ترجمه و توضیح سوره غافر ۶۳ – ۴۳

لَاجَرَ‌مَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِی إِلَیْهِ لَیْسَ لَهُ دَعْوَهٌ فِی الدُّنْیَا وَلَا فِی الْآخِرَ‌هِ وَأَنَّ مَرَ‌دَّنَا إِلَى اللَّـهِ وَأَنَّ الْمُسْرِ‌فِینَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ‌ ﴿۴٣

بی تردید آنچه مرا به سوی آن دعوت می کنید، نه در دنیا دعوت دارد و نه در آخرت. و به راستی، برگشت ما تنها به سوی خداست و افراط گران اهل آتشند. (۴۳)

مؤمن آل فرعون برای این که ثابت کند آنچه شما می پرستید و مرا به سویش می خوانید اصلاً إله نیست، ادامه می دهد که: بی تردید آنچه شما مرا به سوی آن می خوانید، و نامش را شریک خدای سبحان می گذارید، هیچ دعوتی در دنیا ندارد، چون سابقه ندارد که پیغمبری به سوی مردم فرستاده باشد، تا مردم را به پرستش او دعوت کند، و نیز در آخرت هم دعوتی ندارد، چون هیچ مو جودی به سوی او بازنمی گردد، به خلاف آن خدایی که من شما را به سویش می خوانم، او هم در دنیا دعوت دارد و هم در آخرت و آن خدای سبحان است، که در دنیا انبیا و رسولان را برای ابلاغ پیامش به سوی شما می فرستد، و در آخرت هم مردم به سویش بازمی گردند، تا بینشان داوری کند. حال که بی تردید برگشتگاه ما به سوی خدا خواهد بود، پس باید در برابر او تسلیم شویم، و او را بپرستیم، و حدود بندگیش را رعایت کنیم، کسانی که از این حدود تجاوز می کنند و اسراف می نمایند اهل دوزخند. بنابراین؛ خدای من مایه ی نجات شماست، در حالی که خدای شما هیچ خاصیتی ندارد.

فَسَتَذْکُرُ‌ونَ مَا أَقُولُ لَکُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِ‌ی إِلَى اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ بَصِیرٌ‌ بِالْعِبَادِ ﴿۴۴ فَوَقَاهُ اللَّـهُ سَیِّئَاتِ مَا مَکَرُ‌وا وَحَاقَ بِآلِ فِرْ‌عَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ ﴿۴۵

پس به زودی آنچه را به شما می گویم به خاطر خواهید آورد و من کار خویش را به خدا واگذار می کنم، که خدا به بندگان بیناست.(۴۴) پس خدا او را از نقشه های سوء آنچه اندیشیده بودند نگاه داشت، و فرعونیان را عذاب سخت فراگرفت.(۴۵)

مؤمن آل فرعون آنها را تهدیدی می کند و می گوید: حال که به ناچار باید به سوی خدا برگشت کنیم، و حال که عذاب خدا بر اسرافگران خواهد رسید، که شما هم از آنهایید، و هرچه امروز به شما می گویم گوش نمی دهید، پس همچنان باشید، تا به زودی متوجه گفته های من بشوید، امّا وقتی که عذاب را به چشم خود ببینید، آن وقت می فهمید که من خیرخواه شما بودم. امّا افسوس که دیر است، اگر این عذاب دامنتان را بگیرد مجال توبه ندارید، و اگر در آخرت باشد راه بازگشتی ندارید. من تمام کارهای خود را به خدای یگانه واگذار می کنم، چون او نسبت به بندگانش بیناست؛ به همین دلیل نه از تهدیدهای شما می ترسم، و نه از قدرت و کثرت شما، خودم را به کسی سپرده ام که قدرتش بی انتها و از هرچیزی آگاه است. در پایان می فرماید: نتیجه واگذاری امورش به خدا، این شد که خدای سبحان شرّ کفار و نقشه های شوم آنان را از وی برگردانید، چون کفار قصد کشتن و یا آزار او را داشته اند، و برایش نقشه کشیده بودند؛ و به دنبال این جریان عذابی سخت بر آل فرعون نازل شد.

