ترجمه و توضیح سوره ممتحنه۱۳-۸

لَّایَنْهَاکُمُ اللَّـهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَمْ یُخْرِ‌جُوکُم مِّن دِیَارِ‌کُمْ أَن تَبَرُّ‌وهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهِمْۚ إِنَّ اللَّـهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ ﴿٨

خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت با افرادی که در امر دین با شما نجنگیده وشما را از خانه و دیارتان بیرون نکرده اند، نهی نمی کند. چرا که خدا عدالت پیشگان را دوست دارد(٨)

پس اگر خداوند فرمود: دشمن مرا و دشمن خود را به دوستی نگیرید، به این معنا نیست که شما را از احسان و معامله و عدل نسبت به افرادی که با شما در دین پیکار نکرده و از سرزمینتان اخراج نکردند، نهی کرده باشد؛ برای این که احسان به این کفار، خود عدالتی است از شما و خدا افراد عادل را دوست دارد. پس آیه تکلیف مسلمانان را با کفاری که کاری به مسلمین نداشته و دشمنی و پیکار نمی کنند، مشخص می سازد.

إِنَّمَا یَنْهَاکُمُ اللَّـهُ عَنِ الَّذِینَ قَاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَأَخْرَ‌جُوکُم مِّن دِیَارِ‌کُمْ وَظَاهَرُ‌وا عَلَىٰ إِخْرَ‌اجِکُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْۚ وَمَن یَتَوَلَّهُمْ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٩

تنها شما را از دوستی افرادی نهی می کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند، و دربیرون راندن شما با یکدیگر همدستی کردند. و هرکس با آنها  دوستی کند آنان همان ستمگرانند(٩)

پس آن گروه از مشرکین که در مقابل مسلمین ایستادند و آنها را وادار به ترک دیارشان کرده و دشمنی خود را با اسلام آشکار ساختند، به هیچ عنوان نباید به دوستی مسلمانان درآیند و مسلمین باید هرگونه پیوند و دوستی را با ایشان قطع کنند که اگر این طور عمل نکنند در پیشگاه خدا ظالم هستند.

یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا جَاءَکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَ‌اتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّۖ اللَّـهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِهِنَّۖ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْ‌جِعُوهُنَّ إِلَى الْکُفَّارِ‌ۖ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّۖ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُواۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ أَن تَنکِحُوهُنَّ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَ‌هُنَّۚ وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ‌ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْیَسْأَلُوا مَا أَنفَقُواۚ ذَٰلِکُمْ حُکْمُ اللَّـهِۖ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْۚ وَاللَّـهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ﴿١٠

ای کسانی که ایمان آورده اید! وقتی زنان با ایمان به عنوان هجرت نزد شما آیند، امتحانشان کنید -خدا به ایمانشان داناتر است – پس اگر آنها را مؤمن یافتید، آنها را به سوی کافران بازنگردانید، نه آنها برای کفار حلالند و نه کفار برای آنها حلال؛ و هر آنچه را پرداخته اند به آنان بپردازید؛ و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مهرشان را به آنها بدهید، و هرگز زنان کافر را در همسری خود نگه ندارید، شما مهری را که پرداخته اید مطالبه کنید، آنها هم مهری را که پرداخته اند مطالبه کنند؛ این حکم خداوند است که در میان شما حکم می کند، و خداوند دانا و حکیم است (١٠)

در عهد نامه ی مربوط به صلح حدیبیه نوشته بود که اگر از اهل مکه مردی به مسلمانان ملحق شود، باید اورا به مکه برگردانند اما اگر از مسلمانان به اهل مکه ملحق شود آنها موظف به برگرداندن آن نیستند. در این میان بعضی از زنان مشرکین، مسلمان شده و به مدینه مهاجرت می کردند که اهل مکه درخواست برگرداندن آنها را می نمودند که رسول خدا (ص) این کار را نمی کردند، چون در عهد نامه چیزی در مورد زنان نیامده بود. در این آیه دستوراتی  در مورد زنان مهاجر آمده است: آنها آزمایش شوند تا معلوم شود آیا ظاهر و باطنشان مؤمن است یا خیر. اما چون به طور قطع نمی شود علم پیدا کرد که آیا ایشان به راستی ایمان آورده اند، بنابراین؛ فرمود: خدا از ایمان آنها آگاه تر است ؛ یعنی مسلمانان کافی است تنها علم عادی به ایمان این زنان پیدا کنند. اگر معلوم شد مؤمنند آنها را به کفار بازنگردانید زیرا ایمان سبب جدایی زن مؤمن و مرد کافر است. نه این زنان بر آن مردان و نه آنها بر این زنان حلالند، زیرا کفر و ایمان یک جا جمع نمی شوند. سپس می فرماید: شما مسلمانان مهریه ای را که مردان کافر به زنان مؤمن خود داده اند به آنان بدهید. چون رسم معمول عرب این بود که مهریه ی زنان خود را پیشاپیش می پرداختند. گرچه شوهر کافر است اما عدالت اسلامی ایجاب می کند که خسارت وی پرداخت شود. گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مهرآنها را بپردازید. یعنی وقتی به همسران کافر آنها مهریه داده شد، دیگر مانعی برای ازدواج مسلمانان با آنها باقی نمی ماند.  عده ای تفسیر می کنند که علاوه بر مهری که به همسران کافر آنها پرداخت شده باید برای حفظ حرمت زن مهر مناسبی نیز در ازدواج جدید برای آنها در نظر گرفته شود. هرگز همسران کافر را در همسری خود نگه ندارید چون اگر مرد مسلمان و زن همچنان کافر بماند باز نکاح فسخ می شود. در آخرین حکم می فرماید: اگر زن کافر شد و به بلاد کفر فرار کرد حق دارید مهری را که پرداختید مطالبه کنید همان گونه که آنها حق دارند مهر زنانشان را که از آنها جدا شده و به اسلام پیوستند را مطالبه کنند و این مقتضای عدالت و احترام به حقوق متقابل است. در پایان تاکید می کند آنچه آمد حکم خداست و از علم الهی سرچشمه گرفته، بنابراین آمیخته با حکمت است و حقوق همه ی افراد را در نظر گرفته است و منطبق با عدالت و قسط اسلامی است.

