ترجمه و توضیح سوره ماعون

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندى که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش از آن مؤمنین است.

أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ ﴿١

آیا کسی را که پیوسته روز جزا را انکار می کند دیدی؟ (١)

انکار یا اعتقاد به روز جزا و دادگاه قیامت به قدری اهمیت دارد که بازتاب وسیعی در اعمال انسان دارد که در آیات بعدی به آن اشاره می کند.

فَذَلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ ﴿٢

پس این همان کسی است که یتیم رابا خشونت می راند (٢)

معلوم می شود ایمان نداشتن به روز جزا و معاد، انسان را از عواطف انسانی تهی می سازد، زیرا چنین شخصی دیگر به عاقبت عمل خود فکر نمی­کند. به نحوی که حتی نسبت به یتیم که کانون نیاز به عاطفه و توجه است با خشونت رفتار می­کند.

وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ ﴿٣

و کسی را بر اطعام فقیر تشویق نمی­ کند (٣)

رفتار دیگر او این است که نه خودش فقیر را اطعام و نه دیگران را به این کار تشویق می­ کند، این دو آیه اشاره به این دارد که ایمان نداشتن به معاد سبب این خلاف کاری ها می شود و به راستی، آن کس که به آن روز بزرگ و آن دادگاه عدل الهی و پاداش و کیفر باور داشته باشد، آثار مثبتش در تمام اعمال او ظاهر می­ شود، ولی آنها که ایمان ندارند، اثر آن در جرأتشان بر گناه و انواع جرایم محسوس است.

فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ ﴿۴ الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿۵

پس وای بر نمازگزاران (۴) که از نمازشان غافلند (۵)

یعنی توجهی به امر نماز ندارند و از فوت شدنش باکی ندارند، به وقت فضیلت نماز اهمیت نمی ­دهند و بی­ توجهی به ارکان و شرایط و احکام نماز می­ کنند. بنابراین، تکذیب روز جزا به این نیست که به کلی آن را منکر شوند، شایدکسی که تظاهر به ایمان می­ کند و نماز را می­ خواند. امّا طوری می­ خواند که اهتمام کامل به نماز ندارد، او نیز روز جزا را تکذیب کرده است.

الَّذِینَ هُمْ یُرَاءُونَ ﴿۶

همان کسانی که ریا و خود نمایی می کنند (۶)

کسانی که عبادت را در انظار مردم بهتر و در بین مسلمانان خود را مسلمان تر جلوه می­ دهند، ولی اگر در بین اهل ملتی دیگر قرار بگیرند، چهرهی آن مردم را به خود می­ گیرند و روحیه ی واقعی خود را نشان می ­دهند.

وَیَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ ﴿٧

و از رفع نیاز دیگران دریغ می ­ورزند (٧)

“ماعون” به معنی چیز کم است که در اینجا اشیاءِ جزئی است که مردم به ویژه همسایگان از یکدیگر به عنوان قرض می­ گیرند، صفت دیگر آنها این است که دیگران را حتی از ضروریات زندگی منع می­ کنند و به طرق مختلف از رفع نیازهای مردم خواه به صورت قرض و هدیه و خواه عاریه و … طفره می­ روند. ذکر این دو آیه پشت سر هم گویی اشاره به این است که آنها آنچه برای خداست به نیّت خلق بجا می­ آورند و آنچه برای خلق است از آنها دریغ می ­ورزند و به این ترتیب هیچ حقی را به حقدارنمی ­رسانند.