النَّارُ‌ یُعْرَ‌ضُونَ عَلَیْهَا غُدُوًّا وَعَشِیًّا وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَهُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْ‌عَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ ﴿۴۶

هر صبح و شام بر آتش عرضه می شوند، و روزی که رستاخیز بر پا شود، فرعونیان را در سخت ترین عذاب داخل کنید.(۴۶)

آیه شریفه می خواهد عذاب سخت را توضیح دهد، می فرماید: عذاب شدید آنها همان آتش است، که هر صبح و شام بر آنها عرضه می شود؛ و روزی که قیامت برپا شود، دستور داده می شود آل فرعون را به درون آن آتش داخل کنند.  در این آیه توجه به چند نکته ضروری است: ۱) مراد از عرضه ی آتش بر آل فرعون این است که، منزل و مأوای آینده ی کفار در دوزخ را به آنان نشان می دهند. ۲) عرضه ی آتش بر آنها در عالمی قبل از عالم قیامت صورت می گیرد، و آن عالم برزخ است، که فاصله ی بین دنیا و آخرت است. ۳) شکنجه در برزخ با شکنجه در قیامت به وسیله یک چیز صورت می گیرد، آن هم آتش است، چیزی که هست اهل برزخ از دور از آتش رنج می برند، و اهل قیامت در داخل آن. ۴) مراد از هر بامداد و شامگاه، اشاره به دوام عذاب است، یعنی عرضه آتش بر آنها پشت سر هم واقع می شود، و لاینقطع ادامه دارد.

وَإِذْ یَتَحَاجُّونَ فِی النَّارِ‌ فَیَقُولُ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُ‌وا إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِیبًا مِّنَ النَّارِ‌ ﴿۴٧

و آن گاه که در آتش به مجادله برخیزند، ضعیفان به مستکبران گویند: ما پیرو شما بودیم آیا می توانید مقداری از این آتش را از ما دفع کنید؟ (۴۷)

آیه شریفه می فرماید: به خاطر بیاور آن روزی را که آل فرعون در آتش دوزخ بگو مگو می کنند، ضعفای آنها به مستکبران می گویند: ما در دنیا تابع شما بودیم، و لازم بود شما در مواقع حاجت به کمک ما بشتابید، و در سختی ها یاریمان کنید، و هیچ حاجتی و سختی شدیدتر از وضعی که امروز داریم نیست، حال آیا می توانید کاری برای ما بکنید؟ و مقداری از این آتش و عذاب را از ما بردارید؟ توقع نداریم که همه ی این عذاب را بردارید، بلکه مقداری را هم بردارید ما قانع هستیم. بدون شک این پیروان در آن روز می دانندکه خود مستکبران گرفتارترند، و در وضع و روزگاری قرار دارند که هیچ کس به درد هیچ کس نمی خورد، روزی که همه ی امور به دست خداست، پس چرا این درخواست را می کنند؟ در پاسخ باید گفت: به دلیل این که سخن ایشان ظهور عادت و ملکه ایست که در دنیا نسبت به بزرگان خود داشتند، یعنی آنها در دنیا عادت داشتند که به غیر خدا تمسک کنند، و در سختی ها به ایشان پناهنده می شدند و از آنها کمک و یاری می طلبیدند.

قَالَ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُ‌وا إِنَّا کُلٌّ فِیهَا إِنَّ اللَّـهَ قَدْ حَکَمَ بَیْنَ الْعِبَادِ ﴿۴٨ وَقَالَ الَّذِینَ فِی النَّارِ‌ لِخَزَنَهِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَ‌بَّکُمْ یُخَفِّفْ عَنَّا یَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿۴٩

کسانی که گردنکشی می کردند، گویند: همه ی ما در آتشیم، همانا خدا میان بندگان داوری کرده است.(۴۸) و کسانی که در آتشند، به نگاهبانان جهنم گویند: پروردگارتان را بخوانید تا یک روز از این عذاب را به ما تخفیف دهد. (۴۹)

