ترجمه و توضیح سوره مجادله ۱۵-۸

اَلَمْ تَرَ‌ إِلَى الَّذِینَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَىٰ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَیَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِیَتِ الرَّ‌سُولِ وَإِذَا جَاءُوکَ حَیَّوْکَ بِمَا لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اللَّـهُ وَیَقُولُونَ فِی أَنفُسِهِمْ لَوْلَا یُعَذِّبُنَا اللَّـهُ بِمَا نَقُولُۚ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ یَصْلَوْنَهَاۖ فَبِئْسَ الْمَصِیرُ‌ ﴿٨

آیا ندیدی کسانی را که از نجوا کردن منع شده بودند، باز به آنچه از آن نهی شده اند برمی گردند؟ و به گناه و تعدی و مخالفت پیامبر بایکدیگر نجوا می کنند و چون نزد تو می آیند تو را به آن شیوه که خدا سلام و تحیّت نگفته است، سلام می دهند و دردل خود می‎گویند: چرا خداوند ما را به خاطر گفته هایمان عذاب نمی‎کند؟! جهنم برای آنان کافی است، وارد آن می شوند، و چه بد فرجامی است (۸)

آیه ی شریفه دلالت دارد بر این که در بین جمعی از منافقین و مؤمنینِ بیماردل، نجوا کردن علیه رسول خدا (ص) و مؤمنین حقیقی شایع شده بود، و سخنان بیخ گوشیشان پیرامون گناه و دشمنی و نافرمانی از آن جناب بوده تا به این وسیله مؤمنین واقعی را آزار دهند، و آنها را محزون کنند. سپس می فرماید: این نجوا کردن شامل انواعی از گناهان بود؛ مانند “اثم” که اعمالی را گویند که اثر سوء دارد، ولی اثر سوئش فقط به خودش می رسد، نظیر میگساری، بی نمازی که مربوط به حق الله است. و”عدوان” که به معنای نادیده گرفتن حق الناس است مثل تجاوز به حقوق مردم. و سومی “معصیتِ رسول الله” که نافرمانی از فرمان ایشان به عنوان رئیس حکومت است .بنابراین؛ نجوا دو قسم می تواند باشد، یکی اصل این عمل، صرف نظر از این که معصیت خدا باشد یا نباشد، و دوم آن نجوایی که شامل انواعی از گناهان باشد. عمل زشتِ دیگر این افراد این بود که وقتی به رسول خدا می رسیدند می گفتند: السام علیک و کلمه ی” سام ” به معنای مرگ است .در حالی که درود و تحیّت خدا سلام است، که تحیّتی است مبارک و طیب، ولی آنها سلام نمی کردند؛ اما در دل خود می گفتند: اگر اعمال ما بد است و تو هم فرستاده ی خدایی پس چرا خدا ما را عذاب نمی کند؟ خدا پاسخ می دهد که منافقین اشتباه کردند که عذاب الهی را انکار کردند چون به طور قطع وارد جهنم خواهند شد و همان برای آنها کافی است.

یَاأَیُّهَا الَّذِیْنَ ءَامَنُوا إِذَا تَنَاجَیْتُمْ فَلَاتَنَاجَوا بِالْإِثْمِ وَ الْعُدوَانِ وَ مَعْصِیَتِ الرَّسُولِ وَ تَنَاجَوا بِالْبِرِّ وَ التَّقْوَى وَاتَّقُوا اللهَ الَّذِى إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ(٩)

ای کسانی که ایمان آورده اید! چون با یکدیگر نجوا می کنید، در باب گناه و تعدی و نافرمانی پیامبر نجوا نکنید، و به نیکوکاری و پرهیزکاری نجوا کنید، و از خدایی که به سوی او محشور می شوید پروا کنید (٩)

یعنی اگرچه نفس نجوا برای یهود و منافقین و بیماردلان حرام است، اما برای مؤمنان واقعی اگر ایجاد سوء ظن و نگرانی نکنند مجاز است؛ به شرط این که محتوای آن برّ و تقوا باشد. منظور از” برّ” تمامی کارهای خیر است که در مقابل “عدوان” است و “تقوا” آن عملی است که “اثم” نباشد (توضیح عدوان و اثم درآیه ی قبل داده شد.) آنگاه مطلب با امر به تقوا و تهدید از قیامت تأکید می شود.

إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیْسَ بِضَارِّ‌هِمْ شَیْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّـهِۚ وَعَلَى اللَّـهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿١٠

جز این نیست که نجوا از شیطان است، تا کسانی را که ایمان آورده اند محزون کند، ولی جز به اذن خدا هیچ آسیبی به آنها نمی رساند، و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند (١٠)

یعنی نجوایی که آن روز در میان منافقین جریان داشت از ناحیه ی شیطان بود، تا به این ترتیب مسلمانان، پریشان خاطر و غمگین شوند و خیال کنند بلایی می خواهد بر سر آنها بیاید؛ اما خدا بعد از آن که مطابق شرایطی نجوا را بر مؤمنینِ واقعی تجویز فرمود، حالا ایشان را دلگرم می سازد که توطئه‌های آنها بی اثر است مگر به خواست خدا؛ زیرا زمام امور همه به دست اوست. پس به خدا توکل کنید و از نجوای آنها دلواپس نباشید.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّـهُ لَکُمْۖ وَإِذَا قِیلَ انشُزُوا فَانشُزُوا یَرْ‌فَعِ اللَّـهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَ‌جَاتٍۚ وَاللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ‌ ﴿١١

ای کسانی که ایمان آورده اید!  هرگاه به شما گفته شد در مجلس ها جای باز کنید، جای باز کنید، تا خدا برای شما جای بگشاید. و چون گفته شد برخیزید، برخیزید، تا خدا کسانی از شما را که ایمان آورده و کسانی را که علم داده شده اند، درجات عظیمی ببخشاید، وخداوند به آنچه انجام می دهیدآگاه است(۱۱)

آیه بعضی از آداب معاشرت را بیان می دارد، می فرماید: ای مؤمنین! وقتی به شما گفته می شود جمع و جور بنشینید و جای بدهید تا دیگران هم بتوانند بنشینند، وسعت بدهید تا خدا هم در بهشت به شما وسعت دهد؛ و اگر به شما پیشنهاد می شود که از جای خود برخیزید تا دیگری که به جهت خستگی یا کهولت و یا علم و تقوایشان سزاوارترند، بنشینند، بپذیرید و جای خود را به او بدهید. سپس آیه ی شریفه دلالت می کند بر این که مؤمنین دو طایفه اند، یکی آنهایی که تنها مؤمنند، دوم آنهایی که هم مؤمنند و هم عالمند، که ایشان نسبت به طایفه اول برتری دارند و صاحب درجات عظیمی هستند؛ و این حاکی از تعظیم و احترام گذاشتن به علمای امت است. از آنجا که عده ای این آداب را با خلوص نیت و عده ای با اکراه انجام می دهند، می فرماید: خدا به آنچه انجام می دهید آگاه است.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّ‌سُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَهًۚ ذَٰلِکَ خَیْرٌ‌ لَّکُمْ وَأَطْهَرُ‌ۚ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ‌ رَّ‌حِیمٌ ﴿١٢

ای کسانی که ایمان آورده اید! چون با پیامبر نجوا کنید، پیش از نجوایتان صدقه ای تقدیم بدارید. چون این برای شما بهتر و پاکیزه تر است پس اگر چیزی نیافتید، بی گمان خدا آمرزنده ی مهربان است (۱۲)

