ترجمه و توضیح سوره نبأ ۴۰ – ۲۰

وَسُیِّرَتِ الْجِبَالُ فَکَانَتْ سَرَابًا ﴿٢٠﴾

و کوه ها به حرکت درآورده می شوند‌ و سرانجام سرابی می گردند (٢٠)

وقتی کوه ها به حرکت درآمده و از جا کنده شدند و به صورت شن های متراکم شده و گرد و غبار درآمدند و دیگر چیزی به نام جبال باقی نماند، مانند آن است که کوه ها سرابی خالی از حقیقت شده اند.

إِنَّ جَهَنَّمَ کَانَتْ مِرْصَادًا ﴿٢١﴾ لِّلطَّاغِینَ مَآبًا ﴿٢٢﴾

به یقین جهنَّم کمینگاهی بزرگ است (٢١) محل برگشت طاغیان است (٢٢)

یعنی جهنم محل عبور همه مردم است و دراین گذرگاه، فرشتگان عذاب در کمینند تا دوزخیان را بربایند. آن جهنم محل برگشت طاغیان است که تجاوز از حدود الهی، کار همیشگی آنهاست، امّا چرا محل برگشت؟ چون طاغیان در دنیا جهنم را مأوای خود کرده بودند، پس صحیح است که بگوییم به جهنم بر می گردند.

لَّابِثِینَ فِیهَا أَحْقَابًا ﴿٢٣﴾

مدت‌های طولانی در آن می مانند (٢٣)

طاغیان، که همان کفار لجباز هستند، مدت‌های طولانی و سالیان دراز در جهنم می مانند.

لَّایَذُوقُونَ فِیهَا بَرْدًاوَلَا شرابًا ﴿٢۴﴾ إِلَّا حَمِیمًا وَغَسَّاقًا ﴿٢۵﴾ جَزاءً وِفَاقًا﴿٢۶﴾

نه چیز خنکی می¬چشند و نه نوشیدنی گوارایی (٢۴) مگر آبی سوزان و چرک و خون (٢۵) مجازاتی موافق اعمال است (٢۶)

یعنی نه سایه ای که در آن استراحت کنند و از گرمای وحشتناک دوزخ درامان بمانند و نه نوشیدنی گوارایی که عطش شدید خود را تسکین دهند. اهل جهنم جز آبی سوزان و مایعی از چرک و خون، نوشیدنی دیگری ندارند، این مجازاتی است موافق و مناسب اعمالی که در دنیا انجام دادند. آنها در دنیا با طغیانشان، روح و جان مردم مظلوم را آتش زدند و با انکار حقایق و معارف الهی زندگی خود را بر دسترنج دیگران بنا نهادند.

إِنَّهُمْ کَانُوا لَا یَرْجُونَ حِسَابًا ﴿٢٧﴾

به طور قطع آنها امیدی به حساب نداشتند (٢٧)

یعنی بی اعتنایی به حساب و روز جزا منشأ طغیان و سرکشی آنها بود و طغیان هم عامل کیفرهای سخت شد. پس هر فردی حساب روز قیامت را به دست فراموشی بسپارد و از برنامه¬ی زندگی خود حذف کند آلوده به گناهان و طغیان خواهد شد و سرانجام گرفتار عذاب های سخت و دردناک می‌شود.

وَکَذَّبُوا بِآیَاتِنَاکِذَّابًا ﴿٢٨﴾

و آنها آیات ما را سخت تکذیب کردند (٢٨)

یعنی، چون کفار امید به حساب در یوم الفصل نداشتند و از حیات آخرت مأیوس بودند، به همین جهت آیاتی را که چنین روزی را اثبات می کرد تکذیب کردند و به دنبالش آیات توحید و نبوت را انکار کرده و به کلی از عبودیّت خدا تجاوز نمودند و به این ترتیب، فقط شقاوت برای آنها ماند.

وَکُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ کِتَابًا ﴿٢٩﴾

و ما هر چیزی را شمارش و ثبت کرده ایم (٢٩)

در واقع آیه مجدد هشدار می دهد که چون همه ی اعمال از کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان و… ثبت و ضبط می‌شود پس مجازات و کیفرهای شدید، عادلانه و مناسب اعمال است.

فَذُوقُوا فَلَن نَّزِیدَکُمْ إِلَّاعَذَابًا ﴿٣٠﴾

پس بچشید که چیزی جز عذاب بر شما نمی افزاییم (٣٠)

خدای تعالی ایشان را حاضر فرض کرد تا توبیخ و سرکوبیشان بدون واسطه انجام شود. سپس با لحن تهدیدآمیز و خشم آلود می فرماید: همچنان عذابها دوچندان می شود و عذابی به عذابتان افزوده می گردد، پس مأیوس باشید از این که به آرزوی خود برسید و روزی ازعذاب نجات یابید و به راحتی برسید. در حدیثی از رسول(ص) آمده : این آیه شدیدترین آیه ای است در قرآن درباره ی دوزخیان.

إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفَازًا ﴿٣١﴾

به طور قطع برای پرهیزکاران رستگاری عظیم است (٣١)

آیات بعدی به پاداش پرهیزکاران که نقطه ی مقابل طغیانگرانند، اشاره می کند. در این آیه می فرماید: برای متقین، خیر و نیکی توأم با سلامت و سعادت و پیروزی عظیم است.

حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا ﴿٣٢﴾ وَکَوَاعِبَ أَتْرَابًا ﴿٣٣﴾ وَکَأْسًا دِهَاقًا ﴿٣۴﴾

باغ هایی سر سبز و انواعی از انگورها (٣٢) و دختران زیبا و دلربا که همه در خوبی و جوانی مانند یکدیگر ند (٣٣) و جام هایی لبریز و پیاپی ازشراب طهوربرای متقین است (٣۴)

لَّایَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَاکِذَّابًا ﴿٣۵﴾ جَزَاءً مِّن رَّبِّکَ عَطَاءً حِسَابًا ﴿٣۶﴾

در آن سخن بیهوده و دروغ نمی شنوند (٣۵) مزدی به عطا وحساب ازطرف پروردگار برای توست (٣۶)

از آنجا که سخن ازجام و شراب تداعی معنی نامطلوب آن را در دنیا می کند، درحالی که شراب بهشتی درست نقطه¬ی مقابل شراب های شیطانی دنیاست،  بلافاصله می افزاید: در بهشت نه سخن لغو و بیهوده می شنوند و نه یکدیگر را در آنچه می گویند، تکذیب می‌کنند؛ یعنی هیچ دروغی نمی شنوند. پس سخنان بهشتیان (هر چه هست) حق است و اثر مطلوب دارد. رفتاری که با متقین می‌شود هر چه باشد، جزایی حساب شده و عطیه ای است از ناحیه ی پروردگار. اگر جزای متقین به “ربّ” نسبت داده شده در حالی که جزای طغیانگران به “ربّ” اضافه نشده برای این است که بفهماند خداوند، منزه از رساندن شرّ است و هر شرّی که باشد به دست خود طاغیان درست می شود. درحدیثی از امیرمؤمنان علی(ع) آمده است: که در قیامت خداوند حسنات مؤمنان را حساب می کند، و هرحسنه را ده تا هفتصد برابر طبق این آیه، پاداش مرحمت می کند.

رَّبِّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا الرَّحْمَـانِ لَا یَمْلِکُونَ مِنْهُ خِطَابًا ﴿٣٧﴾

پروردگار آسمان ها و زمین و آنچه در میان آن دو است، همان پروردگار مهربان، هیچ کس اجازه ندارد بی اجازه او سخن بگوید (٣٧)

در واقع کلمه ی “ربّ” را که در آیه ی قبل بود تفسیر می کند. ربوبیّت خدا عمومی است و هر موجودی را شامل می‌شود. پس اعتقاد مشرکان که برای هر طایفه ای از موجودات ربّی جداگانه قائل هستند، رد می‌شود. توصیف ربّ به “صفت رحمان” اشاره به وسعت رحمت خدا دارد و این که رحمت خدا نشانه ی ربوبیّت اوست و ممکن نیست موجودی از رحمت خدا محروم باشد. همان طورکه ممکن نیست موجودی از ربوبیّت (تحت تربیت) خدا خارج باشد، مگر آن که موجود خودش رحمت خدا را نپذیرد. مانند: طاغیان که رحمت او را قبول نکردند و از بندگی او خارج شدند. در یوم الفصل هیچ موجودی (انس، جن، روح، ملائکه) حق اعتراض و چون و چرا و حق شفاعت ندارند؛ زیرا آن قدر حساب های الهی، دقیق و عادلانه است که جایی برای چون و چرا نمی ماند.

یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِکَهُ صَفًّا لا یَتَکَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً﴿٣٨﴾

روزی که آن فرشته¬ی بزرگ (روح القدس) با همه فرشتگان به صف زده و با نظم بر می¬خیزند، هیچ کس سخن نگوید جز آن کس که خدای مهربانش اذن دهد و سخن به صواب بگوید (٣٨)

پس همان طورکه روح و فرشتگان در این جهان مجری فرمان خدا و مدبّرات امر او هستند، در عالم آخرت فرمانبری آنها بیشتر آشکار می گردد. در آن روز خدا به هیچ کس اجازه حرف زدن نمی دهد، مگر کسی را که حقیقت گوید و سخنش آمیخته به باطل یا خطا نیست.

ذَٰلِکَ الْیَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا ﴿٣٩﴾

آن روز حق است. پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش می گزیند، و به سوی او برمی گردد (٣٩)

یعنی تمام اسباب این حرکت الهی فراهم است، راه و چاه ارائه شده، انبیا به قدرکافی ابلاغ فرمان حق کرده اند، سرنوشت طاغیان و پرهیزگاران نیز به خوبی تبین شده، و دادگاه و دادخواه ودادرس نیز تعیین گردیده ، تنها چیزی که باقیمانده تصمیم قاطع انسان است که با استفاده از اختیاری که خدا به او داده است راه را برگزیند و پیش رود.

إِنَّا أَنذَرْنَاکُمْ عَذَابًا قَرِیبًا یَوْمَ یَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ یَدَاهُ وَیَقُولُ الْکَافِرُ یَا لَیْتَنِی کُنتُ تُرَابًا ﴿۴٠﴾

ما شما را از عذابی نزدیک بیم می دهیم، روزی که هرکس هرچه کرده در پیش روی خود حاضر ببیند و کافر در آن روز می گوید: ای کاش! من خاک بودم (۴٠)

چون مایه ی عذاب الهی، اعمال خود انسان هاست که همیشه با آنهاست، پس عذاب آخرت از هر چیزی به انسان نزدیک تر است. کفار بعد از آن که تمام اعمال خود را در برابر خویش حاضر می بینند، آن چنان در حسرت و اندوه فرو می روند که می گویند: ای کاش! از مرحله ی خاک فراتر نمی رفتیم و فاقد شعور بودیم و آنچه کردیم نمی¬کردیم و ای کاش! بعد از این که مردیم و خاک شدیم دیگر در قیامت زنده نمی شدیم.