وَإِن فَاتَکُمْ شَیْءٌ مِّنْ أَزْوَاجِکُمْ إِلَى الْکُفَّارِ‌ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِینَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُم مِّثْلَ مَا أَنفَقُواۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ الَّذِی أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿١١

و اگر یکی از همسران شما از دستتان برود و به کفار بپیوندد وشما از(کفار) غنایمی گرفتید، پس به کسانی که همسرانشان رفته اند، معادل آنچه خرج کرده اند، بپردازید. و از خدایی که به او ایمان دارید بترسید(١١)

طبق آیه فوق مسلمانان می توانستند مهر زنان کافرشان را از کفار بگیرند، همان طور که حق داشتند مهر همسران کفار را که به اسلام پیوستند به کفار دهند. گرچه مسلمانان به این حکم عادلانه عمل کردند اما مشرکان مکه سرباز زدند، بنابراین؛ دستور داده شد که اگر مؤمنین در جنگ به غنیمتی رسیدند، اول مهریه ی این گونه افراد را به همان مقداری که از چنگشان رفته به آنان دهند و سپس غنایم را تقسیم کنند. قابل توجه این که اسلام حتی در مواقع بحرانی و طوفانی تلاش کرده که حقی بر باد نرود حتی اگر متعلق به دشمنان اسلام باشد و این نشانه ی حقانیت اسلام و اعجاز احکام آن می باشد.

یَاأَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَىٰ أَن لَّا یُشْرِ‌کْنَ بِاللَّـهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِ‌قْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِ‌ینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْ‌جُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُ‌وفٍۙ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ‌ لَهُنَّ اللَّـهَۖ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ‌ رَّ‌حِیمٌ ﴿١٢

ای پیامبر! هنگامی که زنان مؤمن نزد تو می آیند تا با تو بیعت کنند که چیزی را شریک خدا قرار ندهند، دزدی نکنند، آلوده ی زنا نشوند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایی پیش دست و پای خود نیاورند، و در هیچ کار شایسته ای مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن؛ و برای آنها از درگاه خدا طلب آمرزش نما که خدا آمرزنده و مهربان است. (١٢)

در واقع آیه حکم بیعت زنان مؤمنه با رسول خدا (ص) را معین می کند و شش شرط برای این بیعت ذکر می کند: ترک هرگونه شرک و بت پرستی، ترک سرقت از شوهران، ترک زنا چون در عصر جاهلیت انحراف از جاده عفت شایع بود، عدم قتل اولاد خواه به صورت سقط جنین و خواه زنده به گور کردن، ترک بهتان و افترا، چون فرزندان مشکوک و حرام زاده را به شوهر خود نسبت می دادند، سپس می فرماید: تو را معصیت نکنند، و نفرموده خدا را معصیت نکنند، تا بفهماند معصیت رسول خدا(ص) و نافرمانی نسبت به آن جناب، منتهی به نافرمانی خدا می‌شود، بنابراین؛ آنچه که رسول در جامعه ی اسلامی مرسوم می کند عملی است، معروف و پسندیده، و مخالفت با آن در حقیقت تخلف از سنّت اجتماعی و بی اعتبار کردن آن است؛ که هم شامل ترک معروف (واجبات ) و هم ارتکاب منکر(محرمات ) می‌شود.

یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّـهُ عَلَیْهِمْ قَدْ یَئِسُوا مِنَ الْآخِرَ‌هِ کَمَا یَئِسَ الْکُفَّارُ‌ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ‌ ﴿١٣

ای افرادی که ایمان آورده اید! با قومی که خدا آنها را مورد غضب قرار داده دوستی نکنید، آنها از آخرت مأیوس هستند همان گونه که کفار از اهل قبور نومیدند(١٣)

منظور از این قوم، یهود هستند و البته تمام دشمنان خدا مانند کفار و مشرکان و منافقین را نیز شامل می‌شود. علت عدم دوستی با ایشان، شقاوت دایمی و هلاکت ابدی آنهاست، زیرا همان طور که کفار از مردگان خود مأیوس هستند و مرگ را هیچ و پوچ شدن می دانند و براى آنها حیاتی قایل نیستند؛ اینها نیز از ثواب آخرت مأیوس هستند پس باید از دوستی با ایشان و نشست و برخاست با آنها پرهیز کرد.چنین افرادی خطرناک و غیر قابل اعتمادند زیرا کسی که از رحمت خدا ناامید است می تواند به هر جنایتی دست بزند.