهایتی نیست.

الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًاۚ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ ﴿٢

آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک از شما بهتر عمل می­ کنید و او شکست ناپذیر و بخشنده است (٢)

یعنی خدای تعالی شما را این طور آفریده که نخست موجود زنده باشید و سپس بمیرید و این نوع از خلقت، امتحانی است تا بدین وسیله خوبان شما از بدهای شما متمایز شود و معلوم شود کدامتان از دیگری بهتر عمل می ­کنید. و معلوم است که این امتحان و این تمایز برای هدفی دیگر است، برای پاداش و کیفری است که بشر با آن مواجه خواهد شد. از آیه فهمیده می­ شود که مقصود از خلقت، رساندن جزای خیر به بندگان بوده، چون در این آیه سخنی ازگناه وکار زشت و کیفر نیامده، تنها عمل خوب را ذکر کرده، پس صاحبان عمل نیک مقصود خلقتند، و دیگران به خاطر آنان خلق شده ­اند. در پایان اشاره می ­کند که او عزیز است و قدرت مطلقه مخصوص اوست و هیچکس نمی ­تواند بر او غالب شود، تا به همگان هشدار دهد که متوجه عمل نیک بشوند. و با دادن وعده آمرزش به گناهکاران آنها را امیدوار می­ سازد که از لغزش و گناهان مأیوس نباشند، و با این جمله‎ی کوتاه ایجاد خوف و امید می ­کند تا انسان­ها از هدف خلقت که بهترین عمل است بازنمانند. این را هم باید گفت که اگر خدا مرگ را خلق کردنی می ­داند برای این است که مرگ، عدم نیست بلکه مطابق تعالیم قرآن فقط یک انتقال است و این خلق شدنی است. امام صادق (ع) فرمودند: مهم کیفیت عمل است نه کمیّت، انجام خود عمل دشوار نیست، این دشوار است که انسان آن را خالص انجام دهد، و همچنان خالص باقیش بدارد، و آگاه باشید که عمل‌ خالص آن عملی است که نخواهی مردم تو را دربرابر آن بستایند، و جز خدا کسی را منظور نداشته باشی. آری نیّت مهم تر از عمل است، آگاه باشید که ارزش عمل به همان نیّت است.

الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًاۖ مَّا تَرَىٰ فِی خَلْقِ الرَّحْمَـٰنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِن فُطُورٍ ﴿٣

همان کس که هفت آسمان را برفراز یکدیگر آفرید، تو در آفرینش خدای رحمان هیچ تضاد و عیبی را نمی ­بینی، بار دیگر نگاه کن، آیا هیچ شکاف و خللی مشاهده می­کنی؟ (٣)

مقصود از “سماوات سبع” همان معنی واقعی آسمان­های هفتگانه است و با توجه به آیه (۶/صافات) که می ­گوید: ماآسمان نزدیک (آسمان اول) را با ستارگان زینت بخشیدیم، روشن می‌شود که آنچه ما می­بینیم و علم و دانش بشر به آن احاطه دارد، همه مربوط به آسمان اول است و ماورای این ستارگان و سیارات، شش عالم دیگر وجود دارد که از دسترس علم ما بیرون است. و چیزی که هست این آسمان­های هفتگانه هریک روی دیگری قرار دارد و از همه نزدیک تر به ما آسمانی است که ستارگان و سیارات در آنجا قرار دارند. پس منظور از نبودن تفاوت درخلق این است که همین خدایی که هفت آسمان را آفرید، اجزاء عالم خلقت را طوری آفرید که هر موجودی بتواند به هدفی که برای آن خلق شده برسد و هیچ موجودی مانع موجود دیگر برای رسیدن به مقصدش نمی­ شود، و به این ترتیب عالم هستی سراسر نظم و استحکام و انسجام می‌شود، و از اتم تا بزرگ ترین کهکشان­ها در سیطره ی نظم و قانون قرار می ­گیرند. البته باید توجه داشت تفاوت با اختلاف فرق می ­کند چون در نظام هستی به خاطر گوناگونی نقش­ها، اختلافات زیادی به چشم می­ خورد مانند اختلاف رنگ­ها و زبان­ها و قدرت­ها، اما تفاوت وجود ندارد چون تفاوت شبیه تبعیض و بی عدالتی است.

ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خَاسِئًا وَهُوَ حَسِیرٌ ﴿۴

باردیگر نگاه کن، سرانجام چشمانت به سوی تو باز می­گردد، درحالی که خسته و ناتوان است (۴)

دوباره و سه باره و چند باره به نظام هستی نظر کن، آن قدر که چشمهایت ناموفق بشود، درحالی که خسته شده است اما هنوز هیچ تفاوتی نخواهی دید و این می ­رساند که، نظام هستی با همه ی تنوعش یک موجود واحد است.

