ترجمه و توضیح سوره واقعه۷۴-۵۱

ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا الضَّالُّونَ الْمُکَذِّبُونَ ﴿۵١ لَآکِلُونَ مِن شَجَرٍ‌ مِّن زَقُّومٍ ﴿۵٢ فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿۵٣

سپس شما ای گمراهان تکذیب کننده! (۵۱) از درختی که از قوم است خواهید خورد (۵۲) و شکم ها از آن پر می کنید (۵۳)

جالب این است که آیات، اصحاب شمال را به ضالّین و مکذّبین خطاب می کند تا بفهماند که اگر به این سرنوشت دچار شدند به این دلیل است که از طریق حق گمراه بودند، و در مقابل حق، روح عناد و لجاجت داشتند؛ و اگر تنها گمراه بودند و دیگر تکذیب نمی کردند، امید آن می رفت که نجات یابند، اما درد آنها تنها گمراهی نبود. خوراک این ها زقوم است که گیاهی تلخ و بدبو و بد طعم می باشد، اما گرسنگی آنها به قدری شدید است که حریصانه به سوی این غذای ناگوار می روند و شکم هایشان را پر می کنند.

فَشَارِ‌بُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَمِیمِ ﴿۵۴ فَشَارِ‌بُونَ شُرْ‌بَ الْهِیمِ ﴿۵۵ هَـٰذَا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ ﴿۵۶

پس بر سر آن از آب جوشان می نوشید (۵۴) نوشیدن شتران عطش زده (۵۵) این است پذیرایی آنان در روز جزا (۵۶)

پس از خوردن زقوم، حریصانه روی آن غذا از آب سوزان می نوشند، مانند شترانی که بیماری عطش دارند، اما هرچه می نوشند رفع عطش نمی شود. این است وسیله ی پذیرایی از آنها در قیامت. آیه در حقیقت طعنه می زند که وقتی پذیرایی آنها چنین است وای به حال مجازات و کیفر آنان!

نَحْنُ خَلَقْنَاکُمْ فَلَوْلَا تُصَدِّقُونَ ﴿۵٧

ما شما را آفریده ایم، پس چرا تصدیق نمی کنید؟ (۵۷)

حاصل مفاد آیه این است که: ما شما را خلق کرده ایم، و می دانیم که با شما چه می کنیم، و به زودی آنچه را به شما وعده داده ایم، درباره ی شما انجام خواهیم داد، و اینک به شما خبر می دهیم که به زودی زنده تان می کنیم، و دربرابر آنچه می کردید جزایتان خواهیم داد؛ با این حال چرا خبرهایی را که در کتاب آسمانی شما آمده، و ما این خبرها را به شما می دهیم، تصدیق نمی کند؟

أَفَرَ‌أَیْتُم مَّا تُمْنُونَ ﴿۵٨ أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ ﴿۵٩

آیا از آنچه فرو می ریزید آگاهی دارید؟ (۵۸) آیا شما آن را می آفرینید یا ما آفریننده ایم؟ (۵۹)

می فرماید: به من خبر دهید، در خلقت انسان ها شما پدران و مادران غیر از ریختن نطفه چه نقشی دارید؟ آیا شما آن نطفه را به صورت انسانی مثل خود درمی‎آورید، یا خالق آن ماییم؟ تحولات عجیبی را که جنین در رحم مادر پشت سر می گذارد از ناحیه ی شماست یا خدا؟ آیا کسی که قدرت بر آفرینش های مکرر جنین دارد، از زنده کردن مردگان در قیامت عاجز است؟

نَحْنُ قَدَّرْ‌نَا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ ﴿۶٠

ماییم که میان شما مرگ را مقدر کرده ایم و ما ناتوان نیستیم (۶۰)

ممکن بود سؤال شود اگر واقعا خلقت به دست خداست، پس چرا خلقت دست خوش مرگ و نابودی می شود، و آیا این به معنای آن نیست که عوامل مرگ زا بر اراده ی خدا غالبند؟ آیه برای رفع این توهّم پاسخ می دهد: که مرگ را هم ما در بین شما قرار دادیم و خواستیم تا فلان مدت زنده باشید و در رأس آن مدت بمیرید، نه این که خدا نمی تواند به مخلوق زنده اش دوام بیشتری بدهد؛ و نه این که نمی‎تواند از هجوم عوامل ویرانگر جلوگیری‎کند؛ زیرا او قادر مطلق و اراده‎اش شکست ناپذیر است، خودش مرگ انسان را مانند حیاتش تقدیرکرده است.

عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَکُمْ وَنُنشِئَکُمْ فِی مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۶١

بر این که امثالتان را به جای شما قرار دهیم و شما را در جهان دیگری که نمی دانید آفرینش تازه ای بخشیم (۶۱)

حاصل معنای دو آیه این است که: ما مرگ را در بین شما مقدر کردیم، نه این که ناشی از نقصی در قدرت ما باشد، به این معنا که ما نتوانیم وسیله ی ادامه ی حیات را برای شما فراهم کنیم، یا این که اسباب ویرانگر و مرگ و میر آور بر اراده ی ما غالب شده، و ما را در حفظ حیات شما عاجز کرده باشد؛ بلکه خود ما شما را بر این اساس آفریدیم که بعد از مدتی معین بمیرید، چون خلقت ما بر اساس تبدیل امثال است یعنی طبقه ای بمیرند، و جا برای طبقه ای دیگر باز کنند، و نیز بر این اساس است که بعد از مردن شما خلقتی دیگر ورای خلقت ناپایدار دنیوی به شما بدهیم، پس مرگ عبارت است از انتقال از خانه ای به خانه ای دیگر، و از خلقتی به خلقتی بهتر، نه این که فنا و نابودی باشد.

وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَهَ الْأُولَىٰ فَلَوْلَا تَذَکَّرُ‌ونَ ﴿۶٢

و همانا شما پیدایش نخستین خود را دانسته اید، پس چرا توجه نمی کنید؟ (۶۲)

یعنی علم به خصوصیات این جهان، خود به خود انسان را معتقد به معاد می سازد؛ زیرا از نظام حیرت انگیز عالم دنیا این یقین به دست می آید که لغو و باطلی در عالم هستی نیست، و به طور قطع برای این جهان فانی، هدفی است و آفرینش آن پوچ و بی حاصل نمی باشد؛ ما در همین دنیا می بینیم که هر موجودی به سوی سعادت خاص خودش هدایت می شود، و انسان نیز از این قاعده نمی تواند مستثنی باشد و باید از طریق بعثت انبیا و اوامر و نواهی الهی به سوی سعادتش هدایت شود، و این صورت نمی گیرد مگر این که دربرابر اعمال نیک، پاداش و دربرابر اعمال زشت، کیفری مقرر شود؛ و چون دنیا برای این پاداش و کیفر تنگ است ناگزیر باید عالم دیگری که همان عالم آخرت است، باشد. به هرحال این که چگونه ممکن است انسان ها یک بار دیگر زنده شوند، دلیلش در همین دنیا هست، زیرا خدایی که این عالم را از نیستی به هستی درآورد، این قدرت را دارد که برای بار دوم آن را ایجاد کند.

أَفَرَ‌أَیْتُم مَّا تَحْرُ‌ثُونَ ﴿۶٣ أَأَنتُمْ تَزْرَ‌عُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِ‌عُونَ ﴿۶۴ لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ﴿۶۵ إِنَّا لَمُغْرَ‌مُونَ ﴿۶۶ بَلْ نَحْنُ مَحْرُ‌ومُونَ ﴿۶٧

آیا آنچه را که می‎کارید، دیده اید؟(۶۳) آیا شما آن را می رویانید یا ما رویاننده‎ایم؟(۶۴) اگر میخواستیم قطعاآن را خاشاک می‎کردیم، پس درشگفت می شدید (۶۵) در واقع ما زیان دیده ایم (۶۶) بلکه ما محروم شده ایم (۶۷)

