ترجمه و توضیح سوره سجده ۳۰ – ۱۶

تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ﴿١۶

از بسترهای خواب پهلو تهی می کنند و پروردگارشان را با خوف و رجا می خوانند و از آن چه روزیشان کرده ایم انفاق می کنند. (۱۶)

این آیه معرفی مؤمنین از نظر اعمال است، همچنان که آیه قبلی معرفی ایشان از نظر اوصاف بود. می فرماید: مؤمنین در دل شب، آن هنگامی که چشم ها به خواب، و بدن ها بی حرکت افتاده، خدا را می خوانند، اما نه تنها از خوف، تا نومیدی از رحمت خدا بر آنان مسلط شود، و نه تنها به طمع رحمت، تا از غضب و مکر خدا ایمن باشند، بلکه هم از ترس و هم به طمع او را می خوانند، که این شیوه ی در دعا، ادب عبودیت را بیان می کند. و سپس یک عمل دیگری از مؤمنین را یاد آورشده، و آن این است که برای خدا و در راه او انفاق می کنند.[۱]

فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِیَ لَهُم مِّن قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿١٧

پس هیچ کس نمی داند چه چیزی از روشنی چشم ها به پاداش آن چه انجام می دادند برایشان نهفته شده است. (۱۷)

این جمله نتیجه اوصاف و اعمالی است که مؤمنین دارند، می فرماید: به خاطر آن اوصاف و اعمالی که دارند خداوند چنین ثوابی برایشان فراهم کرده، که هیچ نفسی از نفوس بشر نمی داند که خدا چه نعمت ها که مایه روشنی دیده ی هر صاحب دیده ایست در قبال اعمال نیکی که در دنیا کرده اند پنهان نموده، و این ندانستن شان به خاطر این است که آن نعمت ها مافوق علم و تصور ایشان است.[۲]

أَفَمَن کَانَ مُؤْمِنًا کَمَن کَانَ فَاسِقًا ۚ لَّا یَسْتَوُونَ ﴿١٨

پس آیا کسی که مؤمن است مانند کسی است که نافرمان است؟ برابر نیستند. (۱۸)

ایمان عبارت است از سکون و آرامشی که به واسطه علم به چیزی حاصل می گردد، که به دنبالش انسان را وادار به عمل می کند. اما فسق به معنای بیرون شدن است، و فاسق کسی است که از مسیر اطاعت و عبادت خدا خارج شده است. پس اگر مؤمن دارای علم و عمل است، فاسق فقط دارای علم است و برخلاف علمش عمل می کند. بدیهی است هرگز این دو مانند هم نیستند.[۳]

أَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَىٰ نُزُلًا بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿١٩

امّا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، ایشان را برای پذیرایی، به خاطر آن چه انجام می دادند منزلگاه های بهشت است. (۱۹)

تعبیر به «نُزُل» که معمولاً به چیزی گفته می شود که برای پذیرایی مهمان آماده می کنند، اشاره لطیفی است به این جهت که از مؤمنان در بهشت دایماً همچون میهمان پذیرایی می شود. تعبیر به «لهم جنات» می تواند اشاره به این نکته نیز باشد که خداوند باغ های بهشت را عاریتی به آنها نمی دهد، بلکه برای همیشه به آنها تملیک می کند، به گونه ای که هرگز احتمال زوال این نعمت ها آرامش فکر آنها را بر هم نمی زند. در اینجا که می فرماید: ثواب و پاداش او در برابر اعمالی است که آنها انجام دادند، اشاره به این است که ایمان به تنهایی کافی نیست، بلکه باید انگیزه بر عمل باشد، ولی کفر به تنهایی برای غذاب کافی است هرچند عملی همراه آن نباشد.[۴]

وَأَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ ۖ کُلَّمَا أَرَادُوا أَن یَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِیدُوا فِیهَا وَقِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِی کُنتُم بِهِ تُکَذِّبُونَ ﴿٢٠