.این آیه پاسخی است که مستکبران متکبر به ضعفا می دهند: امروز حال ما و شما یکی است، چون می بینید که هر دو طایفه در آتش هستیم، و سرنوشت مشترکی داریم، آن خیال هایی که ما در دنیا درباره ی خود می کردیم، و خود را قوی و نیرومند می پنداشتیم، همه بیهوده شد، چون امروز روز جزاست، نه روز عمل، امروز همه ی اسباب ها از تأثیر افتاده، و خدای سبحان در میان بندگانش به عدالت حکم کرده است، لذا؛ دیگر مانند دنیا ما امتیازاتی نسبت به شما نداریم، تا در اینجا چیزی از عذاب شما را برطرف کنیم. دوزخیان – آل فرعون هم جزو ایشان هستند- با التماس و از روی نا امیدی به خازنان جهنم می گویند: شما از پروردگارتان بخواهید پاره ای از عذاب جهنم را بر ما تخفیف دهد؛ چون آنها می دانند که مجازات الهی برای آنها همیشگی است.

قَالُوا أَوَلَمْ تَکُ تَأْتِیکُمْ رُ‌سُلُکُم بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا بَلَىٰ قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْکَافِرِ‌ینَ إِلَّا فِی ضَلَالٍ ﴿۵٠

گویند:مگر پیامبرانتان دلایل روشن برایتان نیاورد؟ گویند:چرا. گویند: پس بخوانید که دعای کافران جز در بیراه نیست.(۵۰)

نگهبانان دوزخ در پاسخ آنها می گویند: مگر پیامبران خدا با دلایل روشن و معجزات به سوی شما نیامدند؟ در جواب می گویند: آری، آمدند، و همین پاسخ، اعترافی است به این که در عین این که به حقانیت انبیا علم داشتند، به ایشان کفر می ورزیدند، که این خود کفر به مسأله ی نبوت است، و به همین دلیل نگهبانان دوزخ دیگر درباره ی درخواست آنان چیزی نگفتند، که ما دعا می کنیم یا نمی کنیم، بلکه گفتند: خودتان دعا کنید، در ضمن متوجهشان کردندکه دعای کافران به هدف اجابت نمی رسد، چون شرط اجابت دعا این است که حقیقتا از خدا بخواهند و از هر اسبابی قطع امید کنند، ولی چون آنها در دنیا خدا را انکار می کردند و به اسباب متوسل می شدند، لذا؛ با وجود این عادت و ملکه، دیگر نمی توانند دعای واقعی داشته باشند.

إِنَّا لَنَنصُرُ‌ رُ‌سُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ ﴿۵١

بی تردید ما فرستادگان خود و کسانی را که ایمان آوردند، در زندگی دنیا و روزی که شاهدان برمی خیزند، یاری می کنیم.(۵۱)

حالا خدای تعالی به قانون حمایت خویش اشاره می فرماید: ما به طور مسلم فقط رسولان خود و کسانی را که ایمان آورده اند در زندگی دنیا و روز قیامت که گواهان برپا می خیزند، یاری می دهیم. یعنی، انبیای الهی در دنیا دو هدف داشتند که به آن ها رسیدند، یکی تقویت و ابقای حق بود که به آن رسیدند و قرآن پیروز شد، و دیگری نزدیکی و قرب به خداوند بود که بازهم به آن رسیدند، یعنی دو هدف خیر، طیب و طاهر که به مقصد رسید. البته به این نکته باید توجه کرد که، تلاش و کوشش در راه خدا و نصرت تنها مخصوص انبیا نیست و مؤمنان نیز مورد نصرت خداوندی قرار می گیرند.[۱]  امّا گواهان چه کسانی هستند؟ می توانند هم مراقبان اعمال آدمی باشند، و هم پیامبران که گواهان امت ها هستند. به هر حال در آن روزی که جمع هستند، گواهان قیام می کنند، رسوایی در آن جمع، بدترین رسوایی است، امّا مؤمنان و رسولان یاری می شوند و بر آبرویشان افزوده می شود. ممکن است سؤال شود اگر خدا، مؤمنان و رسولانش را در دنیا یاری می دهد، پس چرا شاهد کشتار و شکنجه ی آنها به دست کفار هستیم؟ باید گفت: ۱) برای ارزیابی یاری خدا، باید دیدِ خود را، به آیندگان هم معطوف کنیم. ۲) یاری مکتب را هم در نظر داشته باشیم. با این دو شرط خواهیم دید که تمام مؤمنان و رسولان یاری شدند، چون هم مکتبشان حفظ شد و هم آنها برای آیندگان الگو شدند. نمونه بارز آن قیام امام حسین (ع) است که الگویی برای مؤمنین شدند و مکتب را زنده ساختند.

