ترجمه و توضیح سوره مجادله۷-۱

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی‎که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش‎ازآن مؤمنین است.

قَدْ سَمِعَ اللَّـهُ قَوْلَ الَّتِی تُجَادِلُکَ فِی زَوْجِهَا وَتَشْتَکِی إِلَى اللَّـهِ وَاللَّـهُ یَسْمَعُ تَحَاوُرَ‌کُمَاۚ إِنَّ اللَّـهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ‌ ﴿١

قطعا خدا سخن زنی را که درباره ی شوهرش با تو مجادله می کرد و به خدا شکایت می نمود، شنید؛ وخدا گفت و گوی شما را می شنود. همانا خدا شنوای بیناست (۱)

آیه ی شریفه در مورد “ظهار” است که در عرب جاهلیت یکی از اقسام طلاق بود؛ به این صورت که وقتی می­خواستند زن را برخود حرام کنند، می­گفتند: تو نسبت به من مانند پشت مادرم هستی، که با گفتن این کلام زنش از او جدا و تا ابد بر او حرام می شده است. بعد از اسلام یکی از مسلمانان مدینه همسر خود را ظهار کرد و بعد هم پشیمان شد. همسرش نزد رسول خدا (ص) آمد و جریان را عرضه داشت و راه چاره­ای خواست تا دوباره شوهرش به او برگردد. در این جا بود که این آیات نازل شد؛ خدا درخواست آن زن را که با تو در مورد شوهرش مجادله می کرد و به خدا شکایت می برد، شنید و مستجاب کرد، چون خداوند شنوا و بینا است.

الَّذِینَ یُظَاهِرُ‌ونَ مِنکُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْۖ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِی وَلَدْنَهُمْۚ وَإِنَّهُمْ لَیَقُولُونَ مُنکَرً‌ا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورً‌اۚ وَإِنَّ اللَّـهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ‌ ﴿٢

افرادی از شما که زنانشان را “ظهار” می کنند، آنها مادرانشان نیستند. مادرانشان تنها کسانی هستند که ایشان را زاییده اند، و به طور قطع آنها سخنی زشت و باطل می­ گویند، و البته خدا باگذشت و آمرزنده است (٢)

پس آیه با قاطعیت تمام حکم ظهار را لغو و اثرش را که همان حرام شدن زن به شوهرش بوده را نفی می نماید؛ و اثر دیگر را که مادرشان همسر برای شوهر باشد را انکار می کند، و برای تأکید بیشتر می فرماید: مادران همان  زنانی هستند که ایشان را زاییده اند، برای بار دوم تأکید می کند که آنها با عمل ظهار، هم سخن زشتی می گویند، به خاطر این که مطابق با شرع نیست؛ و هم دروغ می گویند،  به این علت که حرفشان مطابق با واقعیت نیست، چون مادر، مادر است و همسر، همسر است. باید توجه داشت که “عفو” اشاره به بخشش خداست، “غفور” اشاره به پوشاندن گناه دارد. پس خداوند تعالی می فرماید :افرادی را که قبل از نزول این آیات ظهار کرده‌اند، می بخشد.

وَالَّذِینَ یُظَاهِرُ‌ونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِ‌یرُ‌ رَ‌قَبَهٍ مِّن قَبْلِ أَن یَتَمَاسَّاۚ ذَٰلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِۚ وَاللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ‌ ﴿٣

و کسانی که بعضی از زنانشان را ظهار می‎کنند، سپس ازگفته‎ی خود بازمی‎گردند، باید پیش از آن که آمیزش کنند، بنده ای را آزاد نمایند. این است که به آن پند داده می شوید، و خدا به آنچه می کنید آگاه است (٣)

معنای آیه واضح است، فقط باید گفت که دستور آزاد کردن برده توصیه ای است از سوی خدایی که آگاه به عمل شماست؛  و می داند که چنین کفّاره ای، این خاصیت را دارد که آثار سوء ظهار را از بین برده و نفوس شما را تربیت می کند تا بتوانید خود را در برابر این گونه کارهای زشت که از نظر اسلام نادیده گرفته نمی شود، کنترل کنید.

فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَ‌یْنِ مُتَتَابِعَیْنِ مِن قَبْلِ أَن یَتَمَاسَّاۖ فَمَن لَّمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِینًاۚ ذَٰلِکَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّـهِ وَرَ‌سُولِهِۚ وَتِلْکَ حُدُودُ اللَّـهِۗ وَلِلْکَافِرِ‌ینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۴

و هرکه نیابد، باید پیش از آمیزش، دو ماه پیاپی روزه بگیرد، و هرکس نتواند، شصت مستمند را اطعام کند. این برای آن است که به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید، و اینها مرزهای الهی است، و برای کافران عذابی دردناک است (۴)

