ترجمه و توضیح سوره نازعات ۴۳ – ۲۶

إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَعِبْرَهً لِّمَن یَخْشَىٰ ﴿٢۶

به یقین در این سرگذشت عبرتی است برای کسی که دارای خشیت از مقام پروردگارش باشد (٢۶)

یعنی داستان موسی، عبرتی است برای هر کسی که خشیت داشته باشد، یعنی دارای غریزه ترس از بدبخت شدن و عذاب باشد و انسان سالم چنین غریزه­ ای دارد، چون فطرت پاکش را از دست نداده است.

أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا ﴿٢٧

آیا خلقت شما سخت تراست یا آفرینش آسمان که خدا بنایش کرده؟ (٢٧)

این آیه می­گوید: هر انسانی در هر مرحله ­­ای از درک و شعور باشد می ­داند که آفرینش این آسمان بلند، این همه کرات عظیم و کهکشان­ های بی­انتها قابل مقایسه با آفرینش انسان نیست، کسی که این قدرت را دارد، پس او می­ تواند دوباره شما را در آخرت زنده کند، به علاوه اشاره می­ کند که خلقت عالم هدفمند است و لازمه­ ی هدفمندی این است که روز جزایی باشد و آن همان روز رستاخیز و معاد است.

رَفَعَ سَمْکَهَا فَسَوَّاهَا ﴿٢٨

و سقف آن را برافراشته و آن را منظم ساخته (٢٨)

آیه به برافراشته شدن سقف آسمان اشاره می­ کند، قشر عظیمی از هوا که همچون سقف محفوظ و محکمی گرداگرد زمین را فراگرفته و آن را از هجوم سنگ­های پراکندهی آسمانی حفظ می ­کند؛ و این که هر جزئی از آن را در موضعی که حکمت اقتضا می ­کند قرار داد و این گویای نظم دقیقی است که بر تمام کرات آسمانی و فاصله و ترکیب آنها حکم فرماست.

وَأَغْطَشَ لَیْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا ﴿٢٩

شبش را تاریک و روزش را روشن کرده (٢٩)

اگر شب و روز را به آسمان نسبت داده، بدین جهت بوده که سبب اصلی پیدایش آن در آسمان است و آن پیدا شدن اجرام تاریک و ناپیدا به وسیله ی انوار آسمانی از قبیل نور خورشید و غیره است و همین که این نورها غروب می­ کنند، دوباره اجسام پنهان می­ شوند و مسأله ی شب و روز اختصاص به کره زمین که ما روی آنیم ندارد؛ بلکه سایر اجرام آسمانی هم تاریکی و روشنی و شب و روز را دارند.

وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا ﴿٣٠ أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا ﴿٣١

و زمین را بعد از آن گستراند (٣٠) آب و چراگاهش را از آن بیرون آورد (٣١)

بعد از بنا کردن آسمان و بلند کردن سقف آن و قرار دادن هر جزئش در جای خود و تاریک کردن شب و روشن کردن روز، زمین را بگسترد و آب­ها به تدریج در جای خود قرار گرفته و خشکی ­ها از زیر آب بیرون آمدند. در واقع بعد از گسترش زمین و آماده شدن برای زندگی وحیات، آب­های پنهان در لابلای لایه ­های زمین را به صورت چشمه و نهر جاری ساخت و گیاهان را رویاند، تا حیوانات و انسان­ها از آن تغذیه کنند.

وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا ﴿٣٢ مَتَاعًا لَّکُمْ وَلِأَنْعَامِکُمْ ﴿٣٣

و کوه­ها را استوار و ریشه دار ساخت (٣٢) تا مایه ­ی برخورداری شما و حیوانات شما باشد (٣٣)

یعنی کوه­ها را بر زمین محکم و استوار ساخت تا زمین به خاطر عوامل مختلف، نوسان و اضطراب پیدا نکند و بتواند آب­ها و معدن­ها را در درون خود ذخیره کند و آنچه از آسمان و زمین تدبیر کردیم برای این بود که متاعی برای شما و چهارپایانتان باشد، تا از آنها بهره­مند شوید. پس پی شناخت خالق و پروردگار این مواهب باشید و شکرگزار نعمت هایش باشید؛ زیرا این خلقت هدفمند، اثبات می ­کند که روزی هست که هر کس به جزای هر آنچه که کرده، می ­رسد و بدانید همان طور که خلقت این مواهب (آسمان و زمین و …) از خلقت شما شدیدتر است، پس شما دیگر نباید از خلقت بار دوم خود تعجب کنید و آن را دشوار بدانید.

فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّهُ الْکُبْرَىٰ ﴿٣۴

پس وقتی آن حادثهی بزرگ­تر رخ دهد (٣۴)

در اینجا اشاره به قیامت است که مملو از حوادث هولناک می­ باشد و آمدن قیامت از لوازم خلقت آسمان و زمین و تدبیر حاکم بر آنها می ­باشد بنابراین، فرمود: هنگامی که آن حادثهی بزرگ­تر رخ می­ دهد نیکوکاران و بدکاران هر کدام به جزای اعمال خویش می ­رسند. اگرنفرمود که قیامت از چه چیز بزرگ­تر است برای این است که هیچ واقعه­ ای از آن بزرگ­تر نیست.

یَوْمَ یَتَذَکَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَىٰ ﴿٣۵

در آن روزی که انسان هر چه کرده به یاد می­ آورد (٣۵)

این حادثه­ی بزرگ هنگامی که به وقوع بپیوندد، حجاب­ها از قلب و روح کنار رفته و همگان از خواب غفلت بیدار می­ شوند و انسان به یاد تمام سعی و تلاش و اعمال خویش اعمّ از نیک و بد می ­افتد؛ اما این یادآوری چه سودی برای او خواهد داشت؟ نه می­ تواند باز گردد و نه توبه کند؛ بلکه تنها می­ تواند افسوس بخورد و هر دو دست را به دندان بگزد.

وَبُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِمَن یَرَىٰ ﴿٣۶

و جهنم برای هر بیننده­ای آشکار می­ گردد(٣۶)

یعنی درآن روز دوزخ ظاهرمی‎شود و پرده از روی آن برداشته می‌شود، تا همگان بدون استثنا آن را ببینند معلوم می‌شودکه جهنم هم اکنون وجود دارد،اما حجاب­های عالم دنیا مانع دیدن آن است

فَأَمَّا مَن طَغَىٰ ﴿٣٧ وَآثَرَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا ﴿٣٨ فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوَىٰ﴿٣٩

امّا کسی که طغیان کرده (٣٧) و زندگی دنیا را ترجیح داده (٣٨) پس دوزخ جایگاهش است (٣٩)

در آن روز مردم دو گروه می ­شوند: یک دسته طاغیان (سرکشان) هستند که از لوازم طغیان این طایفه یکی همین است که زندگی دنیا را اختیار کردند، که سبب رها کردن آخرت و پیروی هوای نفس در آنچه می­ خواهد و اطاعتش در آنچه دوست دارد می­ گردد و نیز از آثار دیگرش مخالفت کردن با خداست در آنچه می­ خواهد. که سرانجام آنها آتش سوزان دوزخ است.

وَأَمَّا­مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ﴿۴٠فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوَىٰ﴿۴١

و اما کسی که از مقام پروردگارش ترسیده و نفس را از هوس باز می ­دارد (۴٠) پس بهشت جایگاهش است (۴١)

اما گروه دوم از مقام پروردگار ترسان هستند و نسبت به او خاضع و خاشعند، و از دنیا و هوی پرستی پرهیز می‌کنند. این که فرمود: نفس را از “هوس” نهی می ­کند و نفرمود “پیروی نفس” را ترک می­ کند، برای این است که نشان دهد انسان ضعیف است و چه بسا که نادانی او را وادار به معصیت کند، بدون این که نسبت به خداى تعالی تکبّر داشته باشد، پس او نمی­ تواند به کلی پیروی هوای نفس را ترک کند، ولی همین که در مقام نهی خود از هوای نفس باشد، خدا هم “واسع المغفره” است. پس مقام خداى تعالی که بندگان خود را از آن می­ ترساند همان صفت ربوبیّت (پروردگاری) اوست که مبدأ رحمت و مغفرت او نسبت به کسانی است که ایمان آورده تقوا پیشه کنند و نیز مبدأ عذاب سخت و عقاب شدید اوست، نسبت به کسانی که آیات او را تکذیب نموده و نافرمانیش کنند.

یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَهِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا ﴿۴٢ فِیمَ أَنتَ مِن ذِکْرَاهَا ﴿۴٣

از تو دربارهی رستاخیر می­پرسند که وقت آن کی است؟ (۴٢) تو را با یادآوری این سخن چه کار؟ (۴٣)

می­ فرماید: سؤال منکرین قیامت و مسخره کنندگان قیامت این بود که چه زمانی قیامت به پا می­ شود؟ قرآن در پاسخ این سؤال برای این که به آنها بفهماند که هیچ کس از لحظه ­ی وقوع قیامت باخبر نبوده و نخواهد بود، روی سخن را به پیامبرکرده می­ گوید: تو را با یادآوری این سخن چه کار؟ یعنی تاریخ وقوع قیامت حتی از تو ای رسول! پنهان است تا چه رسد به دیگران، این از آن علومی است که مختصّ ذات پروردگار است و احدی آن را نمی­ داند و اثر تربیتی قیامت به همین است، چون اگر همه فکرکنند در زمان دور قیامت برپا می­شود غفلت همه را فرا می­ گیرد و اگرآن را نزدیک بدانند از روی اضطرار و نه آزادی و اختیار از بدی­ها پرهیز می­ کنند این دو فاقد ارزش تربیتی است.

إِلَى رَبِّکَ مُنتَهَاهَا ﴿۴۴ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن یَخْشَاهَا ﴿۴۵

انتهای آن نزد پروردگار توست(۴۴)وظیفه­ ی تو تنها انذار کسی است که از آن روز دلواپسی دارد (۴۵)

تو اگر از وقت قیامت با خبر نیستی و نمی­ توانی باخبر باشی به علت این است که منتهای آن به سوی پروردگار توست، پس حقیقت آن و صفاتش و از آن جمله تعیین وقتش را جز پروردگار تو نمی­ داند، پس مردم نباید از وقت آن بپرسند و در وُسع تو هم نیست که پاسخ دهی. تنها تکلیفی که به عهدهی تو گذاشته­ ایم این است که افرادی را که دلواپس قیامت هستند از عذاب انذار کنی (بترسانی) نه این که از وقت قیام آن خبردهی و برای هرکس که از آن سؤال می ­کند، پاسخ دهی.

کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَهَا لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا عَشِیَّهً أَوْ ضُحَاهَا ﴿۴۶

روزی که وقتی آن را می­ بینند چنین به نظر می­رسد، که گویا بیش از شبی یا بامدادی با زندگی دنیا فاصله­ ی نداشته ­اند (۴۶)

در واقع آیه با یک مثال بیان می­کند که تا قیامت زمان زیادی نیست. فاصله‎ بین زندگی دنیا و برزخ تا قیامت به اندازه‎ی مدت زمانی است که یک صبح یا عصر احساس می‌شود.