ترجمه و توضیح سوره جمعه۵-۱

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی‎که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش‎ازآن مؤمنین است.

یُسَبِّحُ لِلَّـهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْ‌ضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ﴿١

آنچه در آسمان ها و زمین است تسبیح خدا می گویند، خدایی که فرمانروای پاک و شکست ناپذیر حکیم است (١)

اما این که چگونه آنچه در آسمان ها و زمین است خدا را تسبیح می کنند؟ جوابش این است که موجودات آسمانی و زمینی با نقصی که در آنهاست و جبران کننده آن خداست، و با حوایجی که دارند و برآورنده اش خداست، خدا را از هر نقص و حاجت منزه می دارند، چون هیچ حاجت و نقصی نیست مگر آن که تنها خدای تعالی است، که امید برآوردن آن حاجت و جبران کردن آن نقص در او می رود، پس خود او باید منزه از هر نقص و حاجت باشد. و او مَلِکی است که می تواند بر اهل مملکتش حکم براند، و بر اهل مملکت است که او را اطاعت کنند. و یکی دیگر از مقتضیات منزه بودنش این است که اگر برای بندگانش دینی تشریع می کند، از این جهت نیست که احتیاجی به عبادت و اطاعت آنان داشته باشد و بخواهد با عبادت آنها نقصی از خود جبران کند، چون او قدوس و منزه از هر نقص و حاجت است. و اگر بندگان اطاعتش نکردند گردی بر دامن کبریایی اش نمی نشیند، چون عزیز و شکست ناپذیر و مقتدر است. و از طرفی حکیم است، پس دینی که برای بندگانش تشریع می کند، ممکن نیست بیهوده و بی نتیجه باشد و حتما به نفع بندگانش و برای سعادت دنیا و آخرت آنها است.

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَ‌سُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ ﴿٢

اوست آن که در میان درس ناخوانده ها پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها می خواند و پاکشان می سازد، و کتاب و حکمتشان می آموزد، و حقا که از پیش در ضلالت آشکاری بودند. (٢)

ممکن است از آیه شریفه این معنا به ذهن کسی خطور کند، که مبعوث شدن رسول خدا (ص) در بین مردم امّی، و امّی بودن خود آن جناب منافات دارد با این که آن جناب برای عموم بشر مبعوث شده باشد، لذا علّامه می فرماید: خیر، هیچ منافاتی ندارد، که آن جناب در بین امّی ها مبعوث شده باشد، و آیات خدا را به آنان تعلیم داده، و آنها را از هرگونه شرک و کفر و انحراف پاک نماید و به اخلاق و اعمال فاضله و صالحه عادتشان بدهد، و سپس به آنها کتاب و حکمت بیاموزد، و کتابش نیز به زبان آنان باشد، و در عین حال برای همه ی جهانیان مبعوث باشد، برای این که همه ی آنچه که گفته شد مربوط به مرحله ی اول دعوت است، از این رو در همان اوایل دعوت متعرض ملت ها و کشورهای دیگر نشد، همین که دعوتش استقرار پیدا کرد، و تا حدی حکومت اسلامی پایدار شد، آن وقت شروع کرد به دعوت یهود و نصاری و مجوس و نامه نگاری به سران کشورهای آن روز. از آیه می‌شود فهمید که در مقام تربیت انسان، تزکیه مقدم بر تعلیم علوم و معارف است. اما در دعای حضرت ابراهیم (ع) که از خدا درخواست کرد که علم به کتاب و حکمت و تزکیه را به ذریه اش بدهد، چون بحث تربیت کردن نیست بلکه دعا است، علم مقدم بر تزکیه است، یعنی اول باید به اعمال صالحه و اخلاق فاضله عالم شد، و بعد به آنها عمل کرد تا به تدریج تزکیه (پاکی دل) هم به دست آورد. در انتها به طور سربسته به عصر جاهلیت که گمراهی بر سراسر جامعه حاکم بوده اشاره می کند.

وَآخَرِ‌ینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْۚ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿٣ ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّـهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُۚ وَاللَّـهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ﴿۴

و گروه دیگری از ایشان را نیز که هنوز به آنها نپیوسته اند، و او مقتدر حکیم است (٣) این فضل خدا است، آن را به هرکه بخواهد عطا می کند و خدا صاحب فضل بزرگ است (۴)

یعنی این گونه نیست که رسول خدا (ص) فقط برای این قوم امّی، مبعوث شده باشد بلکه دعوت و رسالت ایشان همه ی اقوام و اعصار را دربرمی گیرد و این اقتضای عزت و حکمت خداست که کاری را که باید انجام دهد به نحو محکم و متین، و نه لغو و بیهوده انجام می دهد. این که خداوند آن جناب را به نبوت برگزید تا مردم را تزکیه و تعلیم دهد خود فضلی است از خدا که به هرکس که مشیّتش تعلق بگیرد می دهد و این مشیّت به حضرت محمد(ص) تعلق گرفت، خدا صاحب فضل عظیم است. به این ترتیب آیه بر مسلمین منّت می گذارد.

مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَ‌اهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ‌ یَحْمِلُ أَسْفَارً‌اۚ بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّـهِۚ وَاللَّـهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿۵

مَثَل کسانی که به تورات مکلّف شدند سپس به آن عمل نکردند، همچون مَثَل درازگوشی است که کتابهایی را حمل می کند، چه بد است وصف آن قومی که آیات خدا را تکذیب کردند و خدا مردم ستمگر را هدایت نمی کند(۵)

یهود با شنیدن آیات نخستین این سوره که از نعمت نبوت پیامبر (ص) سخن می گوید، گفتند ما هم مفتخر به بعثت موسی(ع) هستیم. قرآن علاوه بر پاسخ به این ادعا، به مسلمین نیز هشدار می دهد که دینداری مانند آنچه که یهود کردند نیست، چون موسی(ع) به یهود معارف تورات را تعلیم داد اما آنها به دستوراتش عمل نکردند  و مانند خری که فقط سنگینی بار را احساس می کند و از محتوای بار بی خبر است، یهود نیز فقط با الفاظ تورات سروکار داشتند بدون آن که از محتوا و برنامه‌ ی عملی آن با خبر باشند. قرآن ضمن آن که این افتخار را از یهود صدر اسلام نفی می کند به مسلمانان نیز  هشدار می دهد به امر دین توجه کنند و در تمام حرکات خود مراقب خدا باشند و تعالیم قرآن را سبک نشمرده، از خشم خدا بترسند همان طور که این خشم دامن یهود را گرفته و آنها را به خران تشبیه کرد. در پایان می فرماید: چون روح حق طلبی در ظالمین مرده پس خداوند ایشان را هدایت نمی کند.