ترجمه و توضیح سوره بروج

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش از آن مؤمنین است.

وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ ﴿١﴾ وَالْیَوْمِ الْمَوْعُودِ ﴿٢﴾

سوگند به آسمان که دارای برجهای بسیار است (١) و روز وعده داده شده (٢)

مراد از کلمه‎ی بروج موضع ستارگان در آسمان است، سوگند می خورم به آسمان دارای برجها که شیطان ها به وسیله‎ی آن رانده می شوند، که خدا ایمان مؤمنین را از کید شیطان ها و اولیای کافرشان دفع می کند و سوگند می خورم به روز موعودی که هر انسانی به جزای اعمالش می رسد و خداست که در میان بندگانش داوری می کند.

وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ ﴿٣﴾

و سوگند به شاهد و مشهود (٣)

شهادت در دو کلمه شاهد و مشهود به یک معناست و آن عبارت است از: حاضر بودن و به چشم خود دیدن، بنابراین، کلمه‎ی شاهد قابل انطباق است بر رسول خدا (ص) برای این که آن جناب امروز شاهد اعمال امت است، و فردای قیامت به آنچه دیده شهادت می دهد و کلمه‎ی مشهود قابل انطباق است با شکنجه ای که کفار به این مؤمنین می دادند و وضعی که در آخرت به خود می گیرند، یا به عبارتی دیگر: آنچه در روز قیامت برای این ظالمان و مظلومان رخ می دهد، چه ثواب و چه عقاب.

قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ ﴿۴﴾ النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ ﴿۵﴾ إِذْ هُمْ عَلَیْهَا قُعُودٌ ﴿۶﴾ وَهُمْ عَلَى مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ ﴿٧﴾

مرگ و عذاب بر اصحاب الاخدود (۴) گودال هایی پر از آتش شعله ور (۵) هنگامی که در کنار آن نشسته بودند (۶) و آنچه را نسبت به مؤمنان انجام می دادند با خونسردی تماشا می کردند (٧)

اصحاب اخدود جبّاران ستمگری بودند که خندق های بزرگی از آتش پر شعله فراهم می کردند و مؤمنین را به جرم این که ایمان دارند در آن می انداختند و تا آخرین نفرشان را می سوزاندند، در حالی که پیرامون آتش نشسته و سوختن مؤمنین را با کمال خونسردی و قساوت نظاره می کردند.

وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن یُؤْمِنُوا بِاللَّـهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ ﴿٨﴾

هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشند، جزاین که به خدای عزیز وحمید ایمان آورده بودند (٨)

نفرت آن شکنجه گران از مؤمنین فقط به خاطر این بود که آنها به خدا ایمان داشتند. تعبیر به عزیز و حمید هم تهدیدی برای شکنجه گران است تا بدانند خدای قدرتمند شکست ناپذیر که تمام کارهایش شایسته‎ی هر گونه ستایشی است، در کمین آنهاست و هم تسلّی خاطر مؤمنین که همانا خدا حامی ایشان است.

الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّـهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ ﴿٩﴾

همان خدایی که حکومت آسمانها و زمین از آن اوست و بر همه چیز گواه است (٩)

علاوه بر دو صفت حمید و عزیز، این آیه به دو صفت دیگر اشاره می کند که، این اوصاف شایستگی خدا را برای عبودیّت اثبات می¬کنند. وقتی ملکوت آسمانها و زمین از آن اوست و امر و حکم، خاصّ اوست. پس واجب است که تنها او معبود باشد و برایش شریک گرفته نشود به علاوه او بر همه چیز گواه است و چیزی براو پوشیده نیست و به زودی هر کس را به هر چه کرده جزا می دهد. درنتیجه: اوصافی که در این آیات برای اسم جلاله الله آورده به دلیل حقانیت مؤمنین و مظلومیت آنان، و بر باطل بودن جبّاران که بر خدا جرأت نموده، دست به چنان جنایاتی زدند، اشاره دارد و می فهماند که به زودی خدای تعالی به آنان جزای خیر، و به اینان عذاب دوزخ می چشاند.

إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِیقِ ﴿١٠﴾

کسانی که مردان و زنان با ایمان را مورد شکنجه قرار دادند و سپس توبه نکردند، عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان برای آنهاست (١٠)

آیه به کیفر سخت آن جبّاران اشاره می¬کند و به دو گونه عذاب توجه می دهد. اول عذاب جهنم و دوم عذاب حریق، تا هشدار دهد که این گروه غیر از آتش سوزان که تناسب با زشتکاری آنها در دنیا دارد، عذاب های دیگری در جهنم دارند، از قبیل زقّوم و غسلین. دراین آیه آنچه جالب است ، این که پروردگار راه توبه را برای آنها باز گذاشته بود.