و امّا کسانی که نافرمانی کردند، جایگاه شان آتش است، هر بار که بخواهند از آن بیرون بیایند به درون بازگردانده می شوند و به آنها گفته می شود، بچشید عذاب آتشی را که دروغش می پنداشتند. (۲۰)

این که فرمود: آتش مأوای آنهاست، یعنی جاودانه در آتش باشند، و هر چه بخواهند از آن بیرون بیایند، دوباره به سوی آن برگردانده می شوند. از ادامه آیه فهمیده می شود که این فاسقان همان منکران معاد هستند، چون منکرین معاد را در داخل آتش، به خاطر شماتت این گونه مورد خطاب قرار می دهند، و علتش این است که ایشان همواره در دنیا مؤمنین را شماتت می کردند، که چرا شما به قیامت ندیده ایمان دارید. [۵]

وَلَنُذِیقَنَّهُم مِّنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَىٰ دُونَ الْعَذَابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ﴿٢١

و قطعا پیش از عذاب بزرگ تر، از عذاب نزدیک تر به آنها می چشانیم، شاید که آنها بازگردند. (۲۱)

می فرماید: سوگند می خورم که به زودی از عذاب ادنی (عذاب دنیا) یعنی عذاب نزدیکتر از عذاب قیامت، چیزی از قبیل قحطی، مرض، و جنگ و خونریزی و امثال آن به ایشان می چشانیم، شایدکه قبل از عذاب روز قیامت به سوی ما برگردند، و از شرک و لجبازی شان توبه کنند. بعضی از مفسران گفته اند: اگر عذاب دنیا را عذاب نزدیک تر خواند، و عذاب قیامت را بزرگ تر، با این که جا داشت عذاب دنیا را در مقابل عذاب بزرگ تر قیامت، عذاب کوچک تر بخواند، برای این بود که مقام، مقام تهدید و تخویف بود، و در چنین مقامی جا نداشت عذاب را کوچک تر بخواند، لذا آن را عذاب نزدیک تر خواند، و به همین علت عذاب قیامت را هم در مقابل عذاب نزدیک تر دنیا عذاب دورتر نخواند، چون با مقام تهدید مناسب نبود.[۶]

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُکِّرَ بِآیَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا ۚ إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنتَقِمُونَ ﴿٢٢

و کیست ظالم تر از آن کس که به آیات پروردگارش توجه داده شود و آن گاه از آن روی بگرداند؟ قطعا ما از مجرمان انتقام خواهیم گرفت. (۲۲)

می فرماید: به این علت ایشان را عذاب می کنیم که مرتکب شدیدترین ظلم شدند، و آن ظلم این بود که از آیات ما روی برمی گرداندند، با این که تذکر داده می شدند، پس اینها مجرمند، و خدا از مجرمین انتقام خواهد گرفت.[۷]

وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ فَلَا تَکُن فِی مِرْیَهٍ مِّن لِّقَائِهِ ۖ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِی إِسْرَائِیلَ ﴿٢٣ وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا ۖ وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ ﴿٢۴

و به راستی به موسی کتاب دادیم پس در دیدار با او تردید نکن و آن را راهنمای بنی اسراییل قرار دادیم. (۲۳) و نظر به این که شکیبایی کردند و به آیات ما یقین داشتند از آنها پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می کردند. (۲۴)

