ترجمه و توضیح سوره نوح ۲۸ – ۱۵

أَلَمْ تَرَوْا کَیْفَ خَلَقَ اللَّـهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا ﴿١۵

آیا نمی بینید که خداوند چگونه هفت آسمان را یکی بالای دیگری آفریده (١۵)

این که آسمان ها را هفتگانه خواند، دلالت دارد براین که مشرکین معتقد به هفت گانه بودن آسمان ها بودند، و آن را امری مسلم می شمردند و قرآن با آنان به وسیله ی همین چیزی که خود آنان مسلم می دانستند، دلیل آورده است. به هرحال داستان هفت گانه بودن آسمان ها که در کلام نوح آمده به خوبی دلالت دارد براین که این مسأله از انبیا (علیهم السلام) از قدیم ترین زمان ها رسیده است.

وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِیهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا ﴿١۶

و ماه را درمیان آسمان ها مایه روشنائی و خورشید را چراغ فروزانی قرار داده است؟ (١۶)

معنای سراج بودن خورشید این است که عالم ما را روشن می کند و اگر این چراغ خدای تعالی نبود ظلمت عالم را فرامی گرفت، و معنای نور بودن ماه این است که ماه به وسیله ی نوری که از خورشید می گیرد زمین را روشن می کند، پس چون ماه خودش روشنگر نیست، سراج نامیده نشده، و این دو آیه در مقام اثبات ربّ بودن خداست تا بفهماند که فقط او لایق پرستش است.

وَاللَّـهُ أَنبَتَکُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا ﴿١٧

و خدا شما را همچون گیاهی از زمین رویانید (١٧)

یعنی خلقت انسان سرانجام منتهی می‌شود به عناصر زمینی، که اگر به طور خاص ترکیب شوند به صورت مواد غذایی درمی آیند و پدران و مادران آن را می خورند و تبدیل به نطفه و سپس تولد انسان می‌شود و این باز اشاره به ربوبیّت خدا و ضرورت پرستش او دارد.

ثُمَّ یُعِیدُکُمْ فِیهَا وَیُخْرِجُکُمْ إِخْرَاجًا ﴿١٨

سپس شمارا به همان زمین بازمی گرداند و بار دیگر شما را خارج می سازد (١٨)

یعنی درآغاز خاک بودید و بار دیگر به خاک برمی گردید، منظور از برگرداندن به زمین این است که شما را می میراند، و در قبر می کند. و منظور از خارج کردن این است که روز قیامت برای جزا از قبر بیرونتان می آورد.

وَاللَّـهُ جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا ﴿١٩ لِّتَسْلُکُوا مِنْهَا سُبُلًا فِجَاجًا ﴿٢٠

و خدا زمین را برای شما فرش گسترده ای قرار داد (١٩) تا از راه های وسیع و درّه های آن بگذرید (٢٠)

یعنی زمین را به گونه ای خلق کرد که به آسانی بتوانید در آن گردش کنید، نه آن قدر سخت و خشن است که نتوانید رفت و آمد کنید و نه آن قدر نرم که در آن فرو روید و نه آن قدر داغ که به زحمت افتید و نه آن قدر سرد که به مشکل گرفتار شوید.

قَالَ نُوحٌ رَّبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَاتَّبَعُوا مَن لَّمْ یَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا ﴿٢١

نوح گفت: پروردگارا! آنها مرا نافرمانی می کنند و کسی را پیروی کردند که مال و فرزندش جز بر زیانکاری وی نیفزود (٢١)

پس این که حضرت نوح مجددا به خدا شکایت می کند، خواسته است بفهماند: بزرگان قومش و توانگران عیّاش، مردم را علیه او می شورانند، و بر مخالفت و آزار او تحریک می کنند و آن مال و فرزندی که از نعمت های خداست و واجب است شکرش به جا آورده شود، در این گونه افراد جز زیادتر شدن کفر ثمره ای نبخشید و به همین جهت مستوجب خسران از رحمت خدا شدند.

وَمَکَرُوا مَکْرًا کُبَّارًا ﴿٢٢

و مکر عظیمی به کار بردند (٢٢)

آیه اشاره به طرح های شیطانی عظیم و گسترده ای دارد که رهبران فاسد قوم نوح به کار می بردند تا مردم را گمراه ساخته و مانع قبول دعوت نوح بشوند.

وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا یَغُوثَ وَیَعُوقَ وَنَسْرًا ﴿٢٣

و گفتند خدایان خود را از دست ندهید و مخصوصا بت های ودّ، سواع، یغوث، یعوق و نسر را رها نکنید (٢٣)

منظورشان این بود که به خاطر نوح دست از عبادت بتها برندارید، به خصوص این ۵ بت که بیشتر مورد توجه و پرستش بودند.

وَقَدْ أَضَلُّوا کَثِیرًاۖ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا ضَلَالًا ﴿٢۴

و تحقیقا بسیاری را گمراه کردند و خدایا! ظالمان را جز ضلالت میفزای (٢۴)

پیشوایان، بسیاری از قوم خود را که از آنان پیروی می کردند گمراه ساختند و نوح نیز درمقابل این ستمگران و قوم ظالم نفرین کرد که خدا گمراهیشان را بیشتر کند. البته این گمراهی ابتدائی نیست بلکه مجازاتی است درمقابل کفر و فسق ایشان و به عبارت دیگر خاصیت اعمال گناه آلود آنهاست.

مِّمَّا خَطِیئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ یَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّـهِ أَنصَارًا ﴿٢۵

به خاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش درآورده شدند، پس برای خود جز خدا هیچ یاوری نیافتند (٢۵)

سرانجام، قوم نوح به خاطر معاصی و گناهانشان به وسیله ی طوفان غرق شدند و داخل آتشی شدند که عذابش با هیچ مقیاسی قابل اندازه گیری نیست. منظور از آتش، آتش برزخ است که مجرمین بعد از مردن و قبل از قیامت در آن معذّب
می شوند، و این آیه یکی از دلایل برزخ است، چون که آیه نمی خواهد بفرماید: قوم نوح غرق شدند و به زودی در قیامت داخل آتش می شوند تا منظور از آتش، آتش قیامت باشد. و در آخر برای طعنه و نیش زدن به بت ها و الهه ی آنان می فرماید: جز خدا کسی را نیافتند که در غرق نشدن یاریشان کند و عذاب را از ایشان بگرداند.

وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا ﴿٢۶

و نوح گفت پروردگارا!  احدی از کافران را بر روی زمین باقی نگذار (٢۶)

آیه، تتمه ی نفرین نوح بر قومش است، اما آیه ٢۵ بین دو نفرین نوح (ع) قرار گرفت تا اشاره کند که هلاکت آنها به خاطر خطاهایی بوده که نوح برشمرده و به علاوه، برای این بوده که زمینه را برای نفرین بعدی و درخواست هلاکت آنها فراهم سازد، و روشن کند که غرق شدن قوم به خاطر استجابت نفرین نوح بوده است و این عذاب تا آخرین نفرشان را هلاک کرد.

إِنَّکَ إِن تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبَادَکَ وَلَا یَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا کَفَّارًا ﴿٢٧

که اگر تو آنها را باقی گذاری، بندگانت را گمراه می‌کنند و جز پلیدکار ناسپاس نمی زایند (٢٧)

اگر درخواست کردم که همه آنها را هلاک کنی برای این بود که هیچ فایده ای در بقای آنها نیست نه برای مؤمنین، به خاطر این که اگر زنده بمانند آن چند نفر مؤمن را هم گمراه می‌کنند، و نه برای فرزندان خود، زیرا قومی که ٩۵٠ سال با مؤثرترین بیانات تبلیغ شوند و ایمان نیاورند و کفر و فساد، تار و پود زندگی آنها شده باشد قطعا نسل هایی فاجر و فاسد و کافر تحویل می دهند.

رَّبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا ﴿٢٨

پروردگارا! مرا بیامرز و همچنین پدر و مادرم وتمام افرادی را که با ایمان وارد خانه‎ی من شدند وجمیع زنان و مردان با ایمان را وظالمان را جزهلاکت میفزای (٢٨)

یعنی نوح در پایان برای چند نفر طلب آمرزش می کند، اول: برای خودش مبادا قصور و ترک اولایی از او سرزده باشد. دوم: برای پدر و مادرش به عنوان قدردانی از آنها. سوم: برای تمام زنان و مردان با ایمان تا روز قیامت.