یَوْمَ لَا یَنفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَ‌تُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَهُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ‌ ﴿۵٢

روزی که ستمگران را معذرتشان سود نمی دهد، و برای آنان لعنت است، و برایشان بد فرجامی است.(۵۲)

می فرماید: در آن روز عذر خواهی ظالمان سودی به حالشان ندارد، و لعنت خدا مخصوص آنهاست، یعنی ایشان از رحمت خدای سبحان دور می شوند، و خانه و جایگاه بدی دارند، که همان جهنم است. پس آیه بیانگر این مطلب است که، روز قیامت مراحل مختلفی دارد، که در بعضی از مراحل و مواقف اصلاً به مردم اجازه حرف زدن نمی دهند، مانند: (امروز روزی است که زبان نمی گشایند، و اجازه شان نمی دهند که معذرت خواهی کنند. « مرسلات/۳۶ » ) و در بعضی از مراحل و مواقف مردم می توانند تا اندازه ای حرف بزنند، مانند همین آیه.

وَلَقَدْ آتَیْنَا مُوسَى الْهُدَىٰ وَأَوْرَ‌ثْنَا بَنِی إِسْرَ‌ائِیلَ الْکِتَابَ ﴿۵٣ هُدًى وَذِکْرَ‌ىٰ لِأُولِی الْأَلْبَابِ ﴿۵۴

همانا موسی را هدایت دادیم و بنی اسراییل را وارث کتاب نمودیم. (۵۳) که رهنمود و یادکردی برای خردمندان است. (۵۴)

این آیه خاتمه سرگذشتی است که قبلا از موسی (ع)، و فرستادن او با معجزات و دلایل روشن، و مجادله ی آل فرعون به باطل، و دفاع مؤمن آل فرعون از موسی (ع)، بیان کرده بود. آیه شریفه که با قسم آغاز شده، به حقانیت مأموریت موسی (ع)، و ظلم فرعونیان در مقابل او اشاره می فرماید. و امّا منظور از (الهدی)، دینی است که موسی (ع) آورد، و مراد به ارث دادن کتاب به بنی اسراییل، این است که تورات را در بین آنان باقی گذاشت، تا بدان عمل کنند، و به وسیله آن هدایت شوند.این کتاب آسمانی هم برای عامه ی مردم مایه هدایت بود و هم برای خواص یعنی خردمندان، مایه ی تذکر و یادآوری بود.

فَاصْبِرْ‌ إِنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ‌ لِذَنبِکَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَ‌بِّکَ بِالْعَشِیِّ وَالْإِبْکَارِ‌ ﴿۵۵

پس صبر کن که وعده ی خدا حق است، و برای گناهت آمرزش بخواه و با ستایش پروردگارت، شامگاهان و بامدادان تسبیح گوی. (۵۵)

می فرماید: ای پیامبر! اکنون که دانستی فرجام ستمکاران به کجا می انجامد، بر آزار و مخالفت مشرکان و مجادله ی آنان به باطل شکیبا باش، که وعده ی خدا حق است، و به زودی به آن وفا می کند، همان طور که در آیه (۵۱) خداوند وعده نصرت دادند. و در جمله ی: «استغفر لذنبک »، به آن جناب دستور استغفار می دهد، استغفار از کدام گناه؟ همان طور که می دانید انبیا چون معصوم هستند، و از گناه و ذنب منزه هستند، استغفار آن ها جنبه ی دفاعی دارد، و این برعکس دیگران است که استغفار آن ها برای رفع ذنب و گناه مرتکب شده است، این ذوات قدسی وقتی استغفار می کنند، برای دفع ذنب است، یعنی آن ها به یاد خدا هستند تا به طور کلی ذنب به سراغشان نرود. همان طور که در سوره فتح به طور مفصل توضیح داده شد، می فرماید: ای پیامبر پیروزی درخشانی را برای تو فراهم آوردیم، تا سرانجام خداوند با شکستن جاه و جلال مشرکان پیامدهای دعوت تو را که بر آنان ناگوار آمد، و تو را مسؤول آن ها می دانستند، و درصدد انتقام بودند، از تو بزداید و نعمت خود را با فراهم آوردن زمینه ی فتح مکه بر تو تمام کند. یعنی پیامبر به تصور مشرکان گناهکار بود، به خاطر کشته شدن سران قریش در جنگ ها، و از بین رفتن آیین بت پرستی و غیره؛ لذا خداوند در اینجا به پیامبر فرمود: ما پیروزی را نصیب تو کردیم تا با کرامت با مشرکان برخورد کنی، تا آن گناه موهومی که نزد مشرکان داری برطرف شود.[۲]  در ادامه می فرماید: خدای سبحان را تسبیح بگو، تسبیحی که همراه حمد او باشد، حمدی که مستمر باشد، و به خاطر نعمت های جمیل او باشد.