هرکس که توانایی آزاد کردن برده نداشته باشد، دو ماه متوالی قبل از آمیزش جنسی روزه بگیرد، و فردی که توانایی این را هم نداشته باشد، شصت مسکین را اطعام کند. یعنی زشتی عمل ظهار در اسلام، به قدری است که برای آن مجازات سنگینی قرار داده است تا از آن جلوگیری نماید. کفاره هایی که واجب شده برای این است که، رابطه‌ی همسری حفظ گردد و در عین حال گوش مالی باشد برای آنها تا بر رسوم جاهلیت بازنگردند. در واقع این حکم و سایر احکامی که در دین اسلام آمده است، حدود خدای تعالی هستند؛ و با مخالفت خود از آن تجاوز نکنید.ظاهرا مراد از کفار، همان کسانی هستند که حکم خدا را رد می کنند. البته احتمال هم دارد که مراد از کفر، کفر عقیدتی نباشد، بلکه کفر عملی، یعنی نافرمانی باشد. بنابراین؛ عذاب دردناکی برای آنها خواهد بود.

فَمَن إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللَّـهَ وَرَ‌سُولَهُ کُبِتُوا کَمَا کُبِتَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْۚ وَقَدْ أَنزَلْنَا آیَاتٍ بَیِّنَاتٍۚ وَلِلْکَافِرِ‌ینَ عَذَابٌ مُّهِینٌ ﴿۵

بی‎گمان کسانی‎که با خدا و رسولش دشمنی و مخالفت می‌کنند خوار و ذلیل می شوند، چنان که پیشینیان آنها خوار و ذلیل شدند و همانا آیات روشن را فرستاده ایم، و کافران را عذابی خفت بار است (۵)

اگر دستور داده شد که از حدود خدا تجاوز و تعدی نشود، برای این است که هرکس با خدا و رسولش در بیفتد، مانند امت های پیشین خوار و ذلیل می شود. و چون این دستورات و احکام و حدود روشن، از ناحیه ی خداوند است؛ و رسول خدا (ص) درتبلیغ رسالت صادق و امین است، پس هیچ بهانه‌ و عذری برای مخالفت و تعدی وجود ندارد. بنابراین؛ اگر این دستورات را رد کنید عذابی خوارکننده خواهید داشت.

 یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللَّـهُ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواۚ أَحْصَاهُ اللَّـهُ وَنَسُوهُۚ وَاللَّـهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ ﴿۶

روزی که خداوند همه ی آنان را برانگیزد و به آنچه کرده اند آگاهشان سازد. خدا حساب آن را نگه داشته و آنها فراموش کرده‌اند، و خدا برهر چیزی گواه است (۶)

عذاب دردناک و خوارکننده برای کافران در روزی است که خدا زنده شان کرده و آنان را از آنچه انجام داده اند با خبر می سازد، در حالی که خدا همه ی اعمال و کردار آنها را شماره کرده است؛ هرچند خود آنها اعمالشان را به فراموشی سپرده‌اند. بنابراین؛ وقتی چشمشان به نامه ی اعمالشان می افتد، فریادشان بلند می‌شود که این نامه از کیست که هرکارکوچک و بزرگی در آن ثبت شده است؟ پس،  چون خداوند ناظر و شاهد همه چیز است، نه فقط اعمال، که نیّات و عقاید را نیز ثبت می کند.

أَلمَ تَرَ‌ أَنَّ اللَّـهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْ‌ضِۖ مَا یَکُونُ مِن نَّجْوَىٰ ثَلَاثَهٍ إِلَّا هُوَ رَ‌ابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَهٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَىٰ مِن ذَٰلِکَ وَلَا أَکْثَرَ‌ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ مَا کَانُواۖ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا یَوْمَ الْقِیَامَهِۚ إِنَّ اللَّـهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿٧

آیا ندانسته ای که خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می داند؟ سه نفر با هم نجوا نمی کنند مگر این که او چهارمین آنهاست، و پنج‌ نفر با هم نجوا نمی کنند مگر این که او ششمین آنهاست، و نه کمتر از آن و نه بیشتر مگر این که هر کجا باشند او همراه آنهاست، سپس روز قیامت آنها را از اعمالشان آگاه می سازد، بی گمان خداوند بر هر چیزی داناست (٧)

در واقع، آیه  برای تأکید حضور خدا در همه جا و آگاهی او بر همه چیز می فرماید: خدا آنچه را در آسمان‌ها و زمین است می داند. به همین دلیل آنهایی که درگوشی صحبت می‌کنند، هرچند نفر هم که باشند خدا نیز یک نفر از ایشان است . بنابراین؛ در علم و آگاهی آنها شریک است و دانای به سخنان ایشان است، هیچ تفاوت نمی کند که نجوا کنندگان کجایند؛ زیرا هیچ مکانی از خدای سبحان خالی نیست، در عین حال که او در مکان نمی گنجد؛ احاطه ی علمی خداوند نسبت به نجوا کنندگان سبب می‌شود تا در روز قیامت حقیقت اعمال اهل نجوا برملا شود.