ترجمه و توضیح سوره روم ۲۰ – ۱

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش از آن مؤمنین است.

الم ﴿١ غُلِبَتِ الرُّومُ ﴿٢ فِی أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ ﴿٣ فِی بِضْعِ سِنِینَ ۗ لِلَّـهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ ۚوَیَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۴ بِنَصْرِ اللَّـهِ یَنصُرُ مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ ﴿۵

الف، لام، میم (۱) رومیان مغلوب شدند (۲) در نزدیک ترین سرزمین، ولی آنها بعد از شکست شان، به زودی پیروز خواهند شد (۳) در ظرف چند سال. امر، امر خداست چه پیش و چه بعد و در آن روز مؤمنان شاد می گردند (۴) به نصرت الهی. هر که را خواهد یاری می دهد، و اوست شکست ناپذیر مهربان (۵)

برخلاف بسیاری از سوره هایی که با حروف مقطعه آغاز می شود و پشت سر آن سخن از عظمت قرآن است، در این جا سخن از شکست رومیان و پیروزی مجدد آنها درآینده است، چون این خبر غیبی مربوط به آینده از نشانه های اعجاز و عظمت این کتاب آسمانی محسوب می شود.[۱] رومیان در ساحل مدیترانه در غرب آسیا زندگی می کنند، در آن ایام این اقوام امپراطوری بزرگ و وسیعی تشکیل داده بودند، به طوری که دامنه آن تا حدود شامات توسعه یافته بود، در ایام نزول این سوره جنگی بین این امپراطوری، و امپراطوری ایران در سرزمین میانه شام و حجاز در گرفته، و روم شکست خورده بود. آیه می فرماید: رومیان بعد از غلبه ایرانیان بر آنها، به زودی بر آنها غالب می شوند. کلمه “بضع” اعداداز سه تا نه را می گویند، لذا می فرماید: غلبه ی رومیان در ظرف حداقل سه سال و حداکثر نه سال رخ خواهد داد، اما قبل از آن که روم مغلوب شود، و بعد از آن که غلبه کند، امر به دست خداست، به هرچه بخواهد امر می کند، پس هر که را بخواهد یاری می کند، و هر که را نخواهد بی یاور می کند. و روزی که روم غلبه می کند مؤمنان به نصرت خدا که وعده ی دیگر اوست- خوشحال می شوند، و با خود می گویند: خدا دو وعده داده بود، یکی پیشگویی غلبه روم بود، و دوم یاری شدن مؤمنان، اولی انجام شد، پس معلوم می شود آن دیگری هم خواهد شد. سپس می فرماید: خدا عزیز است، و به همین دلیل هر که را بخواهد با یاری خود عزت می دهد، و رحیم است، رحمت خود را به هر کس بخواهد اختصاص می دهد.[۲]

وَعْدَ اللَّـهِ ۖ لَا یُخْلِفُ اللَّـهُ وَعْدَهُ وَلَـٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۶

وعده ی خداست. خدا وعده اش را خلاف نمی کند، ولیکن بیشتر مردم نمی دانند (۶)

خلف وعده یا به خاطر جهل است که مطلبی مکتوم بوده سپس آشکار گردیده و سبب تغییر عقیده شده است، و یا به خاطر ضعف و ناتوانی است که وعده دهنده از عقیده خود باز نگشته ولی توانایی بر انجام وعده خود ندارد. اما خدایی که هم از عواقب امور آگاه است و هم قدرتش مافوق همه قدرت هاست، هرگز از وعده اش تخلف نخواهد کرد. پس علت عدم آگاهی مردم عدم معرفت شان نسبت به خدا و علم و قدرت او است، آنها خدا را به درستی نشناختند، و لذا از این حقیقت که او محال است از وعده اش تخلف کند درست آگاه نیستند.[۳]

یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَهِ هُمْ غَافِلُونَ ﴿٧

از زندگی دنیا ظاهری را می شناسند و آنها از آخرت بی خبرند (۷)