إِنَّ الَّذِینَ یُجَادِلُونَ فِی آیَاتِ اللَّـهِ بِغَیْرِ‌ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِی صُدُورِ‌هِمْ إِلَّا کِبْرٌ‌ مَّا هُم بِبَالِغِیهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّـهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ‌ ﴿۵۶

به راستی آنان که درباره آیات خدا- بی آن که حجتی برایشان آمده باشد- به مجادله برمی خیزند، در دل هایشان جز تکبر و نخوت نیست که به خواسته خود نخواهند رسید. پس به خدا پناه ببر، که او خود شنوای بیناست.(۵۶)

می فرماید:حال که خدا ی سبحان وعده ی نصرت داده، و وعده اش حق است، و کفار به آرزوی خود نمی رسند، پس تو از جدال آنها غمگین نباش. سپس می فرماید: عاملی که ایشان را وادار به این جدال می کند، نه جستجوی حقیقت است، و نه شک در حقانیت آیات ما، تا بخواهند با مجادله حق را روشن کنند؛ بلکه تنها عامل جدالشان آن کبر و خود محوریست که در سینه دارند. امّا این ها به مراد دل خود و آرزوهایی که از جدال خود دارند نمی رسند، چون آن ها آرزو داشتند که با جدالشان حق را و آورنده دعوت حقه را – رسول گرامی(ص)- سرکوب کنند. پس از ایشان و کبری که دارند به خدا پناه ببر، که او شنوای دعای بندگان، و بینای به حوایج ایشان است.

لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ أَکْبَرُ‌ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَـٰکِنَّ أَکْثَرَ‌ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۵٧

قطعا آفرینش آسمان ها و زمین از آفرینش مردم بزگ تر است، ولی بیشتر مردم نمی دانند.(۵۷)

می فرماید: مشرکین به آرزوی خود نمی رسند، و خدا را نمی توانند عاجز کنند، چون خدایی که قادر به خلقت تمامی عالم است، و همه ی عالم با آن همه عظمتی که در آنست او را عاجز نکرد، پس هرگز ممکن نیست یک جزء کوچک از آن یعنی انسان ها بتواند او را عاجز سازند، ولی چه باید کرد، که بیشتر مردم جاهلند، و به خاطر جهل خود خیال می کنند می توانند با جدالی که به راه می اندازند، و یا با هر نیرنگ دیگر، او را عاجز و خسته کنند.

وَمَا یَسْتَوِی الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِیرُ‌ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِیءُ قَلِیلًا مَّا تَتَذَکَّرُ‌ونَ ﴿۵٨

و کور و بینا یکسان نیستند، و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند با بدکاران برابر نیستند، شما مردم کمتر متذکر می شوید.(۵۸)

بعد از آن که تذکر داد که بیشتر مردم نمی دانند، می فرماید: چگونه اهل ایمان و عمل صالح که صاحبان بصیرتند و تذکر را می پذیرند، با بدکارانی که کوردل هستند، قدرت تشخیص حق از باطل را ندارند، و متذکر نمی شوند، با هم برابر باشند؟ این دو با هم برابر نیستند. شما مردم کمتر متذکر می شوید.

