ترجمه و توضیح سوره قیامت ۱۹ – ۱

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی‎که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش‎ازآن مؤمنین است.

لَا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَامَهِ ﴿١﴾ وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَهِ ﴿٢﴾

چنین نیست که کافران پنداشتند، قسم به روز قیامت (١) و قسم به نفس لوامه (٢)

در این دو آیه به قیامت و نفس لوامه که همان نفس مؤمن است و همواره در دنیا او را به خاطر گناهانش سرزنش می کند، سوگند می خورد. این دو سوگند در واقع، به دو محکمه عدل تأکید می کند، که یکی در عالم صغیر است (وجودانسان) و دیگری در عالم کبیر(نظام هستی). وقتی عالم صغیر در دل خود، محکمه و دادگاه کوچکی دارد که به هنگام انجام کار خیر، شادی و نشاط و به خاطر ارتکاب  زشتی، عذاب روحی  را به او پاداش می­دهد،  چگونه عالم کبیر با آن عظمتش محکمه عدل ندارد؟

أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿٣﴾ بَلَىٰ قَادِرِینَ عَلَىٰ أَن نُّسَوِّیَ بَنَانَهُ ﴿۴﴾

آیا انسان گمان کرده که استخوان هایش را هرگز جمع نخواهیم کرد؟ (٣) بلکه قادریم انگشتان او را مرتب و صورتگری کنیم (۴)

آیه به صورت توبیخ و سرزنش، سؤال می کند سپس در پاسخ می فرماید: آری ما استخوان هایشان را جمع می کنیم بلکه از آن بالاتر، قادریم انگشتان او را با همه ی ظرافت و اسرارش به همان صورتی که بر حسب خلقت اول داشت مرتب و صورتگری کنیم. اشاره به انگشت می تواند تعبیر لطیفی باشد از این که خطوط سرانگشت انسان ها با یکدیگر شباهت ندارد و مرتب کردن این سرانگشت ها، نهایت قدرت خدا را اثبات می کند.

بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ ﴿۵﴾ یَسْأَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ ﴿۶﴾

بلکه او می خواهد آزاد باشد و مادام العمر گناه کند (۵) می پرسد قیامت کی خواهد بود؟ (۶)

یعنی علت تکذیب قیامت و انکار حیات مجدد این است که می خواهد راهش برای انجام هرکاری باز باشد، زیرا وقتی قیامتی نباشد دیگر دلیلی برای اجتناب از کارهای زشت وجود ندارد. بنابراین؛ سؤال او درباره ی زمان قیامت از روی تکذیب و انکار و استهزا است.

فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ ﴿٧﴾ وَخَسَفَ الْقَمَرُ ﴿٨﴾ وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ ﴿٩﴾

پس هنگامی که چشم ها از شدت وحشت و هول خیره بماند (٧) و ماه بی نور گردد (٨) و خورشید و ماه یک جا جمع شوند (٩)

در پاسخ به استهزا و سؤال انکاری آن شخص، خداوند چند نشانه از نشانه های قیامت را ذکرمی کند. تحولات عظیم و هول انگیزی در دنیا پیش می آید که همه را مضطرب می سازد و با بی نور شدن ماه و جمع شدن خورشید و ماه، نظام جهان به هم می ریزد.

یَقُولُ الْإِنسَانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ الْمَفَرُّ ﴿١٠﴾ کَلَّا لَا وَزَرَ ﴿١١﴾

آن روز انسان می گوید:  راه  فرار کجاست؟ (١٠)  هرگز چنین  نیست  راه فراری وجود ندارد. (١١)

یعنی با آغاز رستاخیز گنه کاران از شدت شرم و ترس از عذاب، راه فرار می جویند همان طور که در دنیا به هنگام ترس و شرم و برای فرار از انجام وظایف، دنبال راه گریزی می گشتند و چون در این روز سلطنت و قدرت خدا ظهور کامل پیدا می کند پس راه فراری وجود ندارد.

إِلَىٰ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ ﴿١٢﴾

درآن روز قرارگاه نهایی تنها به سوی پروردگار توست (١٢)

یعنی انسان خواه ناخواه خدای خود را دیدار می کند و سیرش به سوی او می انجامد، پس هیچ چیزی نمی تواند بین انسان و خدا مانع شده و سبب فرار انسان شود.

یُنَبَّأُ الْإِنسَانُ یَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ ﴿١٣﴾

درآن روز انسان از تمام کارهایی که از پیش یا پس فرستاده آگاه خواهد شد (١٣)

باید توجه داشت پاداش و مجازات هرکس به دو چیز تعلق می گیرد، اول اعمال خیر و بدی که خودش مرتکب می‌شود و دوم سنت خیر و بدی که باقی می گذارد و مردم به آنها عمل می کنند که حسنات و سیئات این اعمال نیز به او می رسد.

بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ ﴿١۴﴾ وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِیرَهُ ﴿١۵﴾

بلکه انسان خود بر نیک و بد خویش آگاه است (١۴) هرچند پرده های عذر برخود بیفکند (١۵)

گرچه خدا و  فرشتگان،  انسان را از تمام اعمالش آگاه  می کند،  امّا این به معنای آن نیست که انسان از اعمالش بی خبر باشد، بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است و خود و اعضایش درآن روز شاهد و گواه هستند، و اگرهم با عذرتراشی از خود دفاع می کند فقط برای این است که عذاب را از خود برگرداند نه این که از حال خود آگاه نیست. در دنیا هم همین طور است و هر فردی به حال خود آگاهی دارد گرچه با دروغ و ظاهرسازی بخواهد حقایق را پنهان سازد.

لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ ﴿١۶﴾ إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿١٧﴾

زبانت را به خاطر عجله بر خواندن آن حرکت مده (١۶) چراکه جمع و خواندن آن برعهده ی ماست (١٧)

ای رسول! زبان خود را با شتاب و عجله برای گرفتن وحی حرکت مده تا به عجله وحی را گرفته باشی و چیزی را که ما هنوز نخوانده ایم در خواندنش از ما پیشی گرفته باشی. چون هرآنچه به تو وحی می‌شود، جمع کردن و قرائت آن به عهده ی ماست و ما هیچ چیز را فراموش نمی کنیم تا تو عجله کنی و زودتر آن را بخوانی.

فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿١٨﴾ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا بَیَانَهُ ﴿١٩﴾

وهنگامی که ما آن را خواندیم، خواندنش را پیروی کن (١٨) سپس توضیح آن برعهده­ی ماست (١٩)

در ادامه ی دو آیه قبل می فرماید: وقتی کار تمام شد و قرائت وحی پایان یافت آن وقت کار تو شروع می‌شود پس خواندن ما را پیروی کن. همان طورکه جمع کردن وحی و تلاوت آن برتو، به عهده ماست، بیان کردن آن هم به عهده ماست و وظیفه تو تنها پیروی کردن از تلاوت وحی و سپس ابلاغ آن به مردم است. این آیات همان طورکه رسول خدا (ص) را مکلّف می سازد درهنگام گرفتن وحی چگونه رفتار کند، درعین حال روشن می سازد که قرآن از هر جهت اصیل و ازهر تغییر و تحریفی به دور است.