ترجمه و توضیح سوره تحریم ۶-۱

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی‎که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش‎ازآن مؤمنین است.

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّ‌مُ مَا أَحَلَّ اللَّـهُ لَکَۖ تَبْتَغِی مَرْ‌ضَاتَ أَزْوَاجِکَۚ وَاللَّـهُ غَفُورٌ‌ رَّ‌حِیمٌ ﴿١

ای پیامبر چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام می کنی؟ (١)

 آیه شریفه تصریح نکرده که آنچه حرام کرده چیست و قصه چه بوده، چیزی که هست جمله ی آیا خشنودی همسرانت را می خواهی؟ اشاره دارد به این که آنچه آن جناب بر خود حرام کرده، عملی از اعمال حلال بوده، که رسول خدا (ص) آن را انجام می داده، و بعضی از همسرانش از آن عمل ناراضی بوده، آن جناب را در مضیقه قرار می دادند و اذیت می کرده اند، تا ایشان ناگزیر شده سوگند بخورد که دیگر آن عمل را انجام ندهد. در اینجا توجه به چند نکته ضروری است، اول این که: خطاب به نبی شده نه رسول تا بفهماند که مساله‌ مورد بحث جزء رسالت های حضرت نبوده و تنها یک مساله‎ی‌ شخصی است. دوم: منظور از تحریم، تحریم شرعی نیست بلکه فقط قسم خوردن به ترک یک عمل است زیرا پیامبر نمی تواند حلال خدا را بر خود یا دیگران حرام کند. در پایان می فرماید: اگر همسرانت که موجبات ناراحتی تو را فراهم کردند توبه کنند مشمول عفو و رحمت می شوند چون خداوند غفور و رحیم است.

قَدْ فَرَ‌ضَ اللَّـهُ لَکُمْ تَحِلَّهَ أَیْمَانِکُمْۚ وَاللَّـهُ مَوْلَاکُمْۖ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ ﴿٢

در حقیقت، خداوند برای شما راه شکستن سوگندهایتان را [ در این گونه موارد] معین داشته،  خداوند سرپرست شماست و او دانای حکیم است (٢)

در واقع می فرماید: خدای تعالی برای شما تقدیر کرده که سوگند خود را با دادن کفّاره بشکنید. گویی شکستن سوگند سود و بهره ای است که خدای تعالی به انسان داده، و از آن منع نفرموده، و چون خدا سرپرست شماست پس تدبیر امورتان به دست اوست و او است که برایتان تشریع احکام می کند و هدایتتان می کند. کلمه “تحلّه” از حلّ به معنای گشودن است، معلوم می‌شود سوگندی که آن جناب خورده بود آزادیش را سلب کرده بود پس این آیه دلالت دارد بر این که رسول خدا (ص) به ترک عملی سوگند خورده بوده، و خداوند به وی دستور می دهد سوگند خود را بشکند. که مطابق بعضی روایات حضرت رسول (ص) برای حفظ احترام قسم، یک برده را به عنوان کفاره آزاد کردند.

وَإِذْ أَسَرَّ‌ النَّبِیُّ إِلَىٰ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِیثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَ‌هُ اللَّـهُ عَلَیْهِ عَرَّ‌فَ بَعْضَهُ وَأَعْرَ‌ضَ عَن بَعْضٍۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَکَ هَـٰذَاۖ قَالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ‌ ﴿٣

و آن گاه که پیامبر با یکی از همسرانش سخنی را به راز گفت،  ولی هنگامی که آن زن  آن را افشا کرد و خداوند پیامبر را از آن آگاه ساخت‌، پیامبر برخی  از آن را برای او بازگو کرد و از برخی خوددارای کرد. پس هنگامی که پیامبر به وی خبر داد، زن گفت: چه کسی این را به تو خبر داد؟ پیامبر گفت: خدای دانا و آگاه مرا خبر داد (٣)

 می فرماید: به خاطر بیاورید هنگامی را که پیامبر (ص) سرّی از اسرار خود را نزد یکی از همسرانش یعنی حفصه دختر عمربن خطاب، افشا کرد و به وی سفارش فرمود که این مطلب را به فردی نگوید، همین که حفصه آن سرّ را برخلاف دستور آن جناب به دیگری گفت خدا پیامبرش را از افشای سرّآگاه ساخت‌ و حضرت به عنوان اعتراض قسمتی از آن را برای همسرش بازگو کرد و از قسمت دیگر خوددارای کرد.آن زن پرسید چه کسی به تو خبر داد که من این کار را کرده ام و سرّ تو را فاش ساخته ام؟ پیامبر (ص) فرمود خدایی که به آشکار و نهان آگاه است به من خبر داد.

إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّـهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَاۖ وَإِن تَظَاهَرَ‌ا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّـهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِ‌یلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَۖ وَالْمَلَائِکَهُ بَعْدَ ذَٰلِکَ ظَهِیرٌ‌ ﴿۴

اگر شما دو زن به درگاه خدا توبه کنید به نفع شماست،  زیرا دل هایتان از حق برگشته است، و اگر بر علیه او هم دست شوید، پس بی تردید خداوند یاور اوست، و گذشته از این  جبرئیل و نیکوکار مؤمنان و فرشتگان هم پشتیبان او هستند (۴)

 آیه خطاب را متوجه دو همسر حضرت رسول (ص) می کند، که شما دل هایتان از حق منحرف و به گناه آلوده شده است که یا باید از گناه خود توبه کنید، یا این که به اتفاق و همکاری هم بر علیه کسی که خدا مولای اوست و جبرئیل و صالح مؤمنان و ملائکه پشتیبان او هستند توطئه‌ کنید، که در این صورت کاری از پیش نخواهید برد؛ زیرا وقتی خدا متولی امور او می‌شود پس از هر تهدیدی نجاتش می دهد. چون این ماجرا در قلب پاک رسول خدا (ص) تأثیر منفی شدیدی گذاشت، بنابراین؛ خدا در دفاع از ایشان به قدرت خویش اکتفا نکرد(گرچه کافی بود) بلکه حمایت جبرئیل و صالح مؤمنان و فرشتگان را نیز اعلام فرمود. در این جا دو نکته مهم وجود دارد، اول) مطابق روایات شیعه و اهل سنّت، صالح مؤمنان علی علیه السلام است. دوم) ذکر حمایت ملائکه به طور مجزا، برای بزرگ جلوه دادن پشتیبانی آنهاست، گویی همه یک طرف و ملائکه به تنهایی یک طرف. قابل توجه این که: تمامی روایات شیعه و اهل سنّت اتفاق دارند که منظور از آن دو زن حفصه و عایشه هر دو همسر رسول خدا (ص) هستند.

عَسَىٰ رَ‌بُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرً‌ا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکَارً‌ا ﴿۵

امید است اگر شما را طلاق دهد پروردگارش همسرانی بهتر از شما به او عوض دهد همسرانی مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عبادت کننده،  روزه گیر، زنی بیوه یا باکره (۵)

در واقع خدا بی نیازی خود را از آن دو زن خاطر نشان می سازد و می فرماید: هرچند که شما به شرف زوجیّت رسول خدا (ص) مشرف شده اید ، لیکن کرامت نزد خدا به این حرفها نیست بلکه، فقط به تقواست و بس، همچنان که در جای دیگر نیز فرموده: خدای تعالی اگر برای شما زنان پیامبر اجر عظیم مهیّا ساخته، برای این نیست که همسر اویید، بلکه برای این است که نیکوکارید، پس هریک از شما که نیکوکار نباشد، نزد خدا پاداشی ندارد. معلوم می‌شود که همسران آن جناب  همه نیکوکار نبوده اند.” قنوت” همان چیزی است که بعضی از زنان رسول خدا (ص) فاقد آن بودند و آن عبارت بود از اطاعت رسول خدا (ص)، که اطاعت خدا هم در آن است، و آن دو زن نداشتند، و نیز پرهیز از نافرمانی رسول خدا (ص)، و پرهیز از آزار او، که باز فاقد آن بودند. لذا به آنها هشدار می دهد که تصور نکنید پیامبر هرگز شما را طلاق نخواهد داد، پس بهتر است دست از توطئه‌ و آزار حضرت بکشید و نیکوکاری پیشه کنید.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارً‌ا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَ‌هُ عَلَیْهَا مَلَائِکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یَعْصُونَ اللَّـهَ مَا أَمَرَ‌هُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُ‌ونَ ﴿۶

ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده ی خویش را از آتشی که هیزم آن، انسان ها و سنگ ها هستند نگه دارید که بر آن فرشتگانی خشن و سختگیر نگهبانند و از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچی نمی کنند و آنچه را که مأمور شده‌اند انجام می دهند (۶)

آیه شریفه عموم مؤمنان را مورد خطاب قرار می دهد که خود و اهل بیت خود را ادب کنید، و از آتشی که هیزمش خود دوزخیانند حفظ نمایید، و می فهماند که همین اعمال بد خود شماست، که در آن جهان برمی گردد و آتشی شده به جان خودتان می افتد، آتشی که به هیچ وجه خلاصی و مفرّی از آن نیست، و این خود یکی از دلایل تجسم اعمال است .نکته مهم دیگر این است که می فرماید: “نگهدارید” گویا اگر آنها را به حال خود رها کنید به سوی آتش دوزخ پیش می روند. سپس می فرماید: فرشتگانی که بر آتش دوزخ گمارده شده اند ویژگی های متناسب با مأموریتشان دارند یعنی خشن و سخت گیرند و غیر از خدا و اوامرش هیچ عامل دیگری از قبیل ترحم و رقّت و … در آنها اثر نمی کند و مو به مو فرمان خدا را اجرا می کنند بدون آن که چیزی از مأموریتشان به واسطه خستگی و ضعف کم شود یا از مرز عدالت خارج شوند.