ترجمه و توضیح سوره قارعه

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوندی که رحمت عامّش شامل همه و رحمت خاصّش از آن مؤمنین است.

الْقَارِعَهُ ﴿١ مَا الْقَارِعَهُ ﴿٢ وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْقَارِعَهُ ﴿٣

آن حادثه‎ی‎کوبنده (١) و چه حادثه‎ی‎کوبنده­ ای؟! (٢) و تو چه می ­دانی که آن حادثهی‎ کوبنده چیست؟ (٣)

قارعه از ماده قَرَعَ است که به معناى کوبیدن بسیار سخت است و به این سبب قیامت را قارعه نامیده که دلها را با فزع (ترس) شدیدش و دشمنان خدا را با عذابش می کوبد. آیهی دوم از عظمت قیامت خبر می ­دهد. یعنی ظرفیت فکری بشر کوچک تر از آن است که به عظمت و ذات آن پی­ ببرد.

یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ﴿۴

روزی است که مردم چون پروانه های پراکنده به هر سو می­ دوند (۴)

روزی که مردم از قبرها سر در می­ آورند، آن چنان ترس و اضطراب و حیرت احاطه شان کرده که بی اختیار و بی هدف مانند پروانه ها به هر سو پیش می­ روند؛ زیرا این نوع حشرات برخلاف سایر پرندگان در پرواز کردن به طرف معینی نمی­ روند و به طور ناهماهنگ پرواز می­ کنند.

وَتَکُونُ الْجِبَالُ کَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ ﴿۵

و کوه ها چون پشم رنگارنگ حلاجی شده، میگردند (۵)

این تشبیه اشاره دارد به این که در آن روز کوه­ها که رنگ­های مختلف دارند با زلزله‎ی قیامت متلاشی و چون پشم حلاجی شده می ­گردند.

فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ ﴿۶

و اما کسی که ترازوهای اعمالش سنگین است (۶)

اعمال هم مانند هر چیزی برای خود وزن و ارزشی دارد و هر عملی که نزد خدا قدر و منزلت بیشتری داشته باشد سنگین تر است، مانند ایمان به خدا و انواع اطاعت­ها و بدیهی است اعمال هر چه وزین تر باشد، سعادت بیش تری به دنبال دارد.

فَهُوَ فِی عِیشَهٍ رَّاضِیَهٍ ﴿٧

پس او در یک زندگی رضایت بخش خواهد بود (۷)

این امتیاز بزرگ مخصوص زندگی آخرت است، چرا که زندگی دنیا هرقدر مرفه و پر نعمت و توأم با أمن و أمان، رضایت و خشنودی باشد باز از عوامل ناخشنودی خالی نیست، تنها زندگی آخرت است که سراسر رضایت، خشنودی، آرامش، امنیت و مایهی آسودگی خاطر است.

وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ ﴿٨

و اما کسی که ترازوهای اعمالش سبک است (٨)

سبکی و سنگینی هر عملی به اندازهی حق بودن آن است. بنابراین، اعمالی که باطل است وزن وارزش ندارد، مانند: کفر، انواع نافرمانی ها و گناهان، پس فردی که تمام اعمالش باطل است پاداشی ندارد. نتیجه این که فقط اعمال خیر محاسبه و وزن می شوند، برای تشخیص میزان حقانیّت اعمال آنها را با معیار و میزان های مختلفی می­ سنجند مانند اولیاء الله و یا قوانین الهی چنانچه علی (ع) یکی از میزان هاست.

فَأُمُّهُ هَاوِیَهٌ ﴿٩ وَمَا أَدْرَاکَ مَا هِیَهْ ﴿١٠ نَارٌ حَامِیَهٌ ﴿١١

پس پناهگاهش هاویه است (٩) و تو چه می­ دانی هاویه چیست (١٠) آتشی است سوزان! (١١)

نامگذاری جهنم به هاویه از این جهت است که این کلمه از ماده هوی گرفته شده، که به معنای سقوط  است، چرا که گنهکاران در آن سقوط می­ کنند و نیز اشاره به عمق آتش دوزخ است و اگر هاویه را مادر دوزخیان خوانده از این باب بوده که مادر، پناهگاه فرزند و مرجع اوست، به هر طرف که برود دوباره به دامن مادر بر می­ گردد، جهنم هم برای دوزخیان چنین مرجع و سرانجامی است چون که آنها یک عمر مقصدشان جهنم بوده حالا به دامن او بر می­ گردند. در واقع این آیات دلالت بر عظمت آتش دوزخ وفوق تصوّر بودن آن می­ کنند.