آیه شریفه می خواهد علت جهل کفار را بیان کند، جهل شان به حقانیت وعده خدا، و این که امر به دست اوست، و او مؤمنین را علیه کفار یاری خواهد کرد، لذا می فرماید: علت این است که علم خود را به امور ظاهری دنیا اختصاص داده اند، یعنی همان چیزهایی که با حواس ظاهری شان احساس می کنند، و این احساس وادارشان می کند که برای بدست آوردن آن سخت تلاش کنند، و زندگی آخرت و معارف مربوط به آن را فراموش کنند، و از خیرات و منافع حقیقی آن زندگی غفلت ورزند.[۴]

أَوَلَمْ یَتَفَکَّرُوا فِی أَنفُسِهِم ۗ مَّا خَلَقَ اللَّـهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى ۗ وَإِنَّ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاءِ رَبِّهِمْ لَکَافِرُونَ ﴿٨

آیا پیش خود نیندیشیده اند که خدا آسمانها و زمین و آن چه را که میان آن دو است، جز به حق و تا سر آمدی معین، نیافریده است؟ و بسیاری از مردم ملاقات پروردگارشان را سخت منکرند. (۸)

یعنی کفار آن چنان سرگرم امور دنیا هستند و برای آن تلاش می کنند، و از بس دچار پریشان فکری و خود فراموشی هستند که فراغت لازم را برای تفکر در نفوس خود پیدا نمی کنند، در حالی که اگر خود را در ذهن خود حاضر سازند و افکارشان را به این ترتیب متمرکز سازند، به خوبی به دو موضوع پی می برند: ا) جهان بر اساس حق آفریده شده، و خلقت آن عبث و بیهوده نیست، به طوری که موجود بشود سپس معدوم گردد، و دوباره موجود گشته و باز معدوم شود و…، بلکه خدای سبحان به خاطر غرض و هدفی جهان را آفریده است. ۲) متوجه می شوند که این جهان رو به زوال فنا دارد و هستی آن تا مدت معینی است. پس اگر جهان دارای هدفی است و عمر آن نیز تا مدت معینی است، معلوم می شود که هدف جهان بعد از آن محقق می شود، و این همان عالم آخرت است که بعد از گذشتن عمر دنیا و فنای آن، ظاهر می شود. در انتها از روی تعجب می فرماید: با وجود این حقایق قابل فهم، چگونه ممکن است عده ی زیادی از مردم هنوز به دیدار خدای شان و معاد کافر باشند؟ چطور ممکن است از ناحیه خدا آغاز بگیرند، ولی سرانجام شان به سوی او نباشد.[۵]

أَوَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ کَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّهً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَکْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَاتِ ۖ فَمَا کَانَ اللَّـهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَلَـٰکِن کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿٩

آیا در زمین نگردیدند تا ببینند عاقبت کسانی که پیش از آنها بودند، چگونه شد؟ آنها بسی نیرومندتر از ایشان بودند، و زمین را زیرو و رو کردند و بیش از آن چه آنها آبادش کردند آن را آباد ساختند، و پیامبران شان دلایل آشکار برایشان آوردند، خداوند هرگز بر آنان ستم نکرد، ولی آنها به خودشان ستم می کردند. (۹)

در واقع قرآن اشاره به اقوامی می کند که نسبت به مشرکان معاصر پیامبر برتری چشم گیری از نظر قدرت و نیروی جسمی و مالی داشتند، و سرنوشت دردناک آنها را درس عبرتی برای این ها قرار می دهد. جمله (اثاروا الارض) ممکن است اشاره به شخم کردن زمین برای کشاورزی باشد، یا برای بنا کردن عمارت های بزرگ، به هر حال این جمله مفهوم وسیعی دارد که تمام این امور را که مقدمه عمران و آبادی است شامل می شود. اما آنها با این همه توانایی هنگامی که آیات الهی را انکار، و پیامبران را تکذیب کردند، قدرت فرار از چنگال مجازات نداشتند شما چگونه می توانید فرار کنید؟ و این مجازات های دردناک محصول اعمال و فراورده دست خود آنها بود، و آنها خود بر خویشتن ظلم کردند و خداوند هرگز ظلم و ستمی بر کسی روا نمی دارد.[۶]

