ترجمه و توضیح سوره منافقون۱۱-۶

سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْ‌تَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ‌ لَهُمْ لَن یَغْفِرَ‌ اللَّـهُ لَهُمْۚ إِنَّ اللَّـهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ ﴿۶

برای آنها یکسان است، چه برایشان آمرزش بخواهی یا برایشان آمرزش نخواهی، خدا هرگز آنها را نمی آمرزد، مسلما خدا مردم فاسق را هدایت نمی کند.(۶)

یعنی چون زمینه ی آمرزش در آنها نیست و برایشان فرق نمی کند که برای آنها استغفار کنی یا نکنی، پس خدا آنها را نمی آمرزد، و علتش این است که آمرزش، خود نوعی هدایت به سوی سعادت و بهشت است، و منافقین فاسقند، و از طریق عبودیت خارج شده‌اند، چون در نهان خود کفر پنهان کرده‌اند، و خدا بر دل هایشان مُهر زده، و سنت خدا بر این است که مردم فاسق را هرگز هدایت نمی کند.

هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لَا تُنفِقُوا عَلَىٰ مَنْ عِندَ رَ‌سُولِ اللَّـهِ حَتَّىٰ یَنفَضُّواۗ وَلِلَّـهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَلَـٰکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَفْقَهُونَ ﴿٧

آنها همان کسانی هستند که می گویند: به کسانی که نزد رسول خدایند انفاق نکنید تا پراکنده شوند در حالی که گنج های آسمان ها و زمین از آن خداست ولی منافقان درنمی یابند(٧)

ازکارهای زشت منافقین یکی این بود که می گفتند: مال خودتان را به مؤمنین فقیری که دور پیامبر (ص) را گرفتند تا یاریش کنند و اهدافش را به کرسی بنشانند، انفاق نکنید؛ زیرا وقتی شما کمک نکردید آنها از اطرافش متفرق شده و دیگر نمی توانند بر ما حکومت کنند، اما این بدبخت ها نمی دانند که خدا برای پیش برد دین خود احتیاجی به این کمک ها ندارد، زیرا تمامی خزانه های آسمان و زمین را مالک است و از آن، هر چه بخواهد به هر فردی انفاق می کند و می تواند مؤمنین فقیر را غنی سازد، اما او دوست دارد مؤمنین را با فقر امتحان کند تا پاداشی کریم به آنها عنایت کند، اما منافقان این حکمت را نفهمیده و همین طور نمی فهمند که خود، مالک هیچ چیزی نیستند و هرچه دارند از آن خداوند است.

یَقُولُونَ لَئِن رَّ‌جَعْنَا إِلَى الْمَدِینَهِ لَیُخْرِ‌جَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّۚ وَلِلَّـهِ الْعِزَّهُ وَلِرَ‌سُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَلَـٰکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَعْلَمُونَ ﴿٨

آنها می گویند: اگر به مدینه برگردیم، قطعا عزیزتر، ذلیل تر را از آنجا بیرون خواهد کرد، در حالی که عزت از آن خدا و رسول و مؤمنان است، ولی منافقان نمی دانند(٨)

این آیات درباره عبدالله بن أبی منافق، و همفکرانش نازل شده، این شخص از گروه انصار بود که همراه با پیامبر برای جنگ به خارج مدینه رفته بودند. منظورش از آن کس که عزیزتر است، خودش بود، و ذلیل تر، رسول خدا (ص) بود. که می خواست با این سخن خود، رسول خدا را تهدید کند به این که بعد از مراجعت به مدینه، آن جناب را از آنجا خارج خواهدکرد. در حالی که نمی دانند عزت، تنها خاص خدا و رسولش و مؤمنین است، و در نتیجه برای باقی مانده ی افراد چیزی به جز ذلت باقی نمی ماند، اما منافقین این را نمی دانند. به این ترتیب هم، برای منافقین ذلت را اثبات می کند و هم جهل و نادانی را. اما چرا منافقین خطرناک تر ازکفارند؟ چون در درون جامعه ی مسلمانان زندگی می‌کنند و از تمام اسرار باخبرند، و در هر لباسی هستند، پس شناخت آنها مشکل است. بنابراین؛ درگیری مستقیم با آنها سخت است به علاوه با مؤمنین پیوندهای سببی و نسبی دارند، که همین مبارزه با آنها را پیچیده تر می کند و سرانجام این که، ضربتشان غافلگیرانه و پنهانی است.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُلْهِکُمْ أَمْوَالُکُمْ وَلَا أَوْلَادُکُمْ عَن ذِکْرِ‌ اللَّـهِۚ وَمَن یَفْعَلْ ذَٰلِکَ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْخَاسِرُ‌ونَ ﴿٩

ای کسانی که ایمان آورده اید! مبادا اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل سازد! هرکس چنین کند، پس آنها همان زیان کارانند(٩)

یکی از عوامل مهم نفاق، حب دنیا و علاقه مفرط به مال و فرزند است. اگر چه اولاد و اموال از نعمت های الهی هستند، اما اگر مانع انسان شود و او را از یاد خدا غافل سازد، بزرگ ترین بلا محسوب می گردند. جالب این است که فرمود: مال و اولاد شما را از یادخدا غافل نکند، و نفرمود: شما سرگرم مال و اولاد نشوید، تا بفهماند طبع مال واولاد این است که، انسان را از یاد خدا غافل می سازد، مگرآن که مؤمنین به آنها علاقه‎ی افراطی پیدا نکنند. در غیر این صورت مؤمنین نیز مانند سایرین شده و از زیانکاران خواهند شد و چیزی از اصل سرمایه‌ آنها برایشان باقی نمی ماند.

وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَ‌زَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَ‌بِّ لَوْلَا أَخَّرْ‌تَنِی إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِ‌یبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَکُن مِّنَ الصَّالِحِینَ ﴿١٠

و از آنچه روزیتان کرده ایم انفاق کنید پیش از آن که مرگ یکی از شما، فرا رسد، پس بگوید: پروردگارا ! چرا مرگ مرا مدت کمی به تأخیر نیانداختی تا صدقه دهم و از شایستگان باشم(١٠)

اگر فرمود: از آنچه روزیتان دادیم، برای این است که بفهماند آنچه را انفاق می کنید مال خودتان نیست، بلکه عطیه ای الهی است و منّتی است از جانب خدا که به شما تفضل کرده است. وقتی که انسان در آستانه ی مرگ قرار می گیرد و چشم برزخی اش باز می‌شود و پرده های غفلت کنار می رود، تقاضای بازگشت می کند آن هم به اندازه ای که بتواند مال خود را در راه خدا انفاق کند تا جبران گذشته را بکند، اما برای همین مدت مختصر نیز دست رد به سینه ی او زده می‌شود. از آیه به خوبی می توان به تأثیر عمیق انفاق در صالح شدن انسان پی برد. باید توجه کرد انفاق یا واجب است مانند زکات و کفارات و یا مستحبی است، که این آیه همه ی موارد را دربرمی گیرد.

وَلَن یُؤَخِّرَ‌ اللَّـهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَاۚ وَاللَّـهُ خَبِیرٌ‌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١١

و خدا هرگز کسی را وقتی اجلش فرا رسید به تأخیر نمی اندازد، و خدا بدانچه می کنید آگاه است (١١)

در واقع آیه آرزوکنندگان را مأیوس می کند که، اگر أجل فردی فرا برسد و نشانه های مرگش بیاید، دیگر لحظه ای تأخیر نمی افتد. و در آخر می فرماید: که از خدا غافل نشوید و انفاق کنید چون خدا به اعمال شما داناست و طبق اعمال شما جزا می دهد.