إِنَّ السَّاعَهَ لَآتِیَهٌ لَّا رَ‌یْبَ فِیهَا وَلَـٰکِنَّ أَکْثَرَ‌ النَّاسِ لَا یُؤْمِنُونَ ﴿۵٩

بی گمان رستاخیز آمدنی است و در آن تردیدی نیست ولی بیشتر مردم ایمان نمی آورند.(۵۹)

خدای تعالی در این آیه مردم را به آمدن قیامت تذکر می دهد، و می فرماید: هیچ تردیدی در آمدن آن نیست، امّا بیشتر مردم ایمان نمی آورند، تا با انکار قیامت راه را برای آزادی بی قید و شرط و هرگونه هوسرانی باز کنند.

وَقَالَ رَ‌بُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُ‌ونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِ‌ینَ ﴿۶٠

و پروردگارتان گفته است:مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. بی تردید کسانی که از پرستش من تکبر می ورزند، زودا که سرافکنده داخل دوزخ شوند.(۶۰)

این آیه دعوتی است از خدای تعالی به همه ی بندگانش، که مرا بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم. از آیه معلوم می شود که: ۱) خدای سبحان دعا کردن را بسیار دوست دارد. ۲) دعا نوعی عبادت است. ۳) اگر شرایط دعا جمع باشد حتما مستجاب می شود. ۴) مانع دعا کردن کبر و غرور افراد است که برای خود در مقابل خدا، موجودیت و استقلالی قایل می شوند.

اللَّـهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَالنَّهَارَ‌ مُبْصِرً‌ا إِنَّ اللَّـهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـٰکِنَّ أَکْثَرَ‌ النَّاسِ لَا یَشْکُرُ‌ونَ ﴿۶١

خدا کسی است که شب را برای شما پدید آورد تا در آن آرام گیرید، و روز را روشن ساخت. آری خدا بر مردم بسیار صاحب تفضل است، ولی بیشتر مردم سپاس نمی گزارند.(۶۱)

یعنی آن خدای یگانه کسی است که به خاطر شما شب را تاریک کرد، تا در آن از خستگی کار روزانه، آرامش یابید، و روز را هم به خاطر شما روشن قرار داد، تا از فضل خدا و از پروردگارتان طلب کنید، و روزیتان را به دست آورید، و خدا این چنین زندگی انسان ها را تدبیر می کند. سپس خدای تعالی مشرکین را توبیخ می کند به این که فضل و کرم خدا را شکر نمی گذارند، چون اگر این فضل عظیم را شکرگذاری می کردند او را می پرستیدند؛ امّا اکثر مردم شکرگذاری نمی کنند، و به جایش کفران نعمت می کنند.

ذَٰلِکُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّکُمْ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ لَّا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّىٰ تُؤْفَکُونَ ﴿۶٢

این است خداوند، پروردگار شما که آفریننده ی هر چیزی است خدایی جز او نیست. پس چگونه بازگردانده می شوید.(۶۲)

یعنی این است آن خدایی که امور زندگی و رزق شما را تدبیر می کند، شب را مایه آرامش، و روز را وسیله ی سعی و تلاش شما قرار می دهد، و او الله تعالی است، که ربّ و پروردگار شماست؛ و به این دلیل پروردگار شماست و امور شما را تدبیر می کند، که خالق همه چیز است، و خلقت از تدبیر جدایی پذیر نیست، و چون او تنها خالق هستی است، بنابراین؛ کس دیگری پروردگار و مدبر امور انسان ها نیست. پس چگونه از پرستش او به سوی پرستش دیگری منحرف و منصرف می شوید؟

کَذَٰلِکَ یُؤْفَکُ الَّذِینَ کَانُوا بِآیَاتِ اللَّـهِ یَجْحَدُونَ ﴿۶٣

کسانی که آیات خدا را انکار می کردند، این گونه به انحراف کشیده می شوند. (۶۳)

یعنی، منکرین آیات الهی در امت های دیگر هم این گونه منحرف شدند، چون آیات خدا روشن بود، هیچ خفایی در آن نبود، پس سبب انحراف و انصراف آنها از توحید به شرک، فقط انکار و لجاجت بود، یعنی این منکرین لجوج و معاند، علی رغم علم به حقایق، آن ها را انکار می کنند.

* (۱) آیت الله جوادی آملی

* (۲) آیت الله جوادی آملی