ترجمه و توضیح سوره قمر۵۵-۲۶

سَیَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْکَذَّابُ الْأَشِرُ‌ ﴿٢۶ إِنَّا مُرْ‌سِلُو النَّاقَهِ فِتْنَهً لَّهُمْ فَارْ‌تَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ‌ ﴿٢٧

زودا که فردا بدانند دروغگوی خودخواه کیست؟ (۲۶) همانا ما این ماده شتر را برای امتحانشان می فرستیم، پس منتظر باش و صبوری کن (۲۷)

خدای تعالی در این جمله اشاره می کند به عذابی که به زودی برای آنان نازل می شود، و آن وقت به عیان می دانند که چه فردی دروغگو و جاه طلب است، صالح است یا ایشان! سپس می فرماید:این‎که گفتیم به زودی عذاب برآنها نازل می شود، علتش این است که ما بنا داریم به عنوان امتحان، ماده شتری را که درخواست کرده اند بفرستیم، پس ایشان را منتظر بگذار، و بر آزار و اذیتشان صبرکن.

نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَهٌ بَیْنَهُمْ ۖ کُلُّ شِرْ‌بٍ مُّحْتَضَرٌ‌ ﴿٢٨ فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ‌ ﴿٢٩ فَکَیْفَ کَانَ عَذَابِی وَنُذُرِ‌ ﴿٣٠ إِنَّا أَرْ‌سَلْنَا عَلَیْهِمْ صَیْحَهً وَاحِدَهً فَکَانُوا کَهَشِیمِ الْمُحْتَظِرِ‌ ﴿٣١

و به آنان خبر ده که آب، میانشان تقسیم شده است، هر کدام در نوبت خود حاضر شود (۲۸) پس رفیقشان را ندا دادند و او شمشیر کشید و ناقه را پی کرد (۲۹) پس چگونه بود عذاب من و هشدارهای من (۳۰) و همانا ما بر سرشان یک صیحه فرستادیم و همگی چون علف خشک، خرد و ریز شدند (۳۱)

می فرماید: به قوم خود خبر بده که بعد از آن که ما ماده شتر را فرستادیم آب محل، بین قوم و بین شتر تقسیم شده است، هریک از دو طرف از سهم خودش بهره بگیرد. یعنی باید قوم ثمود یک روز درمیان آب را در اختیار ماده شتر قراردهند و مزاحم او نشوند، اما این قوم خودخواه و سرکش تحمل این را نداشتند، در حالی که صالح به آنها اخطار کرده بود که اگر به ماده شتر آزاری برسانند، در فاصله ی کوتاهی عذاب الهی به سراغ آنها خواهد آمد، اما آنها به این اخطار اعتنایی نکردند و یکی از یاران خود را صدا زدند، پس او دست به کار شد، و ناقه را پی کرد و کشت. اکنون بنگریید عذاب من چگونه خواهد بود؟ ما فقط یک صیحه بر آنان فرستادیم، و همگی مانند چوب خشک روی هم ریختند.

وَلَقَدْ یَسَّرْ‌نَا الْقُرْ‌آنَ لِلذِّکْرِ‌ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ‌ ﴿٣٢

و قطعا قرآن را برای پندآموزی آسان کردیم، پس آیا پندگیرنده ای هست؟ (۳۲)

کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ‌ ﴿٣٣ إِنَّا أَرْ‌سَلْنَا عَلَیْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍۖ نَّجَّیْنَاهُم بِسَحَرٍ‌ ﴿٣۴ نِّعْمَهً مِّنْ عِندِنَاۚ کَذَٰلِکَ نَجْزِی مَن شَکَرَ‌ ﴿٣۵

قوم لوط بیم رسانان را تکذیب کردند (۳۳) همانا ما بر سر آنها طوفانی سنگبار فرو فرستادیم، به جز خاندان لوط که به وقت سحر نجاتشان دادیم (۳۴) رحمتی از جانب ما بود. ما این گونه هر که را سپاس داشت پاداش می دهیم (۳۵)

