ترجمه و توضیح سوره جنّ ۱۵ – ۱

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی‎که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش‎ازآن مؤمنین است.

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا ﴿١﴾

بگو به من وحی شده که چند نفر از طایفه‎ی جن به سخنانم گوش فرا داده اند، سپس گفتند که ما قرآن عجیبی شنیدیم (١)

آیه به خوبی نشان می دهد که طایفه ی جن دارای عقل و شعور و تکلیف هستند. مطابق آیات قرآن طایفه ی جن موجوداتی هستند که وجود دارند امّا از حواس ما پنهانند. آنها قبل از انسان خلق شده اند، از جنس آتشند، مانند انسان حیات و مرگ و قیامت دارند، مانند سایر جانداران نر و ماده و تولید مثل دارند، دارای شعور و اراده هستند، مانند انسان مؤمن و کافر دارند و ابلیس از جنیّان است. امّا اگر این جنیّان قرآن را عجیب خواندند، برای این بود که درلفظ و معانی و معارفش خارق العاده است به ویژه این که از شخصی صادر شده که بی سواد است.

یَهْدِی إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِۖ وَلَن نُّشْرِکَ بِرَبِّنَا أَحَدًا ﴿٢﴾

که به راه راست هدایت می کند، پس ما به آن ایمان آورده ایم و هرگز کسی را شریک پروردگارمان قرار نخواهیم داد (٢)

وقتی آن چند نفر جن به سوی قوم خود برگشتند گفتند: ما کلام خارق العاده ای شنیدیم که به سوی عقاید و اعمالی دعوت می کند که، انسان را به رشد و سعادت واقعی می رساند، به همین دلیل قرآن را تصدیق می کنیم و به آن ایمان می آوریم.  البته ایمان جنیّان به قرآن همان ایمان به خدایی است که قرآن را نازل کرده، بنابراین؛ اضافه می‌کنند که به توحید ایمان داریم و هرگز هیچ کس را شریک پروردگارمان نمی گیریم.

وَأَنَّهُ تَعَالَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَهً وَلَا وَلَدًا ﴿٣﴾ وَأَنَّهُ کَانَ یَقُولُ سَفِیهُنَا عَلَى اللَّـهِ شَطَطًا ﴿۴﴾

و این که شأن و عظمت پروردگار ما بلند است، نه همسری گرفته نه فرزندی (٣) و این که سفیه ما درباره خداوند سخنان پریشانی می گفت (۴)

جنیّان ادامه دادند که مقام با عظمت پروردگارمان بلند است و از هرگونه عیب و نقص مبّراست و برای خود همسر و فرزندی انتخاب نکرده است. و ما اکنون اعتراف می کنیم که سخن سفیهان و مشرکین ما، یعنی همان ها که برای خدا شریک و همسر و فرزند قائل بودند، دور ازحق و نارواست.

وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّـهِ کَذِبًا ﴿۵﴾ وَأَنَّهُ کَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا ﴿۶﴾

و این که ما گمان می کردیم که انس و جن هرگز بر خدا دروغ نمی بندد (۵) و این که مردانی از آدمیان به مردانی از جن پناه می بردند و بر سرکشی آنها می افزودند (۶)

جنیّان افزودند: ما خیال می کردیم انس و جن هرچه می گویند راست است؛ درنتیجه وقتی به مشرکین برخوردیم و شنیدیم که ایشان به خدا نسبت زن و فرزند داشتن را می دهند باور کردیم، و ما نیز مشرک شدیم تا این که قرآن را شنیدیم و حقیقت برایمان روشن شد، و معلوم گشت که انس و جن می توانند علیه خدا دروغ ببندند، و معلوم شد که بعضی از انسان ها خود را در اختیار جنیّان می گذارند و آنها سبب افزایش گمراهی و طغیان آنها می شوند.

وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا کَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن یَبْعَثَ اللَّـهُ أَحَدًا ﴿٧﴾

و این که آنها نیز آن گونه که شما پنداشته اید، گمان بردند که خدا هرگز کسی را مبعوث نمیکند (٧)

و در ادامه گفتند: گروهی از انسان ها مثل شما گمان می کردند که خدا هیچ انسانی را به پیامبری مبعوث نمی کند، بنابراین؛ به انکار قرآن و تکذیب رسول برخاستند، امّا هنگامی که با دقت به آیات قرآن گوش دادیم حقانیت آن را درک کردیم، پس مبادا! شما هم مانند انسان های مشرک، کفرپیشه کرده و به سرنوشت آنها دچار شوید.

وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِیدًا وَشُهُبًا ﴿٨﴾ وَأَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِۖ فَمَن یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا ﴿٩﴾

و این که ما آسمان را جستجو کردیم و همه را پراز محافظان قوی و تیرهای شهاب یافتیم (٨) و این که ما پیش ازاین در محل هایی از آسمان برای شنیدن اخبار آسمانی می نشستیم، امّا اکنون هرکه بخواهد به گوش باشد، تیر شهابی را در کمین خود می یابد (۹)

توضیح این که سابقا جنیّان می توانستند آزادانه به آسمان رفت و آمد کنند و در جایی که خبرهای غیبی و سخنان ملائکه به گوششان برسد، می نشستند، امّا یک حادثه ی آسمانی سبب شد که دیگر نتوانند اخبار غیبی را بشنوند و از استراق سمع ممنوع شدند، لذا اگر در نقطه های قبلی آسمان بنشینند تیرهای شهاب را می یابند که از خصوصیاتش این است که در کمین تیراندازی می‌کنند. این وضع تازه، دلیل بر این حقیقت است که با ظهور این پیامبر و نزول قرآن، دگرگونی عظیمی در جهان رخ داده بود به طوری که مطلقا از به گوش نشستن جنیّان جلوگیری می شود. شاید منظور این باشد که دوران شیطنت و کهانت و فریب ها پایان گرفته است، زیرا اجنّه از طریق استراق سمع اخباری را که به دست می آوردند در اختیار انسان های شرور قرار می دادند تا مایه گمراهی مردم شوند.

وَأَنَّا لَا نَدْرِی أَشَرٌّ أُرِیدَ بِمَن فِی الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا ﴿١٠﴾

و این که ما  نمی دانیم آیا اراده  شرّی  درباره  اهل زمین شده  یا  پروردگارشان خواسته است آنها را هدایت کند؟ (١٠)

یعنی جنیّان، نسبت به جلوگیریشان از اطلاع یافتن از اخبار آسمانی دچار حیرت شدند، امّا این قدر فهمیدند که این حادثه که در آسمان رخ داده مربوط به اهل زمین است، امّا نمی دانند این امر برای خیر و هدایت اهل زمین و یا مقدمه ی نزول عذاب و بلا از سوی خداست. جنیّان در کلام خود هدایت را به خدا نسبت می دهند، امّا شرّ را به صورت فعل مجهول ذکر می کنند؛ چون آنچه از خدا می رسد خیر و هدایت است و خدا شرّ فردی را نمی خواهد، مگر آنکه انسان کاری کرده باشد که مستحق شرّ خدایی شده باشد.

وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَٰلِکَۖ کُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا ﴿١١﴾

و این که در میان ما، افرادی صالح و افرادی غیر صالحند و ما گروه های متفاوتی هستیم (١١)

در واقع  مؤمنان جن، همچنان  در تبلیغ  برای  قومِ گمراه  خویشند  و با این سخن، روشن می سازندکه اصل اختیار و آزادی اراده بر آنها نیز حاکم است. لذا، زمینه ی هدایت در وجود آنها فراهم است.

وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعْجِزَ اللَّـهَ فِی الْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا ﴿١٢﴾

و این که ما یقین داریم که هرگز نمی توانیم خدا را در زمین عاجز کنیم و هرگز نمی توانیم با گریختن او را عاجز کنیم (١٢)

مؤمنان جن، در ادامه ی سخنان خود به دیگران هشدار می دهند که ما یقین داریم هرگز نمی توانیم در زمین از راه فساد جلوی خواست خدا را بگیریم و اورا عاجز کنیم، و نگذاریم نظامی را که در زمین جاری کرده، جاری شود، بلکه اگر خدا بخواهد ما را دستگیر کند نمی توانیم از پنجه قدرت او فرار کنیم و نه اصولا امکان فرار برای ما هست.

وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَىٰ آمَنَّا بِهِۖ فَمَن یُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا یَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا ﴿١٣﴾

و این که ما هنگامی که هدایت قرآن را شنیدیم به آن ایمان آوردیم، و هرکس به پروردگار خود ایمان بیاورد، نه از نقصان می ترسد و نه از ستم (١۳)

مؤمنان جن می افزایند: هرکس به قرآن ایمان بیاورد درحقیقت به پروردگار خود ایمان آورده و هرکس به پروردگار خود ایمان بیاورد دیگر ترس ندارد، نه ترس از نقصان در خیر که مثلا خدا از روی ظلم، خیر اورا ناقص کند و نه ترس از این که ناملایمات اورا احاطه کرده و بیچاره اش کند. پس حال که چنین است و جایی برای نقصان و ناملایمات نیست چرا نباید بی درنگ ایمان آورد؟

وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَۖ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولَـٰئِکَ تَحَرَّوْا رَشَدًا ﴿١۴﴾ وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَکَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا ﴿١۵﴾

و این که ازمیان ما برخی تسلیم امر خدا و برخی منحرفند پس هرکس تسلیم امر خدا گردد، آنهایند که راه رشد را درپیش گرفته اند (١۴) ولی منحرفان، هیزم جهنم خواهند بود (١۵)

این می فهماند که تسلیم امر خدا شدن فقط با توجه و تحقیق سازگار است و نه چشم بسته‌ و کورکورانه. و امّا جنیّان منحرف نیز مانند انسان های منحرف، هیزم جهنم هستند و در دوزخ با سوختن معذّب می شوند و جانشان مشتعل می گردد.