می فرماید: ما همان طور که به تو کتاب دادیم، به موسای کلیم نیز کتاب دادیم، سرّ طرح موسای کلیم (ع) این است که اگر جریان حضرت عیسی (ع) را ذکر می فرمود، یهودی ها نمی پذیرفتند، ولی مسیحی ها به جریان حضرت موسی و تورات موسی ایمان داشتند، لذا در جریان حضرت موسی این را یاد آوری فرمود که همه گروه ها را شامل بشود. فرمود: به او گفتیم در لقاء الله تردید نکن به تو هم می گوییم در لقاء الله تردید نکن تا جامعه ایمانی آنها و شما همه بدانید که در لقاء الله تردیدی نیست، گرچه عده ای به لقای پروردگارشان کافرند. سپس فرمود: آن کتابی را که ما به موسای کلیم دادیم آن را هدایت بنی اسراییل قرار دادیم، قرآن را هم هدایت امت اسلامی قرار دادیم. یهودی ها دو گروه بودند، عده ای ایمان نیاوردند، اما عده ای جزء خواص اهل کتاب بودند که اینها ایمان آوردند، و صبر لازم را در هر سه مورد صبر ( صبر در معصیت، در مصیبت، و در اطاعت خدا)، حفظ کردند، و به مقام یقین رسیدند، اینها در اثر ملکه صبر، و در اثر ملکه یقین به آیات الهی، جزء هادیان امت شدند، که مردم را به امر ما هدایت می کنند.[۸]

إِنَّ رَبَّکَ هُوَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ ﴿٢۵

البته پروردگار تو خودش روز قیامت در آن چه اختلاف می کردند، میان شان داوری خواهد نمود. (۲۵)

بنی اسراییل، همچون سایر امم، بعد از این پیشوایان و امامان راستین باز دست به اختلاف زدند، و هر یک راهی جدای از دیگری در پیش گرفتند، و منشأ تفرقه در میان مردم شدند،[۹] آنها بعد از این که حق برایشان روشن شد در دین اختلاف کردند، همچنان که فرموده: [پس اختلاف نکردند مگر بعد از آن که حق برایشان روشن گردید، فقط علت اختلاف این بود که می خواستند باطل خود را به زور در جای حق به خرج دهند. (جاثیه/۱۷)]، لذا خدای سبحان می فرماید: روز قیامت بین حق و باطل، و محق و مبطل داوری خواهد کرد.[۱۰]

أَوَلَمْ یَهْدِ لَهُمْ کَمْ أَهْلَکْنَا مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْقُرُونِ یَمْشُونَ فِی مَسَاکِنِهِمْ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ ۖ أَفَلَا یَسْمَعُونَ ﴿٢۶

آیا آنها را راه ننمود که چه بسیار نسل ها را پیش از آنها نابود کردیم که در خانه های آنها راه می روند؟ قطعا در این عبرت هاست. آیا نمی شنوند. (۲۶)

آیا همین برای هدایت آنها کافی نیست که افراد زیادی از مردمی که در قرون پیش ار آنها زندگی داشتند، هلاک کردیم در حالی که اینها بر روی منازل ویران شده آنها راه می روند؟ یعنی آیا سرانجام کفر و لجاجت آنها که دچار شدن به عذاب الهی است، برای آنها بیدار کننده نیست، و آیا کاخ های ویران شده فریاد نمی زنند که نتیجه کفر و آلودگی چیست؟ اما گویی گوش شنوایی وجود ندارد، تا از این نشانه های قهر و عظمت الهی درس عبرت بگیرند؟[۱۱]

أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاءَ إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا تَأْکُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ ۖ أَفَلَا یُبْصِرُونَ ﴿٢٧

آیا ننگریستند که ما باران را به سوی زمین بایر می رانیم و بدان کشتزاری را برمی آوریم که دام هایشان و خودشان از آن می خورند؟ آیا نمی بینند؟ (۲۷)

این آیه یکی دیگر از آیات خدای سبحان را یاد می آورد، که بر حسن تدبیر او نسبت به موجودات و مخصوصا موجودات زنده از قبیل چهارپایان و انسان دلالت دارد، و مراد به «سوق آب به سوی زمین خالی از گیاه»، راندن ابرهای حامل باران به سوی آن سرزمین است. پس از آمدن باران از ابر، و زنده شدن زمین، و خارج شدن گیاه از آن، غذای انسان و چهارپایان تأمین می شود، چهارپایانی که خداوند آنها را رام انسان ها کرده، تا برای رسیدن به مقاصد خود تربیت شان کند. در آیه قبل فرمود: آیا سرگذشت هلاکت امت های گذشته را نمی شنوید، اگر می فرماید: چرا نمی شنوید، چون علم به هلاکت اقوام گذشته از راه شنیدن تاریخ و اخبار گذشتگان است، که به وسیله گوش حاصل می شود. اما در این آیه می فرماید: چرا نمی بینید، چون علم به راندن ابرها، و زنده شدن زمین های بایر، و تغذی انسان و حیوانات از راه دیدن به دست می آید.[۱۲]

وَیَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْفَتْحُ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿٢٨ قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لَا یَنفَعُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِیمَانُهُمْ وَلَا هُمْ یُنظَرُونَ ﴿٢٩

و می گویند: این پیروزی کی خواهد بود اگر راست می گویید. (۲۸) بگو: روز فتح، ایمان کسانی که کافر شدند سودی نمی دهد و مهلت داده نمی شوند. (۲۹)

از آنجا که آیات گذشته مجرمان را تهدید به انتقام، و مؤمنان را بشارت به امامت و پیشوایی و پیروزی می داد، در اینجا کفار از روی غرور و نخوت این سؤال را مطرح می کنند که این وعده ها و وعیدها کی عملی خواهد شد؟ اما قرآن پاسخ می دهد: اگر منظورتان این است که صدق وعده های الهی را که از زبان پیامبر شنیده اید، ببینید و ایمان بیاورید، آن روز دیگر دیر شده است، و ایمان برای شما هیچ فایده ای ندارد. پس منظور از یوم الفتح، روز نزول عذاب استیصال است، یعنی عذابی که کفار را ریشه کن می سازد، و مجال ایمان به آنها نمی دهد، و به تعبیر دیگر عذاب استیصال نوعی عذاب دنیوی است نه عذاب آخرت و نه عذاب های معمولی دنیا که بعد از اتمام حجت کامل به زندگی اقوام گنهکار خاتمه می دهد.[۱۳]

فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ ﴿٣٠

پس، از ایشان روی برتاب و منتظر باش که آنها نیز در انتظارند. (۳۰)

در این جمله به رسول خدا (ص) امر می کند به این که از کفار روبگرداند، و منتظر فتح و پیروزی دنیوی باشد، چون کفار منتظر مرگ و یا کشته شدن رسول خدا (ص) بودند، و سخن کوتاه منتظر بودند دعوت حقه اش به آخر نرسد، و نیمه کاره از بین برود، لذا خدای تعالی می فرماید: همچنان که آنها منتظرند، تو هم منتظر باش، تا خدا حق را بر باطل، و محق را بر مبطل غلبه دهد.[۱۴]

– المیزان، ج ۱۶، ص ۴۱۳[۱]

– المیزان، ج ۱۶، ص ۴۱۴ – ۴۱۳[۲]

– خلاصه تفاسیر المیزان و نمونه، ص ۸۹۷[۳]

– نمونه، ج ۱۷، ص ۱۵۳[۴]

– المیزان، ج۱۶، ص ۴۱۵ – ۴۱۴[۵]

– المیزان، ج ۱۶، ص ۴۱۵[۶]

– المیزان، ج ۱۶، ص ۴۱۵[۷]

   www. Portal. Esra. ir.   درگاه اینتری       – تفسیر سوره سجده، جلسه ۶، آیت الله جوادی آملی، ۲۷ /۱۲/۱۳۹۱، [۸]

– نمونه، ج ۱۷، ص ۱۶۹[۹]

– المیزان، ج ۱۶، ص ۴۱۸[۱۰]

– خلاصه تفاسیر المیزان و نمونه، ص ۸۹۹[۱۱]

– المیزان، ج۱۶، ص ۴۱۹[۱۲]

– نمونه، ج ۱۷، ص ۱۷۷ – ۱۷۶[۱۳]

– المیزان، ج ۱۶، ص ۴۲۱[۱۴]