در این آیه به سرگذشت قوم لوط می پردازد که چگونه هشدارهای پی در پی لوط را تکذیب کردند. سپس می فرماید: ما به گردبادی مأموریت دادیم تا توده های عظیمی از سنگ و ریگ را به آسمان برده بعد از زلزله ای ویرانگر، به شهرهای قوم لوط فرو ریزد، و اجساد آلوده ی آنها را در زیر آن دفن کند، و حتی ویرانه های شهرهای آنها را از روی زمین محو نماید تا برای همیشه درس عبرتی برای دیگران باشند. وعده ی عذاب این قوم صبح بود، پس می فرماید: خاندان لوط را در سحرگاه نجات دادیم؛ که این نعمتی بود در ازای شکرگزاری ایشان، زیرا در درگاه ما جزای شکرگزاری، نجات است.

وَلَقَدْ أَنذَرَ‌هُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَ‌وْا بِالنُّذُرِ‌ ﴿٣۶ وَلَقَدْ رَ‌اوَدُوهُ عَن ضَیْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْیُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِی وَنُذُرِ‌ ﴿٣٧

و همانا آنها را از عذاب سخت ما بیم داده بود، ولی با آن هشدارها به ستیزه برخاستند (۳۶) و از مهمانان اوکام زشت خواستند، پس چشمانشان را کورکردیم، اینک عذاب و هشدارهای مرا بچشید (۳۷)

لوط (ع) قبلاً اتمام حجت کرده بود و آنها را از مجازات الهی ترسانده بود، امّا آنها در هشدارهای الهی تردید کردند و از راه های گوناگون سعی در ایجاد شک و شبهه در افکار مردم می کردند تا تأثیر هشدارهای لوط (ع) را خنثی سازند؛ آنها به این هم قناعت نکردند، بلکه در زشت کاری و وقاحت به جایی رسیدند که نسبت به میهمانان لوط قصد سوء کردند، و از لوط خواستند میهمانانش را در اختیارآنان بگذارد. امّا چیزی نگذشت که همه ی آنها را کورکردیم، و حتی جای چشم آنها به کلی صاف شد، امّا این حادثه هم سبب توبه ی آنها نشد.

وَلَقَدْصَبَّحَهُم بُکْرَ‌هً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ‌ ﴿٣٨ فَذُوقُوا عَذَابِی وَنُذُرِ‌ ﴿٣٩

و همانا سپیده دم عذابی پایدار و ثابت بر سرشان آمد (۳۸) پس عذاب و هشدارهای مرا بچشید (۳۹)

سرانجام صبحگاهان زلزله ای ویرانگر به سراغشان آمد، که شهرهایشان را زیرورو کرد، بدن هایشان را قطعه قطعه کرد، باران شدیدی از سنگ ها بر سر آنها فرو ریخت، و آثار ویرانه های آنها را نیز محو کرد. مراد از ” استقرار عذاب” وقوع عذاب بر آنها و دست برنداشتن از ایشان است. پس گفتیم اکنون بچشید عذاب و هشدارهای مرا تا دیگر در هشدارهای پیامبرن تردید نکنید.

وَلَقَدْ یَسَّرْ‌نَا الْقُرْ‌آنَ لِلذِّکْرِ‌ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ‌ ﴿۴٠

و قطعا قرآن را برای پندآموزی آسان کردیم، پس آیا پندگیرنده ای هست؟ (۴۰)

قوم لوط پند نگرفتند، نه از هشدارهای الهی و نه از عذاب مقدماتی، آیا دیگران که آلوده‎ی همان گناهانند از شنیدن این آیات قرآن پشیمان می شوند و توبه می‎کنند؟

وَلَقَدْ جَاءَ آلَ فِرْ‌عَوْنَ النُّذُرُ‌ ﴿۴١ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا کُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِیزٍ مُّقْتَدِرٍ‌ ﴿۴٢

و همانا انذارها برای فرعونیان آمد (۴۱) همه ی معجزات ما را تکذیب کردند، پس آنها را همچون پیروزمندی مقتدر بگرفتیم (۴۲)

می فرماید: انذارها یکی پس از دیگری برای آل فرعون آمد، امّا فرعونیان مغرور و خودخواه همه ی آیات ما را تکذیب کردند و آنها را سحر و دروغ خواندند، پس ما آنها را همچون شخصی عزیز و مقتدر گرفتیم و مجازات کردیم، تا معلوم شود قدرت و عزّت پوشالی آنها در مقابل عزّت و قدرت خدا هیچ نیست. و عجیب این که رودخانه ی نیل که منشأ ثروت، عزّت و قدرت آنها بود، مأمور نابودی آنها شد، و جانوران کوچکی مانند قورباغه، ملخ و قمل (نوعی حشره) بر آنها مسلط شدند و آنها را به ستوه آوردند.