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْکَبِیرُ ﴿١١﴾

کسانی‎که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، برای آنها باغ هایی از بهشت است که نهرها از زیر درختانش جاری است و این رستگاری بزرگی است (١١)

همان طور که آیه‎ی قبل تهدیدی برای کفار شکنجه گر بود، این آیه نیز مایه‎ی دلگرمی مؤمنین است، چون در مقابل ایمان و عمل صالح به آنها وعده‎ی رستگاری بزرگ می دهد.

إِنَّ بَطْشَ رَبِّکَ لَشَدِیدٌ ﴿١٢﴾ إِنَّهُ هُوَ یُبْدِئُ وَیُعِیدُ ﴿١٣﴾

گرفتن قهرآمیز شما و مجازات پروردگار بسیار شدید است (١٢) اوست که آفرینش را آغاز می کند، و اوست که باز می گرداند (١٣)

یعنی گمان نکنید قیامتی در کار نیست، یا بازگشت شما مشکل است یا خدا نمی تواند شما را با قهر شدید بگیرد، زیرا او پدید آورنده است و می تواند هرچه را بخواهد ایجاد کند، بدون این که از چیزی یا کسی غیر خودش کمک بگیرد و اوست که هر چیز را به صورت اولیه اش برمی گرداند. پس قادر است بنده ای را که ازحدش تجاوز کرده، عذاب کند و همچنان زنده نگه دارد تا عذاب را بچشد.

وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ ﴿١۴﴾

و او بسیار آمرزنده و بسیار دوستدار مؤمنان است (١۴)

این دوصفت اشاره به نهایت بخشندگی ومحبت اوست. بخشنده و آمرزنده نسبت به گنهکاران توبه کار، و پرمحبت نسبت به بندگان صالح ، یعنی خداوند درعین شدیدالعقاب بودن غفور و ودود و رحیم و مهربان است.

ذُو الْعَرْشِ الْمَجِیدُ ﴿١۵﴾ فَعَّالٌ لِّمَا یُرِیدُ ﴿١۶﴾

صاحب عرش پر عظمت است (١۵)و آنچه را می خواهد انجام می دهد (١۶)

عرش که در لغت به معنای تخت سلطنت است، مقام مالکیت خدای تعالی است، یعنی او تنها مدبرعالم هستی است و هر تصرفی را که بخواهد می تواند در مملکتش که سراپای عالم است بکند و به هر نحوکه بخواهد حکم کند و چیزی نیست که او را از آنچه اراده کرده منصرف سازد.

هَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ الْجُنُودِ ﴿١٧﴾ فِرْعَوْنَ وَثَمُودَ ﴿١٨﴾

آیا داستان لشکرها به تو رسیده است؟ (١٧) لشکریان فرعون و ثمود (١٨)

خداوند برای این که نشان دهد وعده‎ی به کفار و مؤمنین شعار نیست، نمونه هایی را بیان می¬فرماید. خداوند لشکریان فرعون را با آب و ثمود را با باد درهم کوبید، با آب و بادی که هر دو لازمه‎ی حیاتند، تا مشرکان بدانند که کاری از آنها ساخته نیست و مؤمنین نیز دلگرم و مسرور شوند.

بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی تَکْذِیبٍ ﴿١٩﴾

بلکه کافران پیوسته مشغول تکذیب حقّند (١٩)

نباید از آنان امید داشت که با شنیدن این مواعظ و حجت ها ایمان بیاورند، برای این که آنهایی که کفر می ورزند و همچنان بر تکذیب خود پافشاری می کنند، آنها از موعظه و استدلال سودی نمی برند.

وَاللَّـهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِیطٌ ﴿٢٠﴾

و خداوند از خارج وجودشان بر آنها احاطه دارد (٢٠)

خدا محیط به آنان و ناظر به اعمالشان و آگاه به نیّاتشان است؛ پس آنها نمی توانند با کفر خود، خدا را عاجز کنند یا از قلمرو قدرتش بیرون روند، پس به طور حتم به چنگال عدالت و کیفر او گرفتار می شوند و آن طور که شایسته‎ی آنهاست با ایشان رفتار می شود.

بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِیدٌ ﴿٢١﴾ فِی لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ﴿٢٢﴾

بلکه قرآن با عظمت است (٢١) که در لوح محفوظ جایی دارد (٢٢)

یعنی اصرار آنها در تکذیب قرآن و نسبت سحر و شعر دادن به آن بیهوده است، چون قرآن از حیث محتوا و معانی، با عظمت و والا مقام است که برای درک انسانها تا سطح شعور آنها تنزل یافته و در لوح محفوظ بوده، لوحی که از رخنه‎ی هر باطلی محفوظ است و از هرگونه تغییر و زیاد و کم کردنی درامان است.