ترجمه و توضیح سوره کافرون

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندى که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش از آن مؤمنین است.

قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ ﴿١ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿٢

بگو: ای کافران! (۱) من هرگز آنچه را که شما می­ پرستید نمی پرستم (٢)

قابل توجه این که بت پرستان، خالق جهان را خدا می­ دانستند، امّا معتقد بودند که بتها را باید عبادت کرد، تا واسطه ای در درگاه خدا شوند؛ یعنی توحید عبادت را قبول نداشتند. اینجاست که قرآن می فرماید: عبادت باید فقط برای خدا باشد، نه بتها، نه هر دوی آنها.

وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿٣

و نه شما آنچه را که من پرستش می کنم می پرستید (٣)

در واقع آیه جدایی کامل بین خط رسول الله (ص) و کافران را مشخص می کند، چون هم رسول الله (ص) در ایمانش نسبت به خدا راسخ است و هم کافران در تقلید کورکورانهی خود و پرستش بتها، لجوج و مُصِرّ هستند؛ پس تا ابد اشتراکی در دین بین رسول خدا و کفار واقع نخواهد شد.

وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ ﴿۴ وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿۵

و نه من، هرگز آنچه را شما پرستش کرده اید می پرستم (۴) و نه شما آنچه را که من می­ پرستم عبادت می کنید (۵)

امام صادق (ع) می فرماید: سبب نزول این آیات و تکرار آن این بود که قریش به رسول خدا پیشنهاد کردند که یک سال تو خدایان ما را بپرست، سال دیگر ما خدای تو را می ­پرستیم، وهمچنین سال بعد تو خدایان ما را بپرست و سال دیگر (چهارم) ما خدای تو را می­ پرستیم ،آیات فوق نازل شد و تمام این پیشنهادها را نفی کرد.

لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ ﴿۶

حال که چنین است آیین شما برای خودتان و آیین من برای خودم (۶)

لحن آیه به خوبی نشان می دهد که این تعبیر نوعی تحقیر و تهدید است، یعنی آیین شما به خودتان ارزانی باد! و به زودی عواقب نکبت بار آن را خواهید دید، زیرا شرک از هر کاری منفورتر و گناهی نا بخشودنی است، پس نباید تصور کرد که این سوره جواز بت پرستی را می دهد.

پس موضوع درگیری رسول الله (ص ) با کفار عالم بر سر دو موضوع است، که یکی سر معبود است که آ نها پیامبر را این معلم توحیدی را که می خواهد همه ی عالم را به سمت توحید هدایت کند، به بت پرستی و شرک دعوت می کنند. و موضوع دوم درگیری سر دین است، و حالا دین چیست؟ دین مناسک پرستش معبود است، پس موضوع دین پرستش معبود است، یعنی پرستش خدای متعال ظاهرش عمل به شریعت است و  باطن عمل به شریعت، پذیرش ولایت الله است، یعنی تسلیم به سرپرستی الله، این تسلیم بودن مناسک دارد، پس اگر کسی به شریعت عمل کرد، قلب و فکر و قوانینش تسلیم شد، ولایت الله را قبول کرد و در چهارچوب ولایت حرکت کرد، آن وقت به مقام بندگی و سجده در مقابل اله بودن خدای متعال می رسد.