أَکُفَّارُ‌کُمْ خَیْرٌ‌ مِّنْ أُولَـٰئِکُمْ أَمْ لَکُم بَرَ‌اءَهٌ فِی الزُّبُرِ‌ ﴿۴٣ أَمْ یَقُولُونَ نَحْنُ جَمِیعٌ مُّنتَصِرٌ‌ ﴿۴۴

آیا کافران شما از آنها برترند، یا شما را در نوشته ها امان نامه ای است (۴۳) یا می‎گویند: ما جماعتی هستیم همیار و انتقام گیر(۴۴)

این آیه خطاب به قوم رسول خدا (ص) است. می فرماید: آیا کفار شما بهتر از قوم نوح، عاد، ثمود و قوم لوط وآل فرعون هستند، تا آنها مستحق عذاب بشوند، و اینها نشوند؟ یا شاید در کتاب های آسمانی از ناحیه ی خدا سندی نوشته شده که شما از عذاب و بازخواست درامان هستید، هرچند که کافر باشید و هر جرمی را مرتکب شوید؟ یا شاید می گویند: ما مردمی هستیم مجتمع و متحد که از هرکس که بخواهد به ما صدمه ای وارد کند، انتقام می گیریم؟ و یا این است که ما یکدیگر را یاری می کنیم و شکست نمی خوریم؟

سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَیُوَلُّونَ الدُّبُرَ‌ ﴿۴۵ بَلِ السَّاعَهُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَهُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ‌ ﴿۴۶

زودا که این جمع درهم شکسته شود و پشت کرده بگریزند (۴۵) بلکه موعدشان قیامت است، و قیامت هولناک تر و تلخ تر است (۴۶)

می فرماید: همین جمعیتی که به آن می بالند، به زودی شکست خورده و عقب گرد می‎کنند و پا به فرار می‎گذارند. درواقع آیه شکست کفار و تفرقه‎ی جمعیت آنان را پیش‎گویی می‎کند؛ که همین طور هم شد و این پیش گویی در جنگ بدر تحقق می یابد. درادامه می فرماید: تمام عقوبت آنها در شکست وعذاب دنیوی خلاصه نمی شود، بلکه قیامت وعدگاه آنهاست و به زودی در قیامت بلایی
عظیم تر و تلخ تر از آن شکست بر سرشان خواهد آمد.

إِنَّ الْمُجْرِ‌مِینَ فِی ضَلَالٍ وَسُعُرٍ‌ ﴿۴٧ یَوْمَ یُسْحَبُونَ فِی النَّارِ‌ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ‌ ﴿۴٨

قطعا بزهکاران در گمراهی و شعله های آتشند (۴۷) روزی که در آتش بر صورت هایشان کشانده شوند، درد لمس کردن لهیب آتش را بچشید (۴۸)

علت این که گفتیم قیامت بلایی عظیم تر و تلخ تر است، این است که ایشان مجرمند، و مجرمین از نظر رسیدن به منزلگاه سعادت در ضلالتند، یعنی نمی توانند راه بهشت را پیدا کنند، ودر عوض راه آتش شعله ور را در پیش دارند. این جریان در روزی صورت می گیرد که با صورت در آتش کشیده می شوند، و آن وقت به آنها گفته می شود: بچشید آنچه را که جهنم با حرارت و عذابش به شما می دهد.