در واقع بعد از این که منکرین معاد را به کیفیت آفرینششان و تقدیر مرگ و میر در میان آنها تذکر داد، و فرمود که همه ی اینها برای معاد و جزا مقدمه است، از این آیات به بعد شروع می کند به شمردن سه تا از حوایج زندگی انسان ها، زراعت، آب، آتش، تا بدین وسیله ربوبیت خدا و تدبیر امور عالم دنیا را اثبات و گوشزد کند، که نظام حاکم بر این جهان دارای هدف است تا به طور طبیعی انسان متوجه‎ی معاد بشود. قابل توجه این که: آیه ی شریفه کشت کردن را به انسان نسبت می دهد، اما زراعت کردن را کار خدا می داند؛ زیرا انسان کاری را که در مورد زراعت می کند این است که دانه ای را می افشاند و کنار می رود، این خداست که با خلق عوامل طبیعی سبب می شود تا دانه رشد و نمو کند. سپس خدای تعالی برای این که به انسان نشان دهد که هیچ نقشی در رشد و نمو گیاهان به جز افشاندن دانه ندارد، می فرماید: ما اگر می خواستیم شما روزی نداشته باشید می توانستیم آن را گیاهی بی استفاده کرده و قبل از رسیدن به ثمر، آن را بخشکانیم و با وزش بادها متلاشی کنیم، آن وقت از سرنوشت خود تعجب می کردید و با حسرت به یکدیگر می گفتید: به راستی در غرامت و خسارت سنگینی واقع شدیم، چون زحمت و دارایی ما به هدر رفت. و این نشان می دهد که اگر زارع حقیقی انسان بود به چنین سرنوشتی دچار نمی شد.

أَفَرَ‌أَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَ‌بُونَ ﴿۶٨ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿۶٩ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْکُرُ‌ونَ ﴿٧٠

آیا آبی را که می نوشید، دیده اید؟ (۶۸) آیا شما آن را از ابر فرو فرستاده اید یا ما فرو فرستاده ایم؟ (۶۹) اگر می خواستیم آن را تلخ می گرداندیم پس چرا شکر نمی کنید؟ (۷۰)

یعنی، بر تشکیل ابرها و چگونگی تبخیر آب و ریزش باران نظام حیرت انگیزی حاکم است که با کمی تفکر در آن می توان بهترین دلیل برای اثبات معاد را به دست آورد. تحریک بر شکرگزاری به خاطر این است که شکرگزاری همان عبادت خداست و همین ‎که به زبان و عمل اظهار شود که این نعمت ها از آن خداست، عبادت صورت گرفته است.

أَفَرَ‌أَیْتُمُ النَّارَ‌ الَّتِی تُورُ‌ونَ ﴿٧١ أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَ‌تَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِئُونَ ﴿٧٢ نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْکِرَ‌هً وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِینَ ﴿٧٣

آیا آن آتشی را که برمی افروزید، دیده اید؟ (۷۱) آیا درختش را شما پدید آورده اید یا ما پدید آورنده ایم؟ (۷۲) ما آن را یادآوری و متاعی برای مسافران قرار داده ایم (۷۳)

می فرماید: آیا این آتشی که شما روشن می کنید، خود شما چوبش را پدید آورده، درختش را ایجاد کرده اید، یا پدید آورنده اش ما بودیم؟ این ما بودیم که آن را وسیله ی یادآوری و مایه ی زندگی برای شما قرار دادیم، شمایی که اگر دستگیری ما نبود سرگردان و بیچاره بودید. درواقع حرارت ناشی از انواع آتش ها، دنیای صنعتی را به حرکت در می آورد و چرخ های عظیم کارخانجات را به گردش وا می دارد، که اگر این شعله ی عظیم که همه از درختان است، روزی خاموش شود نه تنها چراغ تمدن که چراغ زندگی انسان ها نیز خاموش خواهد گشت . پس آیا خدایی که این چنین امور بندگان را تدبیر می کند و همه چیز را به خدمت او درآورده، ممکن است غرضی از خلقت انسان نداشته باشد.

فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَ‌بِّکَ الْعَظِیمِ ﴿٧۴

پس به نام پروردگار بزرگ خود تسبیح گوی (۷۴)

بعد از آن که خدای متعال شواهد ربوبیّت خود را برای کفار ذکر کرد فرمود: او کسی است که شما را خلق کرد و امورتان را تدبیر نمود، و او به زودی مبعوثتان می کند، تا جزای اعمالتان را بدهد. و چون کفار با شنیدن این بیانات همچنان به تکذیب خود ادامه دادند، روی سخن را از ایشان برگردانیده متوجه رسول گرامی خود کرد، تا بفهماند این مردم حرف به خرجشان نمی رود؛ پس به رسول خود خطاب می کند که: خدا را از شرکی که مردم می ورزند و نیز از تکذیبی که درباره ی زنده شدن مردگان و جزا دارند، منزه بدارد.