توضیح این که مسلمانان ثروتمند، زیاد با رسول خدا (ص) گفتگوی آهسته و سرّی داشتند و شاید می خواستند این را برای خود نوعی امتیاز در برابر فقرا به حساب آورند، در نتیجه فقرا از این بابت ناراحت می شدند و دلهایشان می شکست. بنابراین؛ خداوند به این افراد دستور داد تا قبل از نجوا با پیامبر، به فقرا صدقه دهند تاهم رفع نیاز حاجتمندان بشود، و هم دلها به هم نزدیک بشود، و کینه ها زدوده شود و هم قلوب اغنیا از حب مال پاک شود، اما اگر فقرا قصد نجوا کردن در مورد نیازهای خود را داشتند، در این صورت ایشان مکلف به پرداخت صدقه نبوده و خدا ایشان را عفو می کند چون او غفور و رحیم است.

أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍۚ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّـهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَطِیعُوا اللَّـهَ وَرَ‌سُولَهُۚ وَاللَّـهُ خَبِیرٌ‌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٣

آیا ترسیدید که پیش از نجوایتان صدقه هایی بدهید؟ پس حالا که عمل نکردید و خدا هم بر شما بخشود، نماز را به پا دارید و زکات دهید و خدا و رسول او را اطاعت کنید، و خدا به آنچه می کنید آگاه است(۱۳)

در واقع آیه قبل آزمون جالبی شد، و همه ی اصحاب جز علی(ع) از دادن صدقه‎ی نجوا خودداری کردند و روشن شد که حبّ مال در دل ایشان بیش از علاقه به نجوای با پیامبر(ص) بود و نیز معلوم شد که در این نجواها اغلب، مسایل حیاتی مطرح نمی شد. بنابراین؛ این آیه، حکم آیه ی قبل را نسخ کرد و فرمود: حال که از اعمالی که به آن مکلف شدید، سرباز زدید و خدا هم به خاطر عفو و مغفرتش توبه ی شما را پذیرفت پس رجوع خدا را غنیمت شمرید و سایر تکالیف را مانند نماز و روزه را انجام دهید. باید توجه داشت وجوب صدقه برای نجوا کردن با رسول و نسخ آن بعد از مدت کوتاهی، نشان می دهد که هدف آزمایش افراد پرمدعا بود که از این طریق اظهار علاقه به رسول خدا می کردند، زیرا هنگامی که معلوم شد اظهار علاقه باید توأم با بذل مال باشد همگی خاموش شدند.

أَلَمْ تَرَ‌ إِلَى الَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّـهُ عَلَیْهِم مَّا هُم مِّنکُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَیَحْلِفُونَ عَلَى الْکَذِبِ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿١۴ أَعَدَّ اللَّـهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِیدًاۖ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ ﴿١۵

آیا ندیدی کسانی را که قومی را دوست گرفتند، که خدا بر آنها خشم گرفته است؟ اینان نه از شما هستند نه از آنها، و به دروغ سوگند می خورند در حالی که خودشان می دانند (۱۴) خداوند برای آنها عذابی سخت فراهم کرده است، به راستی آنها بد عمل کردند(۱۵)

در میان نجوا کنندگان با رسول خدا (ص) افراد منافقی بودند که از این کار برای پوشاندن توطئه هایشان و اظهار نزدیکی به مسلمانان استفاده می کردند. یعنی منافقین، یهود را به دوستی خود انتخاب کردند، زیرا “مغضوب علیهم” طبق آیه(۶/مائده) همان یهود است. اما این منافقین به لحاظ سرگردانی بین کفر و ایمان وقتی به شما می رسند اظهار مسلمانی می کنند، و وقتی به یهود می رسند با آنها اظهار دوستی می کنند، درواقع به حسب ظاهرشان، نه از یهود هستند و نه از مسلمانان، گرچه واقعیت حالشان این است که ملحق به یهودند. منافقین برای شما سوگند دروغ می خورند که از شما مؤمنانند، اما خوب می دانند که دروغ می گویند. خداوند برای آنها عذابی سخت تهیه دیده و بدون شک این عذاب عادلانه است چون ایشان در عمل زشت خود مداومت و اصرار داشتند.