إِنَّا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ‌ ﴿۴٩

همانا ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم (۴۹)

آیه به علت عذاب مجرمین در قیامت اشاره می کند، می فرماید: ما هرچیزی را توأم با قدر(اندازه گیری) خلق کردیم. پس زمین و آسمان و موجودات جاندار و بی جان و… و حتی عذاب های دنیوی و مجازات های اخروی روی حساب و نظام، اندازه گیری شده است. بنابراین؛ همان طور که تمام موجودات را با قدر آفرید، برای انسان هم مقدر کرد که در هر عصری رسولی به سوی ایشان بفرستد، هرکس دعوت آن رسول را بپذیرد رستگار گردد و سعادتمند شود و داخل در بهشت و در جوار پروردگارش قرار گیرد، و هرکس آن را رد کند و مرتکب جرم شود در ضلالت و آتش قرار گیرد.

مَا أَمْرُ‌نَا إِلَّا وَاحِدَهٌ کَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ‌ ﴿۵٠

و فرمان ما جز یک فرمان نیست، چون چشم برهم زدنی(۵۰)

منظور از این که امر خداوند ” واحد” است، این است که وقتی خداوند تحقق و هستی چیزی را اراده می کند، هست شدن آن چیز احتیاجی به این که بار دیگر فرمان را تکرار کند ندارد. فقط کافیست یک بار فرمان بدهد تا اراده اش در یک چشم برهم زدن تحقق پیدا کند. در واقع آیه می خواهد بفرماید: تحقق قیامت که کفار در آن معذب می شوند، برای برپایی آن یک فرمان او کافی است، به محض این که امر کند خلایق همه دوباره موجود می شوند، و زنده شدن مردگان محقق می گردد.

وَلَقَدْ أَهْلَکْنَا أَشْیَاعَکُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ‌ ﴿۵١

و همفکران شما را سخت به هلاکت رساندیم، پس آیا پند گیرنده ای هست؟ (۵۱)

آن انذاری (هشداری) که درباره ی عذاب دنیا و آخرت به شما دادیم، فقط یک خبر نبود و برای این نبود که تنها با شما حرفی زده باشیم، این انذار را از هم مسلکان شما در اقوام پیشین شروع کردیم و آنها را هلاک ساختیم و به عذاب دنیوی مبتلایشان کردیم، و به زودی عذاب آخرت را خواهند دید. وقتی اعمال شما با آنها یکی است، دلیلی ندارد شما به آن سرنوشت دچار نشوید، چرا پند نمی گیرید؟

وَکُلُّ شَیْءٍ فَعَلُوهُ فِی الزُّبُرِ‌ ﴿۵٢ وَکُلُّ صَغِیرٍ‌ وَکَبِیرٍ‌ مُّسْتَطَرٌ‌ ﴿۵٣

و هرچه کرده اند در نامه ها ثبت است (۵۲) و هر خرد و کلانی به قلم رفته است (۵۳)

با مرگ اقوام پیشین اعمال آنها نابود نمی شود، چون اعمالشان همه نوشته شده و در نامه های محفوظ نزد ما ضبط گردیده، و به زودی برطبق آن نوشته ها به حسابشان می رسیم و به آنچه کرده اند جزایشان می دهیم. یعنی هر کار کوچک و بزرگی نوشته می شود و هیچ عملی از صغیر تا کبیر از قلم نمی افتد.

إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ‌ ﴿۵۴ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ‌ ﴿۵۵

محققا پارسایان در باغ ها و کنار نهرهایند (۵۴) در جایگاه صدق، نزد پادشاهی با اقتدار (۵۵)

یعنی پرهیزگاران در بهشت ها و نهرهایی وصف ناپذیر قرار دارند. بعد از ذکر پاداش های مادی به پاداش های معنوی متقین اشاره می کند: جایگاه پرهیزگاران، جایگاه صدق است. یعنی هیچ گونه باطل و بیهودگی در آن راه ندارد و سراسر حق است، و تمام وعده های خداوند در آنجا عینیّت پیدا می کند و صدق آنها آشکار می شود. به علاوه جایگاه پرهیزگاران در جوار قرب خداست، آن هم خدای مالک و مقتدر که هرگونه نعمت و موهبتی در قبضه ی قدرت اوست و نهایت پذیرایی را از میهمانانش می کند.