ترجمه و توضیح سوره بلد

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش از آن مؤمنین است.

لَا أُقْسِمُ بِهَـذَا الْبَلَدِ ﴿١ وَأَنتَ حِلٌّ بِهَـذَا الْبَلَدِ ﴿٢

سوگند به این شهر مکه (١) در حالی که تو ساکن این شهر هستی (٢)

اگر مکه شایستهی این سوگند شده به جهت وجود پر فیض و برکت تواست­ای پیامبر! پس کفار گمان نکنند که این سوگند برای وطن آنها و یا کانون بتهایشان است وخداوند برای آنها اهمیت قائل شده.

وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ ﴿٣

سوگند­می­ خورم به پدری عظیم الشأن­ که ­ابراهیم ­(ع) ­و فرزندش اسماعیل­ (ع) است (٣)

چون این دو نفر بنیانگذار کعبه و شهر مکه هستند، به خصوص آن که عرب جاهلی برای این دو بزرگوار اهمیت زیادی قائل بودند و نسبت خود را به آن دو  می رساندند.

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ ﴿۴

بدرستی که ما انسان را در رنج آفریدیم (۴)

این آیه به ما می فهماند که رنج و مشقت از هر سو و در تمامی شئون حیات، بر انسان احاطه دارد. چرا که، انسان در پی به دست آوردن هیچ نعمتی نمی رود، مگر آن که خالص آن را می خواهد؛ یعنی هم بدون رنج به دست آید و هم به کار گرفتنش تولید دردسر نکند و هم در نهایت خوبی و پاکیزگی باشد، ولی هیچ نعمتی را به دست نمی­ آورد، مگر آن که با ناملایمات آمیخته است، علاوه بر مصایب روزگار، حوادث ناگوار نیز چون سمّی کشنده کام جانش را تلخ می کند.

أَیَحْسَبُ أَن لَّن یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ ﴿۵

آیا او گمان می کند که هیچ کس قادر نیست بر او دست یابد؟ (۵)

اشاره به این که آمیختگی زندگی انسان با آن همه درد و رنج دلیل بر این است که او قدرتی ندارد و در جمیع جهات مقهور (مغلوب، شکست خورده) اراده خداست. ولی او بر مرکب غرور سوار است و هر کار خلاف، گناه، جرم و تجاوزی را مرتکب می­ شود، گویی خود را در امن و امان می­ بیند و از قلمرو مجازات الهی برکنار تصور می­ کند. آیا به راستی چنین می­ پندارد که از چنگال مجازات پروردگار رهایی می­ یابد؟

یَقُولُ أَهْلَکْتُ مَالًا لُّبَدًا ﴿۶

می گوید مال بسیاری را تلف کردم (۶)

اشاره به کسانی است که وقتی به آنها پیشنهاد صرف مال در کار خیری می کردند از روی غرور می گفتند: ما بسیار در این راهها انفاق کردیم، در حالی که چیزی برای خدا انفاق نکرده بودند و اگر اموالی به این و آن داده بودند، برای اغراض شخصی یا برای تظاهر و ریاکاری بوده و هر انفاقی که برای خدا نباشد چیزی جز نابودی حقیقی اموال نیست.

أَیَحْسَبُ أَن لَّمْ یَرَهُ أَحَدٌ ﴿٧

آیا گمان می کند هیچ کس انفاق او را ندیده؟ (٧)

اواز این حقیقت غافل است که خداوند نه فقط ظواهر اعمال او را در خلوت و جمع می ­بیند، بلکه از اعماق قلب و روح او نیز آگاه است و  از نیّات او با خبراست و چوننیّت او خدایی نبوده پس بهره ای هم عایدش نمی­ گردد.

أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَیْنَیْنِ ﴿٨ وَلِسَانًا وَشَفَتَیْنِ ﴿٩ وَهَدَیْنَاهُ النَّجْدَیْنِ ﴿١٠

آیا برای او دو چشم قرار ندادیم؟ (٨) و یک زبان و دو لب؟ (٩) و او را به خیر و شرش هدایت نمودیم (١٠)

حاصل این آیات سه گانه این است: چگونه تصور می شود که خداوند دیدنی ها را به وسیله‎ی دو چشم به انسان نشان بدهد، ولی خودش آنها را نبیند و همچنین خدای تعالی هر انسانی را از راه سخن گفتن به منویّات (نیّت های) انسان های دیگر آگاه می کند، امّا خودش از باطن بندگانش آگاه نباشد و خدای عزّ و جلّ که با الهام خود به انسان تشخیص خیر و شر را داده، آیا ممکن است با این حال، خود او خیر و شر و حسنه و سیئه را تشخیص ندهد؟

فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَهَ ﴿١١ وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَهُ ﴿١٢

پس چرا ازآن گردنهی مهم بالا نرفت؟ (١١) و تو چه می دانی آن گردنه چیست؟ (١٢)

حالا که با این استدلال ساده معلوم شد که خدا چون چشم و زبان و قوهی تشخیص به انسان داده، پس خودش از اعمال و نیّات آدمی با خبر است و حال که انسان برای رسیدن به سعادتش هر آنچه را که لازم دارد، خدا به او داده، پس چرا به مجاهده بر نمی خیزد و از گردنه‎ی بزرگ بالا نمی رود؟ آیات بعدی معلوم می کند که گردنه مجموعه ای از اعمال خیر است.

فَکُّ رَقَبَهٍ ﴿١٣ أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ ﴿١۴ یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَهٍ ﴿١۵ أَوْ مِسْکِینًا ذَا مَتْرَبَهٍ ﴿١۶

آزاد کردن بنده (١٣) و یا در روز قحطی سیر کردن گرسنگان (١۴) یتیمی از خویشاوندان را (١۵) یا مستمندی به خاک افتاده را (١۶)

در این آیات شریفه دو تأکید مهم بیان شده، یکی بر اطعام گرسنگان در ایّام قحطی و خشک سالی و مانند آن و دیگری تأکید روی یتیمان خویشاوند است و گرنه همه‎ی یتیمان را باید اطعام و نوازش کرد. این نشان می دهد که خویشاوندان در مورد یتیمان فامیل خود مسؤولیت سنگین تری دارند. به راستی گذشتن از این گردنه با توجه به علاقه‎ی شدیدی که غالب مردم به مال و ثروت دارند کار آسانی نیست. اسلام و ایمان با ادعا و گفتار حاصل نمی شود؛ بلکه در برابر هر فرد مسلمان و مؤمن گردنه های صعب العبوری است که باید از آنها به حول و قوه الهی بگذرد.

ثُمَّ کَانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَهِ ﴿١٧ أُولَـئِکَ أَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ ﴿١٨

تا از کسانی بوده باشند که ایمان آوردند و یکدیگر را به صبر و رحمت توصیه کردند (١٧) آنها اصحاب یمین هستند (١٨)

به این ترتیب کسانی از این گردنه سخت عبور می کنند که هم دارای ایمان هستند و هم اخلاق والایی (همچون دعوت به صبر و عواطف انسانی) دارند و هم اعمالی صالح همچون آزاد کردن بردگان و اطعام یتیمان و مسکینان انجام داده اند، یا به تعبیر دیگر در سه میدان ایمان و اخلاق و عمل گام بگذارند و سربلند و سرافراز بیرون آیند. آنها صاحبان برکتند که وجودشان، هم برای خودشان برکت دارد، هم برای جامعه.

وَالَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَهِ ﴿١٩ عَلَیْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَهٌ ﴿٢٠

و کسانی که آیات ما را انکار کرده اند افرادی شوم و نحس هستند (١٩) که آتشی سر پوشیده برآنان احاطه دارد (٢٠)

نشانه ها و آیات موجود در خارج وجود انسان، در پهنای جهان، و آیات و نشانه های موجود در داخل ذات انسان، همگی دلایلی هستند بر یگانگی خداوند در ربوبیت؛ و ردّ این دلایل، کفر به آیات خدا و به خود خداست و نیز کفر به قرآن کریم و نیز کفر به هر حکمی است که از طریق رسالت نازل شده، پس کسانی که به تمامی این آیات و نشانه ها کافرند، اینان شومند و برای خود و دیگران عامل نکبت و بدبختی هستند. پس آنها در کوره­ای سوزان که بدون در است قرار می­ گیرند و راه فراری از آن ندارند. این عذاب صورت ملکوتی زندگی دنیوی آنهاست که تنها برای خود زندگی می­کردند و نسبت به اجتماع و درد محرومان بی توجه بوده اند.