ترجمه و توضیح سوره مزمل ۱۰ – ۱

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی‎که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش‎از آن مؤمنین است.

یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿١﴾

ای جامه به خود پیچیده (١)

این خطاب نه جنبه توبیخ دارد و نه تحسین و ازاین آیات استفاده می‌شود که گویا رسول خدا (ص) درمقابل دعوتش مورد استهزا و اذیت قرار گرفته و به خاطر خدا اندوهناک شده و برای دفع غم و اندوه خود، جامه ای به خود پیچیده تا لحظه ای استراحت کند، دراین هنگام این سوره به ایشان خطاب می‌شود که در مقابل اندوه های بزرگ و مصیبت های تلخ باید به وسیله ی نماز و صبر و نه به وسیله ی پیچیدن جامه و خوابیدن، خود را مقاوم ساز.

قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا ﴿٢﴾ نِّصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا ﴿٣﴾ أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا ﴿۴﴾

شب را جز کمی، بپاخیز (٢) نیمی از شب را یا کمتر از نصف را (٣) و یا اندکی بر نصف افزوده و قرآن را شمرده شمرده بخوان (۴)

این آیات شب زنده داری را به حضرتش سفارش می کند که در متن این برنامه، خواندن قرآن با ترتیل است. ترتیل آن است که قرآن آشکارا خوانده شود، نه تندتند و نه جدا جدا تا دل آدمی خبردار شود. این نحوه ی خواندن، قدرت تلقین دارد و به دل آدمی می نشیند و انسان می تواند روی معانی تأمل کند بدون این که اتصال آیات و کلمات ازبین برود. بدیهی است این نحوه قرائت می تواند به سرعت به انسان رشد ونمو و تقوا ببخشد. البته بعضی از مفسران خواندن قرآن را به معنی نماز خواندن تفسیر کرده اند، زیرا یکی از بخش های مهم نماز، تلاوت قرآن است. در آیات فوق رسول خدا (ص) را،  بین این که درست نیمی از شب، یا کمتر از نصف، و یا کمی بیشتر از آن را زنده بدارد، مخیّر کرده است.

إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا ﴿۵﴾

ما به زودی کلامی سنگین برتو نازل می کنیم (۵)

اگر گفتیم که شب زنده داری کن و در شب با خواندن نماز و قرآن متوجه درگاه ما شو؛ برای این بود که به کرامت قرب و آمادگی لازم برسی، تا ما سخن ثقیلی (سنگینی) را برتو إلقاء کنیم. که منظور از قول ثقیل، قرآن عظیم است که هم ازنظر پیاده کردن کامل آن، و هم ازجهت مصائبی که در طریق ابلاغ آن وجود دارد، سنگین است. و این، اختصاص به پیامبر(ص) نداشته و امت نیز ازجهت تحقق بخشیدن به حقایق قرآن درخود، و پیروی از اوامر و نواهی خدا و رعایت حدود آن باید رنج ها تحمل کنند. معلوم می‌شود خلوت با خدا به انسان نیرو می دهد و ظرفیت و تحمل اورا بیشتر می کند.

إِنَّ نَاشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِیلًا ﴿۶﴾

مسلما برنامه ی‌ عبادت شبانه پا برجا تر و با استقامت تراست (۶)

یعنی اگر شب را برای نماز و تلاوت قرآن اختیار کردیم برای این بود که تلاوت قرآن و خواندن نماز دردل شب بیش از هر عمل دیگری در صفای نفس مؤثر است و بهتر از هرچیز، نفس آدمی را که به وسیله مشغولیت معیشتِ روزانه دچار کدورت شده، حفظ می کند.

إِنَّ لَکَ فِی النَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًا ﴿٧﴾

و تو در روز تلاش مستمر و طولانی خواهی داشت (٧)

یعنی در روز مشاغل بسیاری وجود دارد که همه ی وقت تو را می گیرد و فراغتی برایت باقی نمی گذارد تا درآن با توجه تمام، به درگاه خدا روبیاری و از هرچیز منقطع گردی، بنابراین؛ باید از شب استفاده کنی و درآن به نماز و قرآن بپردازی به علاوه، وظائف سنگین و تلاش و کوشش فراوان روزانه ایجاب می کند که با عبادت شبانه، خود را تقویت کنی و خود را برای انجام فعالیت های روزانه آماده سازی.

وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا ﴿٨﴾

و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند (٨)

بعد از دستور به قیام شبانه، چند دستور دیگر که مکمل آن است ذکر می‌شود. نخست می فرماید: نام پروردگارت را یاد کن که منظور، ذکر زبانی همراه با حضور قلبی است که در این صورت ذکر می تواند روح و جان را صفا بخشد. دستور دوم این است که، دل به خدا ببنند و از غیر او قطع امید کن و خالصانه به عبادتش برخیز.

رَّبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَکِیلًا ﴿٩﴾

همان پروردگار شرق و غرب که معبودی جزاو نیست پس اورا وکیل خود انتخاب کن (٩)

یعنی وقتی او پروردگارو مالک و مدبّر همه ی عالم است، پس باید تنها اورا پرستید و عبادت کرد. و دستور سوم این است، حال که در پهنه ی جهان هستی غیر ازاو حاکم و فرمانروا و معبودی نیست، پس براو توکل کن و او را وکیل خود بگیر. یعنی هیچ تأثیر مستقلی را درمورد وسایل و اسباب ظاهری قائل نباشد و نسبت به آنها رضایت، خشم، مسرّت،  تأسف و غیره نشان ندهد و تنها به خدا دل ببندد و متوسل به آنهایی  بشود که خدا معرفی کرده، آن هم به طوری که برای آنها استقلال در تأثیر قائل نباشد.

وَاصْبِرْ عَلَىٰ مَا یَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِیلًا ﴿١٠﴾

و بر آنچه که می گویند صبر کن و از آنان به نیکویی دوری کن (١٠)

در مسیر دعوت به حق، بسیار اذیت و استهزا و تهمت و… وجود دارد، لذا به عنوان چهارمین دستور، سفارش به صبر می کند که لازمه ی وکیل گرفتن خداست. امّا گاهی هجر و دوری نیز لازم است تا هم از شرّ آنها درامان مانده و هم درسی به آنها داده شود، پس سفارش به هجر جمیل می کند، یعنی دوری گزیدن توأم با دلسوزی و یا به نحوی رد شدن و خود را به نشنیدن زدن که پرده ها از میان نرود و مانع دعوت به سوی حق و ارشاد آنها نشود.