ثُمَّ کَانَ عَاقِبَهَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّـهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ ﴿١٠ اللَّـهُ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿١١

آن گاه عاقبت کسانی که زشت کاری کردند، این شد که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به ریشخند می گرفتند. (۱۰) خداوند آفرینش را آغاز می کند و سپس آن را باز می گرداند و سپس شما به سوی او باز گردانده می شوید. (۱۱)

این آیه سرانجام کار ستمگران نام برده را بیان می کند، و می فرماید: سپس سوء العذاب (عذاب بد) سرانجام کار کسانی شد که عمل بد می کردند، و غیراین سرانجامی نداشتند، به دلیل این که آیات خدا را تکذیب و استهزا می کردند.[۷] در ادامه آیه یک استدلال کوتاه و پرمعنی برای مسأله معاد بیان فرموده، و آن این که: همان کسی که قدرت بر آفرینش نخستین داشت قدرت بر معاد و آفرینش مجدد را هم دارد، تا همگی به سوی دادگاه پروردگار و پاداش و ثواب او باز گردید.[۸]

وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَهُ یُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ ﴿١٢ وَلَمْ یَکُن لَّهُم مِّن شُرَکَائِهِمْ شُفَعَاءُ وَکَانُوا بِشُرَکَائِهِمْ کَافِرِینَ ﴿١٣

و روزی که قیامت برپا می شود مجرمان ناامید می شوند. (۱۲) و برای آنها از شریکان شان شفیعانی نخواهد بود و منکر شریکان خود می شوند. (۱۳)

این آیه حال مجرمین را بیان می کند، که بعد از قیام ساعت یعنی برگشتن به سوی خدا برای حساب و جزا، چه حالی دارند؟ آنها چون از رحمت خدا مأیوس هستند در غم و اندوه فرو می روند. سپس می فرماید: این گروه با یأسی که از ناحیه اعمال خودشان دارند، از شفاعت خدایانی هم که در دنیا شریک خدا گرفته بودند، و به آن امید آنها را می پرستیدند، و می گفتند: [این ها شفیعان ما در پیشگاه خدایند، (یونس/۱۸)]، مأیوس خواهند شد، و عبادت بت ها را پنهان خواهند کرد، یعنی پرستشی را که نسبت به معبودهای دروغین داشتند پنهان می کنند.[۹]

وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَهُ یَوْمَئِذٍ یَتَفَرَّقُونَ ﴿١۴ فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِی رَوْضَهٍ یُحْبَرُونَ ﴿١۵وَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا وَکَذَّبُوا بِآیَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَهِ فَأُولَـٰئِکَ فِی الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ ﴿١۶

و روزی که رستاخیز برپا شود، آن روز از هم جدا می شوند. (۱۴) اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردند، در گلستانی شادمان می گردند. (۱۵) و اما کسانی که کافر شده و آیات ما و دیدار آخرت را تکذیب کردند، همه در عذاب احضارشدگانند. (۱۶)

سپس به گروه های مختلف مردم در آن روز اشاره کرده، می فرماید: روزی که قیامت برپا می شود مردم از هم جدا می گردند، گروهی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند آنها در باغی از بهشت متنعم و شاد و مسرور خواهند بود، و از آنجا که قلب بهشتیان چنان مالامال از شادی و سرور است که آثار شادی در چهره هایشان هویدا می گردد. و اما آنها که کافر شدند و آیات ما و لقای آخرت را تکذیب کردند آنها برای عذاب الهی احضار می شوند، یعنی برخلاف میل باطنی شان در عذاب الهی واقع می شوند.[۱۰]

فَسُبْحَانَ اللَّـهِ حِینَ تُمْسُونَ وَحِینَ تُصْبِحُونَ ﴿١٧ وَلَهُ الْحَمْدُ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِیًّا وَحِینَ تُظْهِرُونَ ﴿١٨