وَلَقَدْ زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّیَاطِینِۖ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِیرِ ﴿۵

ما آسمان پایین (نزدیک) را با چراغ های فروزانی زینت بخشیدیم، وآنها را تیرهایی برای شیاطین قرار دادیم، و برای آنان عذاب آتش فروزان فراهم ساختیم (۵)

یعنی ما با ستارگانی که زینت بخش آسمان هستند، شیاطینی را که به آسمان نزدیک می ­شوند تا به عالم ملائک برسند و از اسرار آنجا با خبر شوند، تیر باران می­ کنیم. و ما برای شیطان­ها که همانا اشرار از جنیان هستند، عذاب دوزخ را تهیه کرده­ ایم که آتشی مشتعل است.

وَلِلَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ ﴿۶

و برای کسانی که به پروردگارشان کافر شدند عذاب جهنم است، و بد جایگاهی است (۶)

مراد از “الَّذِینَ کَفَرُوا” عموم کسانی هستند که به ربوبیّت خدا کافر باشند، چه بت پرست­ها، که به کلی ربوبیّت خدا را برای عالم منکرند، و می­گویند خدای تعالی تنها، رَبّ أرباب­های ایشان است، و چه آنهایی که اصلاً منکر ربوبیّت خدا هستند، و چه آنهایی که مثل یهود و نصاری بین خدا و پیامبرانش جدایی انداخته، یکی آن خدایی را قبول دارد که موسی (ع) را فرستاده، و آن دیگری خدایی را  می­ پرستد که عیسی (ع) را فرستاده و هریک به خدا و پیغمبر دیگری کافر شدند.

إِذَا أُلْقُوا فِیهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِیقًا وَهِیَ تَفُورُ ﴿٧

هنگامی که درآن افکنده شوند صدای وحشتناکی از آن می­شنوند، و این در حالی است که پیوسته می­ جوشد (٧)

وقتی کفار در جهنم ریخته می ­شوند، صدای شهیقی (نَفَسی) ازآن می­ شنوند، نَفَسی که چون مغناطیس آنان را به داخل خود می­ کشاند، درحالی که جهنم جوشان است و کفار را مانند نخودی که در دیگ جوشان بالا و پایین می‌شود، بالا وپایین می­ کند. (شهیق: به معنای طولانی شدن بازدم، ردّ نَفَس است، مکیدن)

تَکَادُ تَمَیَّزُ مِنَ الْغَیْظِۖ کُلَّمَا أُلْقِیَ فِیهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ یَأْتِکُمْ نَذِیرٌ ﴿٨

نزدیک است دوزخ از شدّت غضب پاره پاره شود؛ هرزمان که گروهی درآن افکنده می­ شوند، نگهبانان دوزخ ازآنها می­پرسندمگربیم دهنده­ی‎الهی به سراغ شما نیامد؟(٨)

شدت خشم دوزخ به حدی است که هر لحظه بیم متلاشی شدن آن می ­رود، مانند انسان خشمگینی که فریاد می­ کشد و می­ جوشد و نزدیک است منفجر گردد. و هر زمان که گروهی از کافران در دوزخ افکنده می ­شوند نگاهبانان دوزخ از روی تعجب و توبیخ از آنها سؤال می‌کنند مگر شما رهبر و راهنما نداشتید و انذار کننده­ ی الهی به سراغ شما نیامد پس چرا به این روز سیاه افتادید؟ گویا این نگاهبانان نم ی­توانند باور کنند که انسان با آگاهی تمام و با وجود داشتن رهبر آسمانی به چنین سرنوشتی گرفتار شود.

قَالُوا بَلَىٰ قَدْ جَاءَنَا نَذِیرٌ فَکَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّـهُ مِن شَیْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِی ضَلَالٍ کَبِیرٍ ﴿٩ وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿١٠

می­ گویند: آری بیم دهنده به سراغ ما آمد، ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هرگز چیزی نازل نکرده و شما درگمراهی بزرگی هستید (٩) و می­ گویند: اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقل می­ کردیم در میان دوزخیان نبودیم (١٠)

این آیات علت اصلی بدبختی آنها را بیان می ­کند، می­ گوید: از یک سو خداوند گوش شنوا، و عقل و هوش داده، و از سوی دیگر پیامبرانش را با دلایل روشن فرستاده، اگر این دو با هم ضمیمه شوند سعادت انسان تأمین است. ولی هنگامی که انسان گوش دارد، اما با آن نمی­شنود، و چشم دارد و با آن نمی ­بیند، و عقل دارد و نمی­ اندیشد، اگر تمام پیامبران الهی و کتب آسمانی به سراغ او آیند اثری ندارد. در نتیجه پیروی از هوای نفس، عاقبتش همنشینی با دوزخیان است.

فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِیرِ ﴿١١

پس به گناه خود اعتراف می­ کنند، دور باشند دوزخیان از رحمت خداوند! (١١)

کفار درآیه قبل از روی ندامت گفتند که دربرابر خداوند کوتاهی کردند و هر خیری را که خدا برای آنها خواسته بود از دست دادند. دراین آیه به گناه خود اعتراف می­ کنند و این که آنچه کرده ­اند، اثرش همین است که امروز داخل آتش شوند. بنابراین؛ به آنان نفرین می‌شود که از رحمت خدا دور باشید و آنها نیز به کلی از رحمت خدا دور می ­شوند.

إِنَّ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَیْبِ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ کَبِیرٌ ﴿١٢

کسانی ‎که ‎از پروردگارشان در نهان می ­ترسند، مسلما آمرزش ‎و پاداش بزرگی دارند (١٢)

در واقع بعد از ذکر حال کفار، به نقطه ی مقابل آنها یعنی افرادی اشاره می­ کند که از پروردگارشان ترس و خشیت دارند، چه در پنهان چه در آشکار، آن هم ترس از خدا و عذابی که در پرده غیب است و به چشم نمی­ آید. برای اینان مغفرت و أجری عظیم و غیر قابل تصور است.

وَأَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِۖ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿١٣

گفتارتان را پنهان دارید یا آشکار نمایید، بی گمان او به رازدل ها آگاه است (١٣)

گفته شد: هدف خلقت این است که معلوم شود چه افرادی بهترین اعمال را انجام  می­ دهند تا به مقتضای آن به جزای شایسته خود برسند. آیه به این سؤال پاسخ می­ دهد که چگونه اعمال انسان ها با وجود کثرتشان ضبط می‌شود، به ویژه نیّات درونی که راهی برای آوردن آن نیست؟ می­فرماید: سخن چه بلند باشد چه آهسته نسبت به خدا یکسان است چون او دانای به درون سینه هاست. وقتی در مورد سخنان این چنین است مطمئنا اعمال نیز خواه پنهان و خواه آشکار از دیده ی خدا پنهان نمی­ ماند.

أَلَا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ ﴿١۴

آیا کسی که آفریده نمی ­داند؟ درحالی که او باریک بین آگاه است (١۴)

اعمال خلق، که یکی از آنها اعمال اختیاری خود اوست، هرچند که نسبتی به خود او دارد، و لیکن در حقیقت این خدای سبحان است که آن عمل را اراده و از طریق بنده‎اش و اقتضای سایر اسباب ایجاد می ­کند، پس درحقیقت خالق آن اعمال هم خداست، چون اوست که صاحب عمل را آفریده و صاحب عمل با همه ی آثار و اعمالش و روابطی که بین او و بین آثارش موجود است، همه و همه مخلوق خدایند. پس خدای سبحان محیط به خلایق است، هم به عین و جسم آنها، و هم به آثار و اعمالشان، چه ظاهرش و چه باطنش، چه این که پنهان بدارد و چه آشکار کند. پس چگونه تصور دارد که محیط باشد ولی آگاه نباشد؟ درحالی که خدای تعالی در باطن اشیاء نفوذ دارد و به جزئیات وجود اشیاء و آثارش آگاه است.

هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِن رِّزْقِهِۖ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ ﴿١۵

او کسی است که زمین را برای شما رام کرد، پس در اطراف و اکناف آن قدم بردارید و از روزی او بخورید و برانگیخته شدن شما به سوی اوست (١۵)

خدای تعالی آن کسی است که زمین را برای انواع تصرفات رام و منقاد شما کرد، تا بتوانید بر پشت آن قرار بگیرید و با حرکت کردن روی آن از رزقی که برایتان مقدر کرده بخورید، و به اشکال مختلف برای بدست آوردن آن رزق در زمین تصرف کنید.”وإلیه النشور” یعنی طومار زندگی مردگان که با مرگ پیچیده شده، دوباره در قیامت در محضر او باز می­ شود، مردگان را از زمین در می­ آورد، و برای حساب و سپس جزا زنده می­ کند. و جالب توجه این که، در نامیدن زمین به نام ذلول (رام) اشاره‌ای است به این که، زمین نیز یکی از سیّارات است، و این همان حقیقتی است که علم هیئت و آسمان شناسی بعد از قرن ها بگو مگو و بحث به آن دست یافته. چرا که این مرکب راهوار با حرکات متعدد و بسیار سریعی که دارد آن چنان آرام به نظر می­ رسد که گوئی مطلقاً ساکن است، بعضی از دانشمندان می­ گویند زمین چهارده نوع حرکت مختلف دارد که سه قسمت آن، حرکت به دور خود، حرکت به دور خورشید، و حرکت همراه مجموعه منظومه شمسی در دل کهکشان است، این حرکات که سرعت زیادی دارد چنان نرم و ملایم است که تا دلایل قطعی بر حرکت زمین اقامه نشده بود کسی باور نمی­ کرد حرکتی درکار باشد.