ترجمه و توضیح سوره واقعه۵۰-۲۷

وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ ﴿٢٧

و اهل سعادت، چه اهل سعادتی(۲۷)

از این آیه به بیان احوال اصحاب میمنه می پردازد، و اگر به جای تعبیر به اصحاب میمنه تعبیر کرد به اصحاب یمین، برای این بود که بفهماند هر دو تعبیر درباره‎ی یک طایفه است، و آن یک طایفه کسانی هستند که نامه ی اعمالشان به دست راستشان داده می شود. و این امر در قیامت رمزی و نشانه ای برای مؤمنان نیکوکار و اهل نجات است. و تعبیر “چه اصحاب یمینی” در مقام بزرگداشت و تعظیم ایشان است.

فِی سِدْرٍ‌ مَّخْضُودٍ ﴿٢٨ وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ ﴿٢٩

در زیر درخت سدر بی خارند (۲۸) و درختان موز که میوه اش برهم چیده است (۲۹)

در واقع این رساترین توصیف برای درختان بهشتی در قالب الفاظ دنیوی است؛ زیرا درخت سدر درختی است تناور که بلندیش گاهی به چهل متر می رسد و تا دو هزار سال عمرمی کند؛ اما عیبش این است که خاردار است؛ اما با توصیف “مخضود” این مشکل نیز از درختان سدر بهشتی حل می شود. سپس دومین موهبت اصحاب میمنه را بیان می کند، که بهره گرفتن از درخت موز است که بر خلاف درخت سدر که برگ های کوچک دارد، برگ های بسیار پهن و بزرگ دارد. و ذکر این دو درخت اشاره ی لطیفی است به تمام درختان بهشتی، که در میان این دو قرار دارند.

وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ ﴿٣٠ وَمَاءٍ مَّسْکُوبٍ ﴿٣١ وَفَاکِهَهٍ کَثِیرَ‌هٍ ﴿٣٢ لَّا مَقْطُوعَهٍ وَلَا مَمْنُوعَهٍ ﴿٣٣

و سایه ای گسترده (۳۰) و آبشارها (۳۱) و میوه های فراوان (۳۲) نه تمام شدنی و نه منع شدنی (۳۳)

یعنی، سایه های بهشتی همیشگی است و با نور خورشید از بین نمی رود و به این ترتیب اهل بهشت از حرارت آفتاب ناراحت نمی شوند و همواره در سایه‎ی مطبوع و روح افزای آنها به سر می برند. موهبت دیگر آن است که بهشتیان در کنار آبهایی آبشار مانند و همیشه جاری به سر می برند. سپس می فرماید: میوه های فراوان بهشتی، نه فصلی هستند تا در زمستان درختان بار ندهند، و نه ممنوعه هستند، خواه از ناحیه ی خود بهشتیان، که مثلا از آن سیر و خسته شوند، خواه از ناحیه ی خارج از خودشان، یعنی هیچ چیزی مانع از دسترسی آنها به آن میوه ها نمی شود.

وَفُرُ‌شٍ مَّرْ‌فُوعَهٍ ﴿٣۴ إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاءً ﴿٣۵

و همسرانی بلند مرتبه (۳۴) ما آنها را آفرینشی نو بخشیدیم (۳۵)

اهل بهشت همسرانی دارند که در عقل و جمال و کمال قدر و منزلتی بلند دارند وما آن زنان را ایجاد و تربیت کردیم، ایجاد و تربیتی مخصوص تا از نظر جوانی، جمال و کمال بی عیب و نقص باشند و برازنده ی اهل بهشت گردند خواه این زنان، همسران مؤمنان در دنیا باشند و خواه حوریان.

فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَارً‌ا ﴿٣۶ عُرُ‌بًا أَتْرَ‌ابًا ﴿٣٧

و آنان را بکر قرار دادیم (۳۶) عشق ورزان و هم سن و سالاند (۳۷)

یعنی با آمیزش وضعشان دگرگون نمی شود و همیشه بکر می مانند.آن زنان به شوهرانشان عشق می ورزند و هم سن و سال همسرانشان هستند، و همگی در خوبی و جمال ظاهر و باطن همانند یکدیگرند.

لِّأَصْحَابِ الْیَمِینِ ﴿٣٨ ثُلَّهٌ مِّنَ الْأَوَّلِینَ ﴿٣٩ وَثُلَّهٌ مِّنَ الْآخِرِ‌ینَ ﴿۴٠

برای اهل سعادت (۳۸) که بسیاری از امت های نخستین (۳۹) و بسیاری از امت های آینده (۴۰)

این ها همه برای اصحاب یمین است که هم در گذشتگان بسیارند و هم در آیندگان. پس به خلاف سابقون که در گذشتگان و امت های قبل از اسلام زیاد بودند و در آیندگان یعنی امت اسلام کمتر، اصحاب یمین در اولین و آخرین یعنی امت های قبل از اسلام و اسلام، جمعیتی کثیر هستند.

وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَالِ ﴿۴١

و تیره بختان، چه تیره بختانی (۴۱)

اصحاب شمال همان اصحاب مشئمه هستند، که چون نامه ی اعمالشان به دست چپ آنها داده می شود، اصحاب شمال خوانده شدند. که خود نشانه و رمزی است برای تیره بختی و جرم و جنایت آنها. بیان “چه تیره بختانی” نهایت بدی حال ایشان را گوشزد می کند.

فِی سَمُومٍ وَحَمِیمٍ ﴿۴٢ وَظِلٍّ مِّن یَحْمُومٍ ﴿۴٣ لَّا بَارِ‌دٍ وَلَا کَرِ‌یمٍ ﴿۴۴

در باد سوزان و آب جوشانند (۴۲) و در سایه ای از دود سیاه (۴۳) نه خنک است و نه خوش (۴۴)

در میان بادهای کشنده و آفتاب سوزان قرار دارند و در سایه ی دودهای متراکم و آتش زا، سایه ای که نه برودت دارد و نه هیچ فایده ای. در واقع باد سوزان کشنده که در تمام سوراخ های ریز بدن انسان داخل می شود از یک سو، و آب جوشان مرگ بار از سوی دیگر، چنان آنها را گرفتار می سازد که هیچ توانی برای آنها باقی نمی گذارد، اگر هم به سایه ای پناه می برند، سایه ی دود داغ و خفه کننده است، که نه مانع حرارت می شود و نه آنها را خنک می کند، و نه مانند سایه بان دنیایی مانع ریزش آب و محافظت از باد و سایر منافع می شود؛ بلکه این سایه در نهایت شرّ و زیان است.

إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَٰلِکَ مُتْرَ‌فِینَ ﴿۴۵ وَکَانُوا یُصِرُّ‌ونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِیمِ ﴿۴۶

همانا آنان پیش ازاین خوشگذران بودند(۴۵)و برگناه بزرگ اصرار می ورزیدند(۴۶)

علت استقرار اصحاب شمال در چنین عذابی این است که در دنیا مست و مغرور نعمت بودند وآن چنان سرگرم نعمت ها بودندکه از ماورای نعمت غافل می ماندند.”مترف” کسی است که به نعمت های دنیوی دلبستگی پیدا کرده است، چه آن نعمت هایی که دارد و چه آنهایی که در طلبش است خواه کم و خواه بسیار، چون مواقعی می شود که افرادی با داشتن نعمت های مادی بسیار مترف نمی شوند و افرادی با کمترین نعمت، دست خوش اتراف می شوند. سپس می فرماید: آنها بر شکستن عهد و پیمانی که با سوگند بر آن تأکید شده بود، اصرار داشتند. یعنی آنها تن به پرستش و بندگی پروردگار خود نمی دادند، عبادتی که بر حسب فطرت بر آن پیمان بسته بودند، اما در عین سپردن چنین پیمان فطری، غیر پروردگار خود را اطاعت می کردند.

وَکَانُوا یَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَ‌ابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿۴٧ أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ﴿۴٨

و می گفتند: آیا وقتی مردیم و خاک و استخوان شدیم، ما برانگیخته می شویم؟ (۴۷) همچنین نیاکان ما (۴۸)

یکی دیگر از اوصاف اصحاب شمال، انکار قیامت است که البته در این کار اصرار و پافشاری می کردند. بعد می گفتند: آیا پدران ما که هیچ اثری از آنها باقی نمانده دوباره زنده می شوند؟ یعنی منکران قیامت، زنده شدن پدران پوسیده ی خود را بعیدتر از زنده شدن خود می دانستند.

قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِ‌ینَ ﴿۴٩ لَمَجْمُوعُونَ إِلَىٰ مِیقَاتِ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿۵٠

بگو: به طور قطع اولین و آخرین (۴۹) جملگی در آن وعده گاه روز معلوم گردآورده می شوند (۵۰)

بگو: نه فقط شما و پدرانتان، بلکه تمام خلایق ازاولین تا آخرین، درآن وعده گاه،یعنی روز قیامت، جمع می شوند. پس معاد و رستاخیز همه ی انسان ها در یک روز و همراه هم است و برای خدای تعالی زنده کردن مردگان قدیم و جدید هیچ فرقی ندارد.