پس حمد و ثنا برای خداست آن گاه که به شامگاه می رسید و آن گاه که صبح می کنید. (۱۷) و ستایش از آن اوست در آسمان ها و در زمین و شامگاهان و وقتی ظهر می کنید. (۱۸)

انسان ها در سیر تاریخی خود گناهان و خطاهایی در عقیده داشته، و در باره پروردگار خود مرتکب بدی ها و اسائه ادب ها شدند، شریک هایی برایش تراشیده، و دیدارش را منکر شدند، و گناهانی دیگر کردند. پس خدا از آن عقاید باطل و اعمال زشت در منزه است، و در تمامی آن چه آفریده، و درآسمان و زمین محمود و ستایش شده است. از آیات قبل بدست می آید که در دار خلقت، تدبیری الهی و متقن در کار هست، تدبیری که بهتر از آن و زیباتر از آن تصور ندارد، برای همین می فرماید: حمد و ستایش در آسمان ها و زمین مخصوص اوست، و همه این اوقات مخصوص تسبیح، و همه مکان ها مخصوص حمد است. [۱۱]

یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَیُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا ۚ وَکَذَٰلِکَ تُخْرَجُونَ ﴿١٩

زنده را از مرده بیرون می آورد و مرده را از زنده بیرون می آورد، و زمین را بعد از مرگش زنده می کند، و این گونه بیرون آورده می شوید. (۱۹)

ظاهرا بیرون آوردن زنده از مرده و بالعکس، خلقت موجودات زنده از زمین مرده، و دوباره خاک کردن آنها است. و مراد از زنده کردن زمین بعد از مرگش همان حالتی است که زمین در فصل بهار به خود می گیرد، و گیاهان از آن بیرون آمده، سبز و خرم می شود. پس شما هم این چنین از قبرهایتان بیرون می آیید، خداوند با احیای جدیدی زنده تان می کند، هم چنان که هر سال زمین را بعد از مردنش زنده می کند.[۱۲]

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَکُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ ﴿٢٠

و از نشانه های او این است که شما را از خاک آفرید، سپس به ناگاه شما بشری پراکنده می شوید. (۲۰)

منظور از این که فرمود شما را از خاک خلق کرده، این است که خلقت شما افراد بشر بالاخره به زمین منتهی می شود، چون مراتب تکّون و پیدایش انسان چه مرتبه نطفه، و چه علقه، و چه مضغه، و چه مراتب بعد از آن بالاخره از مواد غذایی زمین است. خداوند شما را از زمین خلق کرد، ناگهان انسانی تمام عیار شدید، و بر روی زمین منتشر شدید، با این که از زمین مرده انتظار می رود مرده ای دیگر پدید آید نه موجودی جاندار، لکن ناگهانی و یک دفعه موجودی زنده و با شعور و عقل گشته، برای تدبیر امر زندگی خود در روی زمین به جنب و جوش درآمدید. پس این آیتی است که بر وجود صانعی زنده و علیم دلالت می کند، صانعی که امور را تدبیر می کند، و این نظام عجیب و غریب را به وجود می آورد.[۱۳]

نمونه، ج ۱۶ ، ص ۳۶۰ -۱

-المیزان، ج ۱۶، ص ۲۴۷ – ۲۴۵[۲]

نمونه، ج ۱۶، ص ۳۵۴ – [۳]

المیزان، ج ۱۶، ص ۲۴۹ -[۴]

خلاصه تفاسیر المیزان و نمونه، ص ۸۷۰-[۵]

نمونه، ج ۱۶، ص ۳۷۴ – ۳۷۳-[۶]

– المیزان، ج ۱۶، ص ۲۵۲ [۷]

نمونه، ج ۱۶، ص ۳۷۷ -[۸]

– المیزان، ج ۱۶، ص ۲۵۳[۹]

– نمونه، ج ۱۶، ص ۳۸۰ – ۳۷۹[۱۰]

– المیزان ، ج ۱۶، ص ۲۵۵ – ۲۵۴[۱۱]

– المیزان، ج ۱۶، ص ۲۵۷[۱۲]

– المیزان، ج ۱۶، ص ۲۶۲[۱۳]