ترجمه و توضیح سوره جمعه۱۱-۶

قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّـهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿۶ وَلَا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْۚ وَاللَّـهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ ﴿٧

بگو ای کسانی که یهودی شدید! اگر گمان دارید که شما دوستان خدایید، نه دیگر مردمان، پس تمنّای مرگ کنید اگر راست می گویید(۶) ولی به سبب آنچه از پیش فرستاده اند هرگز آن را آرزو نخواهند کرد، و خداوند به ستمکاران آگاه است (۷)

آیه شریفه یهودیان را مخاطب قرار داده می فرماید: ای کسانی که کیش یهودی گری را به خود بسته‌ اید! اگر معتقدید که تنها شما دوستان خدایید، و نه هیچ کس دیگر، و اگر در این اعتقادتان راست می گویید، آرزوی مرگ کنید، برای این که دوست او باید دوستدار دیدار او باشد، شما که یقین دارید دوست خدایید، و بهشت تنها از آن شما است، و هیچ چیزی شما را به بهشت و خدا نمی رساند مگر مُردن، پس باید مُردن را دوست بدارید، زیرا به دیدار دوست می رسید، و در مهمانسرای او پذیرایی می شوید. اما یهودیان به سبب ظلم هایی که کردند آرزوی مرگ نمی کنند، و خدا داناى به ظالمان است و می داند که آنها هیچ وقت دوستدار دیدار او نیستند، زیرا بین خدا و آنها محبّتی درکار نبوده و مشمول غضب خدا می باشند.

قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّ‌ونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِیکُمْۖ ثُمَّ تُرَ‌دُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٨

بگو مرگی که از آن می گریزید، قطعا به سراغ شما می آید، سپس به سوی داناى نهان و آشکار بازگردانده می شوید، آنگاه شما را از آنچه انجام می دادید خبر می دهد(۸)

اگرچه ایشان به لحاظ کارهای زشتشان از مرگ کراهت دارند، امّا خواهی نخواهی مرگ به سراغ آنها خواهد آمد و به سوی پروردگاری برمی گردند که، به حقیقت اعمالشان آگاه است، چه اعمال ظاهری چه اعمال پنهانی، و به زودی ایشان را از آثار بد این اعمال که همان عذاب های الهی است آگاه می سازد. پس آیه از سه واقعیت پرده برمی دارد، اول این که: امکان فرار از مرگ وجود ندارد. دوم: کراهت از مرگ به خاطر کراهت از دیدار خدا است. و سوم : هیچ کدام از اعمال بندگان از علم خدا بیرون نیست. حال که این چنین است تنها راه برای پایان دادن به وحشت از مرگ پاک سازی اعمال و قلوب است. علی (ع) فرمود: به خدا سوگند علاقه ی فرزند ابوطالب به مرگ از علاقه ی طفل به پستان مادرش بیشتر است.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاهِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا إِلَىٰ ذِکْرِ‌ اللَّـهِ وَذَرُ‌وا الْبَیْعَۚ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ‌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٩

اى کسانی‎که ایمان آورده‎اید! چون برای نماز روز جمعه اذان گفته می‌شود به سویذکر خدا بشتابید و دادوستد را واگذارید که این برای شما بهتر است، اگر می دانستید (٩)

منظور از “نداء” همان اذان ظهر روز جمعه است. پس آیه به مؤمنین دستور تعجیل حضور در نماز جمعه را داده و این که برای حضور در نماز از خرید و فروش و هر عمل دیگری که از نماز بازتان می دارد، دست بردارید. البته تحریک مؤمنین به حضور در نماز جمعه نفعی عاید خدا نمی کند، بلکه این مسلمانان هستند که از منافع آن بهره مند می شوند. اسلام به اجتماعات مسلمین اهمیت خاصی می دهد چون در تمام این اجتماعات علاوه بر تزکیه و زدوده شدن از آلودگی ها از دل، منافع اجتماعی و سیاسی نیز نهفته است مانند اشاعه ی معارف اسلامی، انسجام صفوف مسلمین و ایجاد ترس در دشمنان، نشاط معنوی در مردم، جلب همکاری برای حل مشکلات عمومی. جالب این است که مطابق بعضی روایات برای رفتن به سوی نمازهای یومیّه دستور به گام برداشتن آرام داده شده اما در این آیه دستور می دهد که برای نماز جمعه به شتاب و با سرعت حرکت کنید.

فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاهُ فَانتَشِرُ‌وا فِی الْأَرْ‌ضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّـهِ وَاذْکُرُ‌وا اللَّـهَ کَثِیرً‌ا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿١٠

و هنگامی که نماز پایان گرفت، در زمین پراکنده شوید و از فضل الهی طلب کنید و خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید (١٠)

پس مسلمانان مجازند بعد از تمام شدن نماز متفرق شوند و در طلب فضل الهی برآیند. در آیه ی قبل مراد از ترک دادوستد، تمام کارهایی بود که مانع نماز می شد، این جا نیز فضل الهی شامل همه ی کارهایی است که عطیه ی خدا را در پی دارد، چه طلب رزق و چه عیادت مریض و چه برآوردن حاجت مسلمانان و زیارت برادران دینی و یا حضور در مجلس علم و… در آخر امر می کند که خدا و تمام نعمت هایی را که به انسان ارزانی داشته است یاد کنید. چون وقتی انسان زیاد به یاد خدا باشد، این یاد خدا در جان او رسوخ می کند و در ذهن نقش می بندد، و عوامل غفلت را از دل ریشه کن می سازد و باعث تقوای دینیمی شود که خود سبب رستگاری می‌شود.

وَإِذَا رَ‌أَوْا تِجَارَ‌هً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَیْهَا وَتَرَ‌کُوکَ قَائِمًاۚ قُلْ مَا عِندَ اللَّـهِ خَیْرٌ‌ مِّنَ اللَّـهْوِ وَمِنَ التِّجَارَ‌هِۚ وَاللَّـهُ خَیْرُ‌ الرَّ‌ازِقِینَ ﴿١١

و هنگامی که دادوستد یا سرگرمی ای می بینند به سوی آن پراکنده می شوند و تو را ایستاده به حال خود رها می کنند. بگو: آنچه نزد خداست بهتر از سرگرمی وتجارت است، و خدا بهترین روزی دهندگان است (١١)

در واقع آیه افرادی را که پیامبر (ص) را به هنگام نماز جمعه رها کردند و برای خرید به سوی بازار شتافتند مورد ملامت شدید قرار می دهد. منظور از لهو، هر چیزی است که مردم را غافل می کند، آیه بر رسول خدا (ص) امر می کند که مردم را به خطایی که مرتکب شده اند آگاه سازد و بفهماند که کار آنها زشت بوده و آنچه نزد خداست از لهو و تجارت بهتر است، که منظور همان نماز جمعه است، زیرا این ثواب حقیقی و دایمی است در حالی که خیری که در تجارت و لهو است خیالی و موقتی است. و در پایان قرآن مجید جامعه اسلامی را مانند یک ظرف و دارای یک وحدت می داند که متفرق شدن عده‌ای به هنگام نماز جمعه، به منزله ی شکسته شدن آن ظرف و متلاشی شدن اجزایش می باشد.