ترجمه و توضیح سوره نبأ ۱۹-۱

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش از آن مؤمنین است.

عَمَّ یَتَسَاءَلُونَ ﴿١﴾

آنها درباره چه چیزی از یکدیگر سؤال می‌کنند؟ (١)

این پرسش در میان مشرکین مکّه بود، همان هایی که منکر نبوت و معاد بودند. و اگر قرآن کریم خبر از آن را به صورت سؤالی آورده، برای این است که به پوچی و حقارت آن اشاره کند و بفهماند پاسخ این سؤال آن قدر روشن است که جایی برای سؤال کردن نیست.

عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ ﴿٢﴾

از خبر بزرگ قیامت (٢)

مراد از خبر عظیم، خبر زنده شدن مردگان و قیامت است، که قرآن عظیم در سوره های مکّی و به ویژه در سوره هایی که اوایل بعثت نازل شده کمال توجه را درباره اثبات آن دارد.

الَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ ﴿٣﴾

همان خبری که پیوسته در آن اختلاف دارند (٣)

کفار وقتی شنیدند که قرآن سخن از قیامت و روز جزا به میان آورده، برایشان گران آمده و شروع کردند از یکدیگر سؤال کردن که این چه خبر عظیمی است که تا کنون به گوش ما نرسیده است؟ البته مشرکین در اصلِ انکار معاد متّفق بودند؛ امّا اختلافشان در طرز انکار آن بود، بعضی وقوع آن را محال می دانستند. پس آن را انکار می کردند (سباء/٧۴) بعضی آن را محال نمی دانستند، امّا چون بعید می دانستند انکارش می کردند (مؤمنون/٣۶) بعضی نه آن را محال می دانستند و نه بعید، بلکه انکار آنها به جهت شک در معاد بود (نمل/۶۶) و بعضی به آن یقین داشتند؛ امّا از روی لجاجت منکر آن می شدند(ملک/٢١٧).

کَلَّا سَیَعْلَمُونَ ﴿۴﴾ ثُمَّ کَلَّا سَیَعْلَمُونَ ﴿۵﴾

چنین نیست که پنداشته اند به زودی خواهند دانست (۴) باز هم چنین نیست به زودی آگاه خواهند شد (۵)

این جمله جلوی ایشان را از سؤال کردن درباره قیامت می گیرد، می فرماید: باید از این پرس و جوها دست بردارند، زیرا حقیقت امر به زودی برای آنها کشف می‌شود و این خبر (قیامت) واقع می‌شود، آن وقت آنچه را که امروز نمی دانند‌ خواهند دانست. باید توجه داشت، تکرار آیه در واقع هم برای تأیید مطلب آیه قبل، و هم تهدیدی است برای منکران قیامت.

أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا ﴿۶﴾ وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿٧﴾ وَخَلَقْنَاکُمْ أَزْوَاجًا ﴿٨﴾

آیا ما زمین را مهد آسایش خلق نکردیم؟ (۶) و کوه ها را میخ هایی در آن ]نساختیم؟[ (٧) و شما را جفت آفریدیم (٨)

از آیه ۶ تا ١۶ حتمی بودن زنده شدن مردگان و جزای آنها، و تحقق این خبر عظیم (قیامت) را استدلال می کند و می فرماید: مگر ما نبودیم که زمین را برای شما قرارگاه و محل آرامش ساختیم تا بتوانید در آن قرار بگیرید و تصرف کنید؟ و مگر کوه ها را میخ های زمین نساختیم تا زمین، سکون و آرامش یابد و از تکان ها به دور باشد؟ و ما شما را جفت جفت از نر و ماده آفریدیم تا سنت ازدواج در میان شما جریان یابد و در نتیجه نوع بشر تا روزی که خدا خواسته باشد باقی بماند.

وَجَعَلْنَا نَوْمَکُمْ سُبَاتًا ﴿٩﴾ وَجَعَلْنَا اللَّیْلَ لِبَاسًا ﴿١٠﴾ وَجَعَلْنَا النَّهَارَمَعَاشًا ﴿١١﴾

و خواب را برای شما مایه راحتی و فراغت قرار دادیم (٩) و شب را پوشش (١٠) و روز روشن را برای معاش مقرر داشتیم (١١)

خواب شما را مایه آرامش و تجدید قوای روحی و جسمی و بازسازی اعضای فرسوده و رفع هرگونه خستگی و ناراحتی قرار دادیم و شب را چون لباسی که با ظلمتش همه چیز را بپوشاند، تا مردم دست از کار و حرکت بکشند و متمایل به سکونت و فراغت و برگشتن به خانه و خانواده بشوند. در واقع آیه عقیده دوگانه پرستان را که معتقد بودند روز و نور، نعمت و شب و ظلمت، شر است، را ردّ می کند و هر دو را نعمت بزرگ می داند و ما روز را وسیله ی معاش شما قرار دادیم تا در آن برای کسب روزی تلاش کنید.

وَبَنَیْنَا فَوْقَکُمْ سَبْعًا شِدَادًا ﴿١٢﴾ وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا ﴿١٣﴾

و بالای سر شما هفت آسمان محکم بنا کردیم (١٢) و چراغی نورانی و حرارت بخش آفریدیم (١٣)

عدد هفت شاید اشاره به کثرت باشد، یعنی آسمان های متعدد، یاکه به عدد هفت اشاره دارد، یعنی هفت آسمان و عالم بالای سر ما است یا اشاره به طبقات هوای اطراف زمین می کند، که در عین رقیق بودن ظاهری، از چنان‌ استحکامی برخوردار است که این کره خاکی را از هجوم دایمی سنگ های آسمانی حفظ می کند. دانشمندان محاسبه کرده اند که استقامت قشر هوای اطراف زمین که بیش از یکصد کیلومتر ضخامت دارد به اندازه یک سقف پولادین به ضخامت ده متر است و این یکی از تفسیرهای ( سبع شِداد ) است و سپس به خورشید اشاره می کند که نور و حرارتش خمیرمایه همه مواهب این جهان است.

وَأَنزَلْنَامِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاءً ثَجَّاجًا﴿١۴﴾لِّنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا﴿١۵﴾وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا﴿١۶﴾

و ما از ابرهای باران زا، آبی فراوان نازل کردیم (١۴) تا به وسیله ی آن دانه ها و گیاهان (١۵)و باغ های پر درخت را از زمین خارج کنیم (١۶)

ذکر مواهبی مانند نور و ظلمت و حرارت و آب و خاک و باران و گیاهان همه گویای این مطلب است که بر جهان نظام‌ دقیقی حاکم است و در همه امورش تدبیری محکم جریان دارد و می رساند که ممکن نیست چنین نظامی فقط به خاطر بازی و سرگرمی پدید آمده باشد و حکمت خدا ایجاب می کند که هدفمند باشد و روزی باشد که انسان به جزای آنچه کرده برسد.

إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کَانَ مِیقَاتًا ﴿١٧﴾

همانا روز فصل، میعادگاه همگان است (١٧)

از این آیه به توصیف آن نبأ عظیم می پردازد و اگر آن را یوم الفصل خوانده برای این است که بفهماند در آن روز بین مردم جدایی صورت می گیرد و هر طایفه‌ای به آنچه عمل کرده و مستحق آن شده است می رسد و این که یوم الفصل در علم خدا معین شده بود و روزی که خدا آسمان ها و زمین را می آفرید و نظام‌ جاری در آن را بر آن حاکم می کرد از همان روز برای نظام‌ مادی جهان مدتی معین کرده که با سر رسیدن آن مدت عمر عالم ماده هم تمام می شود، چون خودش عالم دنیا را آفریده بود می دانست که اگر آن را بخواهد بیافریند لازمه اش این است که عالم قیامت را هم به پا کند.

یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا ﴿١٨﴾

روزی که در صور دمیده می‌شود و شما فوج فوج وارد محشر می¬شوید (١٨)

از آیات به خوبی استفاده می‌شود که دو نفخ صور واقع می شود؛ در نفخ اول نظام‌ جهان به هم ریخته و همه می میرند و در دومی جهان نوسازی می‌شود و مردگان به حیات خود باز می گردند و قیامت برپا می‌شود. در آیه ٩۵ سوره مریم می فرماید: هر کس در آن روز تنهاست و در آیه ١٧ سوره اسراء می فرماید: هر گروهی با پیشوایش وارد محشر می شود و این آیه نیز بر فوج فوج وارد شدن دلالت دارد. آیا این آیات با یکدیگر منافات دارند؟ در پاسخ می توان گفت، قیامت ایستگاه های متعددی دارد که ممکن است در ایستگاه اول، مردم گروه گروه و همراه رهبرانشان وارد شوند؛ امّا به هنگام قرار گرفتن در پای محکمه عدل الهی فرد فرد باشند.

وَفُتِحَتِ السَّمَاءُ فَکَانَتْ أَبْوَابًا ﴿١٩﴾

و آسمان گشوده می‌شود و به صورت درهای متعددی درمی آید (١٩)

یعنی درهای عالم غیب به عالم شهود باز می‌شود و پرده ها کنار می رود و عالم انسانی به عالم فرشتگان متصل می گردد.